Linnfashion.com

 

 

 

 

موزیک ها

http://www.djpushkin.com/2010/10/22/boney-m-sabrina-samantha-fox-dj-aligator-and-more-amnesia

 


 http://hiphopisdream.com/lil-wayne-time-tunechi/

 

 

Lady Gaga به نام Greatest

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای Lady Gaga به نام Greatest با 2 کیفیت

Lady Gaga - Greatest



 

Mp3 128

Greatest

 

Ogg

Greatest

Rihanna با نام Who's That Chick

آهنگ جدید و بسیار زیبای Rihanna با نام Who's That Chick با 2 کیفیت

Rihanna - Who's That Chick



 


Mp3 128

Who's That Chick

 

Ogg

Who's That Chick

50Cent به نام Burn Me

آهنگ جدید و بسیار زیبای 50Cent به نام Burn Me با 2 کیفیت

50Cent - Burn Me



 




Mp3 128

Burn Me

 

Ogg

Burn Me

Rich Girl به نام Decisions

آهنگ جدید و بسیار زیبای Rich Girl به نام Decisions ... با دو کیفیت

Rich Girl - Decisions




 


 

 

 Mp3 128

Decisions

 

Ogg

Decisions

Rihanna با نام Only Girl In The World

 

رمیکس فوق العاده زیبا از آهنگ Rihanna با نام Only Girl In The World ... با 3 کیفیت

( Remix : Dj Aligator )

Rihanna - Only Girl In The World

 

 

 Only Girl In The World

 

 Only Girl In The World

 Only Girl In The World

yeah


صبا کمالی عکس




تو اهل پاییزی من عاشق پاییز

نـمیدونم از کـــجا شـــروع کــــــــنم I♥U
قــــصه ی تـلخ و سـادگــــــــــیم روI♥U
نــــمیدونم چــرا قـــسمت مـیکنمI♥U
روزهــــای خـوب زنـدگیــــــــم روI♥U
چــــــــــــرا تـو اول قـصه هــمهI♥U
دوسـتم مـیدارن وســط قصـهI♥U
میشه سر به سرمن میزارنI♥U
تا میخواد قـصه تـموم شه I♥U
هـمـــــــه تـنهام مـیزارن I♥U
مـــیتونم مـثل هــمه دوI♥U
رنــگ بــاشــــــــــــــمI♥U
و دل نـبـــــــــــــــــازمI♥U
مـیتونم مـثل همه یـه I♥U
عشق بادی بسازم تـــاI♥U
با یک نیش زبون بترکــــهI♥U
و خــــــراب بـشه تـا بـیان I♥U
جــــــمعش کـنن حـبــــــابI♥U
دل ســــــــراب بـــــــــــــشهI♥U
مـیتونم بـــــازی کـنم بـــــــــا I♥U
عـشق و احــــــــساس کـسیI♥U
مـیتونم درسـت کـنم تـــــــــرس I♥U
دل و دلواپسی مـیتونم دروغ بـگم I♥U
تـا خـودمو شـنی کـنم ، مـــــــیتونمI♥U
پـشت دلــــها قـایم بـــــــــــــشم I♥U
کـمین کـنم ولـی با ایـن هـمــــهI♥U
حــرفها بـاز مــــــنم مـثل اونـــاI♥U
یـــــــه دروغــــــگو مـــــیشمI♥U
هـمیشـــــــــــه ورد زبـونـــاI♥U
یـه نـفر پـیدا بـشه بـــــــهI♥U
مـن بـگه چـیکار کـنـــــمI♥U
بـــــــا چـه تـیری اونــیI♥U
کـــــــــه دوستـش دارمI♥U
شـــــکار کنم مـن باید از I♥U
چـی بـفهمم چــه کــسیI♥U
دوســتم داره ، تـوی دنـیــــاI♥U
اصـلا عـــــــــــــشق واقـعی I♥U
وجود داره ؟ بــــــــراش بنويس I♥U
بـراش بنويس دوســـــــتت دارم I♥U
آخه میدونی آدما گاهی اوقــــات I♥U
خیلی زود حرفشونو از یاد مـــیبرن I♥U
ولي يه نوشته به اين سادگيهـــــــا I♥U
پاک شدني نيســــــت ، گرچـــــــــه I♥U
پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک I♥U
قلب هم ساده تره ، ولي تو بنويس I♥U

گربه  هه. نبینی عمرت هیچه



  EMO GIRLS   &    EMO BOYS

امیدوارم که از سری جدید خوشتون بیاد!!!!!

                               

هر عکسی رو خواستین حتما بگید تا واستون بذارم و منتظر تازه های من باشید...........

                EMO GIRLS   &    EMO BOYS

Katie Crush Dresses

                          In Love                   Happy Dance              Happy Dance

 

یک سری جدید عکس های EMO

یک سری جدید و جالبه دیگه از عکس های EMO امیدوارم که خوشتون بیاد ....

راستی نظر یادتون نره ها.........

 

                                      French Kiss

                                    French Kiss

انواع جن

تقسیم بندی اجنه به نوع شاید تقسیم بندی منطقی به نظر نرسد زیرا نوع آنها همان جن است اما چون اختلاف در شکل و شمایل ، مرام ، طریقه زندگی و نیروهای آنها بسیار متفاوت است ما از لفظ عامیانه انواع استفاده منمائیم
جن از ابعاد مختلف شامل تقسم بندی مختلف است
· تقسیم بر اساس ماهیت : آتش ، هوا ، دود (در همین قسمت صحبت میشود)
· تقسیم بندی از لحاظ مکان زندگی (مراجعه شود به قسمت مکان زندگی)
· تقسیم بندی بر اساس دین و آئین (مراجعه شود به قسمت دین و مذهب )
· تقسیم بر اساس طوایف و مرام (در همین قسمت صحبت میشود)


البته با توجه به تحقیقات و تکمیل مطالب امکان جابجایی ، ادغام و اضافه شدن تقسیم بندی ها وجود دارد.

تقسیم بر اساس ماهیت........................................ ..............................

جن ها از لحاظ ماهیت یا بهتر بگوییم غالب بودن خواص به سه دسته تقسیم میشوند:
جنهایی که به رنگ تیره رویت میشوند که در آنها دود آتش بر دیگر مواد غالب است : که سرعت آنها به نسبت انواع دیگر متوسط است .
جنهایی که سرخ رنگ هستند و در آنها شعله و رخشندگی غالب بر مواد دیگر است : آنها دارای قدرت خاصی هستند و ارتباط با آنها باعث عوارض و بیماریهای بیشتری در انسانها میشود از جمله کم سو شدن سریع چشم به عنوان مثال ع.احمدی از اساتید علوم غریبه که در امور سایت ما را یاری میکنند درباره ارتباط با این نوع اجنه میگویند به علت مداوت زیاد به این کار در حال حاضر نمیتوانند عقربه های ساعت را که در فاصله یک متری شان قرار دارد تشخیص دهند ایشان میگویند هر گاه میخواهم به اطراف نگاه کنم حرارت ، گوشه چشمانم را اذیت میکند.
جنهایی که به رنگ سفید و گاهی شفاف دیده میشوند در آنها هوا و حرارت (انرژی حاصل از آتش )غلبه دارد ، از لحاظ قدرت بسیار قوی و دارای قابلیتهای بالایی هستند و تسخیر آنها حتی توسط مجربین اهل احضار بسیار خطرناک و پرضرر است به گفته اساتید گاهی پس از گذراندن ریاضتهای طاقت فرسا برای تسخیر این نوع از جن ، انسان در هنگام رویت ابتدا دچار احساس راحتی شده و حالت سرخوش به او دست میدهد و پس از دقایقی با جاری شدن خون از بینی ، احساس خواب آلودگی کامل کرده و از هوش میرود و با تجدید ملاقات ، اختلالات مغزی بر او عارض میشود گاهی اوقات در ابتدای امر شخص به علت سکته مغزی یا ایست قلبی جان خود را از دست میدهد.

تقسیم بر اساس طوایف و رفتارها .................................................. .............

همانطور که انسانها دارای طوایف گوناگون و قبایل بیشمار هستند، اجنه ، به علت جمعیت زیادشان به نسبت انسانها دارای طوایف بسیار میباشند که قابل شماره نیست .
ما در اینجا قسمتی از تحقیقاتی که در کتب مختلف انجام گرفته بیان میکنیم:
((شیرین یربوع))نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن زیاد بسر می برند.
این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ، با او به بازی می پردازد ، همانطوری که گربه با موش بازی می کند و بتدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو است ، مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او می پردازد .
((شیرین یربوع)) تا مدت زمان طولانی با ((سعلات)) همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ، سعلات برقی را دید و قصد آن کرد و رفت.فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده بودند ، بنی سعلات می گویند.نوعی دیگر از جن وجود دارد که بنام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن بسر می برد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده است.
اگر این جن به کسی دست یابد ، با او مجامعت می کند و اهالی آن سرزمین ها این جن را می شناسند. این جن چنانچه به هر کس ***** کند به او زحمت می دهد تا حدی که ممکن است موجب هلاک وی شود زیرا قضیب او مانند سر گاو است.
مردم وقتی که او را می بینند از خود بی خود می شوند .اما گاها نیز ممکن است که مردی شجاع با این نوع از جن برخورد کند که در این موقع جن قصد او نمی کند. به عبارت دیگر جرأت جسارت به او را ندارد!نوعی دیگر از جن بنام الغدار وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد ، هلاکش می کند.
گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک نمود. از انواع دیگر جنها که از او نام می بریم ، جنیست که (( وشق )) نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که نسناس از این نوع جن به وجود آمده است. نسناس طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر ، در زمین میزیستند و سپس منقرض شدند.
گفته می شود که دانشمندان بقایای جسد نسناس هایی را از زیر خاک به دست آورده اند. اگر وشق کسی را دربیابانها و جنگلها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند،به شخص حمله ور می گردد.
در یکی از سفرها ، علقمة بن سفیان ، وشق را دید. هر دو به جانب همدیگر حمله ور شدند و علقمة ضربتی با شمشیر بر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمة ، ضربتی بر علقمة وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.
علاوه بر جن های نام برده در فوق از جنی بنام « منها » یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب از خود بروز می دهد تا پرهیزگاران و عابدان چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند و آنچه از آنها صادر می شود واقعا" از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار عجب و غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.
حکایتی را در این باب جهت روشن شدن موضوع ذکر می کنیم:
می گویند که یکی از زاهدان صومعه ای داشت و مهمانی نزد آن زاهد آمد.مهمان می دید که هر شب هنگام افطار نزد زاهد ، چراغ و چراغدان و سفره ای حاضر می شود. مهمان متعجب می شد لذا از زاهد پرسید که این وسایل از کجا می آیند؟ زاهد در جواب دادن به مهمان روی گردانید. مهمان در سئوال خود اصرار ورزید. زاهد گفت: مدتی است که هر شب چنین می شود تا من گمان کنم که اینها از کرامات من است اما من در همان وهله ی اول دانستم که او شیطان است.به محض اینکه سخن زاهد به اینجا رسید ، فورا" چراغ خاموش شد . جناب آقای پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن




اجنه از نظر خلقت و ترکیب دارای انواعی هستند که از جمله آنها عبارتند از:

1-جن:وجود جن به تنهایی

2-عامر:به گروهی از اجنه گفته می شود که با مردم نشست و برخاست دارند وبا آنان زندگی می کنند.

3-شیطان:به گروه بد ذات و خبیث اجنه گفته می شود.

4-عفریت:به آن گروه از اجنه می گویند که دارای مقام و منزلت والایی بوده و از قدرتهای فوق العاده ای بهره مند هستند.

حقايقي در مورد ماهيت جن

((*و اذ قلنا للملئكه اسجدوا لادم فسجد وا الا ابليس كان من جن ففسق ان امر ربه افتتخذونه و ذريته اولياء من دوني و هم لكم عدو بئس للظلمين بدلا *
و هنگامي كه گفتيم به فرشتگان سجده كنيد براي آدم ، سجده كردند جز ابليس {كه} از جن بود ، پس سرپيچيد از فرمان پروردگار خويش ، آيا او نژادش را {بجاي من} به دوستي خود بر ميگزينيد ، در حالي كه آنان براي شما خطرناكند . چه زشت است ستمگران را بدلي )) >> سوره كهف آيه 50<<
اين مطلب صرفا جنبه توجيهي در مورد ماهيت اجنه و شيوه زندگي آنان بنا به روايات ائمه دارد و اين حقير قصد جسارت به فرد و افرادي كه ادعاي ديدار از بناهاي باشكوه اجنه و يا دنياي ديگر را دارند و حضور اجنه به صورت مادي را مدعي ميشوند ندارم .
1-جن چيست ؟
2-ماهيت جن و نحوه زندگي اجنه ؟
3-محل زندگي جن چگونه بايد باشد؟
4-آيا اجنه قدرت تفكر ، خلاقيت ، نو آوري دارند ؟
5-نتيجه گيري.

جن چيست ؟
تعاريف گوناگوني از جن كه تا بحال شنيده ايد را فراموش كنيد . ( حد اقل تا پايان مطالعه اين مطلب ) .
جن موجودي است نامرئي ، بدون زيست بوم ، با قدرت تفكر ، خوب و بد . اصولا تمام جانداراني كه قدرت تفكر دارند به 2 دسته خوب و بد قابل تقسيم هستند كه اين موضوع در مورد جن نيز صادق است .
چرا جن نامرئي است ؟ اگر اجنه نامرئي هستند چگونه ميتوان آنها را ديد ؟
سعي كنيد موجودات را آنگونه كه هستند بپنداريد نه آنگونه كه دوست داريد ، چرا كه ممكن است ذهن شما قدرت درك حقايق در برهه اي از زمان را نداشته باشد . طبيعت آفرينش جن به صورتي است كه ميتواند خود را پراكنده سازد ، در لحظه اي مسافت بيش از چنديدن كيلومتر را طي كند و در يك غالب كوچك جاي بگيرد .
مثال: هوا را در نظر بگيريد ، هوا وجود دارد ، اما قابل ديدن نيست حال آنكه همه ما ميتوانيم هوا را درك كنيم ، اگر بخواهيم هوا را ببينيم كافي است در يك روز ابري به آسمان نگاه كنيم ، هوا را به صورت ابر مشاهده ميكنيم ، مه ، گرد و غبار و… همه باعث ميشوند كه مابتوانيم هوا را به صورت نا چيز ببينيم . جن هم براي مشاهده شدن نياز به در آميخته شدن با اجسام خارجي دارد!!! . هر وقت فردي ادعا كرد كه موجودي به رنگ خاكستري و شبيه به دود را مشاهده كرده ، بدانيد كه واقعا جن ديده است .
يك داستان از قرآن :
زماني كه سليمان از لشكريان خود خواست تا تخت ملكه ي صبا را برايش بياورند ، يك نفر از سپاه اجنه تخت را در چشم بر هم زدني حاظر كرد . از اين داستان به خوبي ميتوان فهميد كه جن فاقد جسم است ، چراكه اگر موجودي جسم داشته باشد هرگز قادر نخواهد بود تا با چنين سرعتي حركت كند !!!
دليل اينكه اجنه ميتوانند با سرعت بسيار زيادي حركت كنند اين است كه به سرعت در هوا پخش شده و در جاي ديگري دوباره متمركز ميشوند .

نحوه زندگي اجنه ؟
جن ها به صورت كاملا ابتدايي زندگي ميكنند ، بدون حتي كوچكترين وسيله جنگي ، دفاعي ، خوراكپزي و…
موجودي كه ذات نامرئي دارد ، نيازي به وسيله جنگ ندارد ، از طرفي تركيب ظاهري آنان به گونه اي است كه در يك لحظه مي توانند در همه جا باشند ، به اين لحاظ نيازي به مسكن و سر پناه احساس نمي كنند .
خوراك ، پوشاك و وسايل آنها چگونه تامين ميشود ؟
شايد اين سوال را صدها بار از خود پرسيده باشيد ، جواب آن بسيار ساده است . اجنه مواد و خوراك خود را از ما انسانها تا مين مي كنند .!!
يك حديث از حضرت علي (ع) :
در غذاي شما سهمي براي اجنه است ، استخوان هاي غذا را كاملا تميز نكنيد چرا كه در آن سهمي براي اجنه وجود دارد . اگر چنين كنيد آنان غذاي بهتري از شما مي برند . ،، كتاب گنج هاي معنوي . تاليف : رضا جاهد ،،

مكان زندگي اجنه :
هرگز تصور نكنيد اجنه در جايي بهتر از ما زندگي مي كنند ، بسيار احمقانه است اگر تصور كنيم آنها در زير آب يا در آسمان قصر و برج دارند!!!! هرگز چنين نيست ، اجنه معمولا در جايي زندگي مي كنند كه به غذا دسترسي آسان داشته باشند ، دره هاي متروك ، غارهاي نزديك به جنگل هاي ميوه دار ، باغ هاي متروك و مكان هايي شبيه به اين . اجنه معمولا از انسان فرار مي كنند ، هر جايي كه انسان شروع به ساختمان سازي كند اجنه تا حد زيادي از آن محل دور ميشوند .
دليل فرار اجنه از انسان اينست كه ذات الهي انسان براي جن مانند يك اسطوره و قديسه است ، انسان اشرف مخلوقات است و جن كه موجودي متفكر است اين مطلب را به خوبي درك ميكند.
يك نمونه از محل زندگي اجنه :
در استان چهار محال و بختياري نزديك به شهركرد ، درهاي مملو از درختان سيب وجود دارد كه به دره جني معروف است ، مردم روزانه از ميوه هاي اين درختان استفاده ميكنند اما شب هنگام هيچكس حق قدم گذاشتن به اين دره را ندارد . طبق داستانهاي قديمي كه در بين مردم منطقه سينه به سينه گشته است اين دره شب هنگام تحت اختيار اجنه براي تامين غذا قرار ميگيرد و اين پيماني است كه از چند صد سال پيش بين اجنه و انسانها بسته شده و تا به امروز پا برجا مانده است.
جن ها معمولا براي مراسمات خود از لباس هاي انسان ها استفاده ميكنند ، از آنجايي كه جن موجودي است متفكر ، نياز ذاتي او به زيبايي و تنوع انكار ناپذير است اما از آنجايي كه اين موجود غالب و تركيب خاصي ندارد ، لذا تنوع را هرچند براي مدتي كوتاه مي پسندد.
يك حديث :
هنگامي كه لباس خود را از تن بيرون ميكنيد ، بسم الله بگوييد تا اجنه در شب هنگام آنرا نپوشند . ،، كتاب گنج هاي معنوي . تاليف : رضا جاهد ،،
آيا اجنه قدرت تفكر ، خلاقيت ، نو آوري دارند ؟
جن موجودي است متفكر اما بدون قدرت خلاقيت ، البته ممكن است عدم تشكيل حكومت و سپاه توسط اجنه به قدرت خلاقيت آنها بستگي نداشته باشد بلكه دليل اينكه اجنه اختراع نمي كنند ، تحقيق نمي كنند و… اين باشد كه نيازي به دفاع از خود ندارند ، گرما ، سرما ، آتش و يخبندان بر روي آنان تاثيري ندارد .
نتيجه گيري :
در پايان ميتوانيم به يك نتيجه گيري كلي برسيم . اجنه موجوداتي ماوراء تصور ما هستند ، اما هرگز تصور نكنيد آنان از ما برترند ، انسان اشرف مخلوقات است ، طي چنيدن هزار سال توانسته علم خود را افزايش دهد ، آسمان ها و زمين را جستجو كند ، از خودش و موجودات ديگر شبيه سازي نمايد ، اتم مواد را شكاف دهد و…
اما ديگر موجودات در طي اين هزاران سال حتي ذره اي جهش هوشي از خود بروز نداده اند . انسان موجودي است با روح و تفكر آزاد ، ميتواند قسم هاي خود را ناديده بگيرد ، دربند اخلاق نباشد و… اما اجنه در بند نام هايي هستند كه برايشان حالت تقدس دارد و اگر شخصي اين اوراد را بداند به راحتي اقدام به تسخير آنها ميكند و اين درحالي است كه يك انسان در هيچ شرايطي تسخير نمي شود .
هرگز تصور نكنيد اجنه در دنياي ديگر زيست ميكنند ، اجنه در مكان هاي پرت و به دور از انسان ها تجمع مي كنند ، آنها در زير آب يا زير زمين و يا در بلنداي آسمان كاخ و برج و بارو ندارند ، هرگز زندگي رويايي اجنه را باور نكنيد.
اجنه و ساير ملت ها :
در اروپا موجوداتي افسانه اي به نام وروجك وجود دارند ، وروجك ها ميتوانند غيب شوند ، تغيير شكل دهند و… اما مشخصه بارز آنها دزد بودنشان است . وروجك ها مايحتاج خود را ميدزدند و مكان خاصي براي زندگي ندارند.
در ميان سرخپوستان رايج بوده كه هر هفته هدايايي را به نشان احترام براي ارواح پدران خود پيش كش ميكردند ، اما هر انسان عاقلي ميتئاند بفهمد كه روح به تغذيه نياز ندارد و نيز نميتواند البسه و غذاهاي اهدايي را مورد استفاده قرار دهد . اما ارواح (اجنه) به سرخپوستان اوراد و اذكار مقدسي را آموخته بودند كه در هنگام بيماري و جنگ تاثير عجيبي داشت.
افريقايي ها اجنه را با نام روح شيطان خطاب ميكردند .
آسياي شمالي و امريكاي مركزي اجنه را با نام شبح و كوتوله مورد خطاب قرار مي دادند .
اما نكته جالب اينست كه در تمام نقاط جهان اجنه را به عنوان بازيچه و وسيله سرگرمي مورد خطاب قرار داده اند ، در حالي كه در كشورهاي عربي و ايران از اجنه به عنوان يك موجود هراسناك و لعين ياد ميشود .
اگر قصد داريد با اجنه بيشتر آشنا شويد و به دنبال يك مرجع غني هستيد ، اين حقير مجموعه تاليفات محقق اريك فون دانيكن را معرفي ميكنم .
دو اثر از اريك فون دانيكن ((ارابه خدايان)) و ((طلاي خدايان)) ، اين دو كتاب مصور با دلايل و مدارك مستند سعي در اثبات وجود موجودات فضايي دارند .
((گذشته ما چيزي غير معمول و ناشناخته است ، اين گذشته به هزاران ميليون سال ابهام ميرسد.))


دین و مذهب جن

اجنه مانند انسانها مکلف هستند . این مسئله در قرآن به صراحت آمده است . آنها کافر ، یهود، مسیحی ، مسلمان و آتش پرست هستند .

جنیان غالبا به دوسته بزرگ از نظر دینی تقسیم میشوند : کافر و دیندار به یکی از ادیان الهی شاید در بین آنها ادیان دیگر وجود داشته باشد اما به قدری کم است که ما در هیچ منبعی آثار آن را ندیده ایم .

در سوره جن آمده : عده ای از جنیان آیات قرآن را شنیده و به اسلام روی میآورند این دلیلی قوی بر مکلف بودن آنها است 

در ترجمه آیه  4 از همین سوره  استاد الهی قمشه ای نوشته است : و البته سفيهان و بى‏خردان ما به خدا دروغ مى‏بستند (كه به او فرزندى مسيح و عزير و فرشتگان را نسبت دادند) و این نیز دلیلی بر دینداری آنها به ادیان دیگر الهی است .

البته از لحاظ عقلی هم واضح است : موجودی مانند انسان مکلف میتواند به ادیانی که انسانها دارند گرایش پیدا کند و قطعا هم همینطور است . اما اینکه چرا آنان بیشتر به ادیان الهی گرایش دارند میتوان چند مورد را بیان کرد :

1.بعضی از ادیان توسط خود بشر ایجاد شده و اثر خرافات است: مثل مدفوع پرستان یا حیوان پرستان که در هند هستند ، اینگونه اعتقادات در جن کمتر راه پیدا میکند چون با وجود پایینتر بودن عقل جن نسبت به انسان آنها از قابلیت تجسم بعضی واقعیتهای متافیزیکی برخورداند (به قسمت قدرت و سرعت جن مراجعه نمایید) یعنی آثار مترتب و حقیقی در بسیاری از مواد را به چشم میبینند بنابر این دلیلی برای پرستش خبائث(مدفوع) و بهائم (مانند گاو) و... برای آنها وجود ندارد.

2.فرمانبرداری از بزرگان خود: که باعث میشود از خطاها و جسارت بر راه اندازی ادیان خرافی پرهیز کنند و این موضوع در بسیاری روایات آمده که بزرگانی از جن به خدمت پیغمبران و اولیاء الهی میرسیدند و از هدایتهای آنها استفاده کرده و به قوم خود انتقال میدادند.

3.طولانی بودن عمر جنیان: این موضوع از مسائل بسیار مهمی است که باعث عدم خطای آنان میشود ما در قسمت طول عمر جن از مدت زمانی زندگی آنها در این دنیا صحبت کرده ایم آنها چون عمرهای طولانی دارند تحریف در ادیان و دستورات بسیار بین آنها کم است چون بعضی از آنها وجود دو یا چند پیغمبر و راهنمای الهی را درک کرده و از محضرشان استفاده نموده اند .

4.تشخیص مسائل روحی و اخلاقی جنیان: جن قدرت تشخیص راست و دروغ و درک کرامات انسانی را دارد ، از سرعت بالا نیز برخوردار است ضمن اینکه حضور او برای خواص بدون ضرر است ، با این قابلیتها میتواند از حضور انسانهای بزرگ استفاده نمایند و حقایق وظیفه خود را به خوبی بداند .

نکته: جنها در حالیکه دسترسی شان به حقایق بیشتر از انسانها است به علت ضعف قوه عاقله بسیاری اوقات به اشتباه میروند این به خطا رفتن دلیل بر عدم دینداری آنها نیست.

با ارزشترین مردم نزد خدا با تقواترین آنها است این حدیث شامل جنیان نیز میشود و دربین جن و انسان مسئله قدرتهایی که خداوند عنایت فرموده در ارزشها لحاظ نمیشود انجام به وظایف با نیت خالص مد نظر است . هر دو موجود مورد آزمایش الهی قرار دارند . حال آنکه امکانات بیشتری دارد باید بار وظایف و تکالیف سنگین تری  را بدوش کشد.

جنیان دارای پیغمبر و راهنمای مستقیم الهی از جنس خودشان نیستند و امور از طریق راهنمای انسانی ( اعم از پیغمبر و امام معصوم) به آنها منتقل میشود .

 ما در سلام به ائمه معصوم بخصوص ساحت مقدس حضرت ولیعصر( ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) میگوئیم السلام علیک یا امام الانس و الجان : انس جمع انسان و جان جمع جن است یعنی سلام بر تو ای پیشوای انسانها و جنیان.

مرحوم طبرسی نقل کرده اند که پیامبری بر خصوص جن مبعوث شده به نام یوسف و اقوال متعددی را در این زمینه میدانند ، اما این مسئله بسیار ضعیف است و ایشان نیز خود به صراحت بر این موضوع تاکید نکرده اند .

از کلام هام نوه ابلیس بر می آید که حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) هم بر ایشان مبعوث بوده اند زیرا او گفته:آنان بر من تورات و انجیل آموختند ، تو هم قرآن یاد بده و من به تو ایمان آوردم. (بحار جلد 18ص 78 و سفینه البحار ج 1 ص 679 )

 

جنیان با تفاوت ادیان مکان زندگیشان را تغییر میدهند و غالبا هر قوم دارای یک دین هستند . در روایتی پیغمبر اسلام (ص) به جنیان کافر دستور به زندگی دور از شهرها زندگی و به دیندارانشان اجازه زندگی در دهات و روستاها نزدیک انسانها را دادند.

آتش پرستان جن در کنار آتشفشانها زندگی میکنند همانطور که در کتاب آقای حسین احمدی آمده قوم کواریون از اجنه در زیر قله دماوند شهری دارند

نکته: ما در قسمتهای دیگر اشاره به چگونگی زندگی و مکان زندگی جنیان کرده ایم ، جن به خاطر لطافت جسمی نیاز به تبعیت از قواعد محسوس انسانی از قبیل محصور بودن در مکانی مثل خانه های انسانها را ندارند حتی این مسئله که یکی از اماکن برای زندگی جنیان بالای سقفهای بیش از 3 متر است از مسلمات اهل تجربه و توصیه های معصومین است پی دلیلی بر رد گفته استاد احمدی درباره مکان زندگی قوم کواریون نیست .


نكته اي از آيت‌الله سيد علي قاضي پيرامون دين و مذهب جن

مذاهب جن

آیت الله حسن زاده آملی می نویسد :
جناب استاد ما علامه طباطبائی صاحب تفسیر قیم و عظیم «المیزان»-رضوان الله علیه- فرموده است
که : استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرده که کسی از جن پرسیده است ( و فرموده است
شاید آن کس خود مرحوم آقای قاضی بوده است) : طائفه جن به چه مذاهب اند ؟ آن جن در جواب 
گفت : طائفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه سنی ندارند، برای اینکه در میان ما
کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.(اسوه عارفان ص ۴۸)

حافظ شیرازی

مرحوم قاضی، حافظ شیرازی را هم عارفی کامل می دانستند و اشعار مختلف او را شرح منازل و 
مراحل سلوک تفسیر می فرمودند

علم اوفاق و الواح اعداد

یکی از میاحث بسیار شیرین ممتّع علوم غریبه ، فنّ اعداد و اوفاق و الواح است که مشتمل بر مطالب صحیح دقیق ریاضی است. و اگر این علم را جز این فایده نبود که موجب تشحیذ ذهن برای علوم ریاضی است ] باز [ هم شایسته ی توجّه بود. و شاید اصل تأسیس این علم از طرف عقلا و حکمای بزرگ به همین منظور بوده است که خواسته اند از طریق خواص اعداد و الواح توجه مردم را به فنون ریاضی سوق داده باشند. ـ چه منشأ بسیاری از علوم شریفه ،عقاید ساده و خرافی عامّه ی مردم بوده است. که چون اکثر به خرافات و افسانه ها معتقد ند ، پیشوایان قوم از این خصیصه استفاده کرده و بشر را به طریق علوم و معارف حقیقی انداخته اند.

باری مسأله اوفاق یکی از مسائل مهم فن اعداد و الواح است.

وفق عبارت است از حاصل جمع اعداد هر ضلعی از مثلث و مربع و مخمس و غیره.

وجه تسمیه وفق این است که چون خانه های اشکال  را با قواعد مقرّره پر کرده و اعداد ار هر کدام در خانه ی خود نوشته باشند ، از هر ضلع و هر سمت که حساب کنی حاصل جمع موافق و برابر است.

مقصود از مثلث در این علم ، سطح سه ضلعی معروف نیست بلکه مقصود شکل سه اندر سه است.]  به این تر تیب  [ سطح چهار گوشه یی را طولاً و عرضاً به سه خانه یعنی سه مربع کوچکتر و جمعاً به 9 خانه تقسیم کرده باشند.

و همچنین مقصود از مربع ، لوح چهر اندر چهار است که سطح چهار گوشه ی بزرگ به شانزده چهار گوشه ی کوچکتر خانه بندی شده باشد. و مخمس لوح پنج در پنج است مشتمل بر 25 خانه و بر این قیاس مسّدس و مسبّع تا لوح صد اندر صد که از الواح بسیار مهمّ اعداد است و قواعد ریاضی بسیار دقیق در آن به کار می رود.

زکوة در اصطلاح این علم عبارتست از عددی معیّن در هر شکل که برای پر کردن خانه ها به طریق اوفاق ، نخست آن عدد را از عدد مفروض کم کنند و باقی قاعد را در باقیمانده به جای آورند. مثلاً زکوة مثلث عدد 12 است و زکوة مربع 30 و مخمس 60 و .

قاعده ی کلی وفق و زکوة این است که باید در شکل مقصود ، عدد اول یعنی واحد ( =1) را با عددمجموع خانه ها جمع و حاصل را در نصف عدد خانه ها ضرب کنند. از این عمل حاصل جمع اعداد تمام سطور شکل مقصود به دست می آید.

این قاعده مأخوذ است از قاعده ی جمع اعداد متصاعده که از واحد شروع شده باشد. عدد کوچکتر یعنی یک را با عدد بزرگتر جمع و در نصف عدد بزرگتر ضرب کنند ، یا حاصل جمع را در عددبزرگتر ضرب و حاصل ضرب را تنصیف کنند.

مثلاً اگر بخواهیم حاصل جمع اعداد ترتیبی را از یک تا ده بدانیم می گوییم  ]   55=5×10+1 [ . یعنی اگر اعداد را از یک تا ده زیر هم بنویسیم و جمع کنیم حاصل 55 می شود.

از روی این قاعده در مثلّث که عدد خانه های آن 9 است می گوییم  ] 45=5/4×9+1[ پس مجموع اعداد طبیعی ترتیبی خانه های شکل سه اندر سه 45 می شود.

و در مربع گوییم  ] 136=8×16+1 [ پس مجموع اعداد طبیعی مربع 136 می باشد. و همچنین در شکل پنج اندر پنج که عدد خانه های آن 25 می باشد مجموع اعداد طبیعی 325 است. ]  325=5/12×25+1 [

چون حاصل جمع اعداد طبیعی شکل مقصود معلوم شد ، قاعده اینست که آن را بر عدد سطور شکل تقسیم کنیم خارج قسمت را وفق آن شکل می گوسند و چون عدد سطور را از وفق تفریق کنیم زکوة شکل به دست می آید.

مثلاً در مثلث عدد 45 را بر 3 که عدد سطور سه اندر سه است بخش کردیم ، خارج قسمت 15 شد ]15=45:3[  ـ پس گوییم وفق مثبث 15 است ـ  آن گاه عدد سه را از وفق کم کردیم حاصل 12 شد ] 12=3-15 [ گوییم زکوة لوح سه اندر سه 12 است.

و در شکل چهار اندر چهار که عدد سطورش 4 باشد گوییم : ]  34=136:4 [ پس وفق مربع 34 است باز گوییم  ]30=4-34 [ پس زکوة مربع 30 باشد. و همچنین در لوح پنج اندر پنج گوییم  ]  65=325:5  [ و ]60=5-65 [ بدین سبب وفق مخمس را 65 و زکوة آن را 60 تعیین می کنیم.

در شکل صد اندر صد که بدان اهمیت بسیار می دهند چون ضلعش 100 و خانه ی آخر یعنی مجموع خانه های آن ده هزار ( 10000 ) است ، مطابق قاعده ی یاد شده حاصل جمع اعداد ترتیبی از یک تا ده هزار می شود پنجاه میلیون و پنج هزار که حاصل ضرب ده هزار و یک در پنج هزار است . ]50005000=5000×10000+1 [ و چون آن را بر عدد 100 که عدّه ی سطور آن شکل است تقسیم یا دو صفر آخر آن را حذف کنی پانصدد هزار و پنجاه (500050) می شود که وفق لوح صد اندر صد است و چون 100 را که عدد سطور شکل است از آن کم کنی باقی مانده ( 499950 ) زکوة صد اندر صد به دست می آید . در پر کردن این لوح باید آن را به مربّعات تحویل کنند.

پر کردن لوح عبارتست از نوشتن ععد مفروض در خانه های شکل به طریقی که از هر طرف طولی و عرضی و قطری حساب کنی وفق دهد و حاصل آن برابر باشد. و برای این کار قئاعد فنی دقیق داریم.

مثلاً در پر کردن مثلّث قاعده این است که زکوة مثلث یعنی 12 را از عدد مفروض تفریق و باقی را بر ضلع مثلث یعنی 3 تقسیم کنی ، پس خارج قسمت را عیناً در خانه ی اوّل بنویسی و در خانه های بعد به ترتیب یکی یکی علاوه کنی تا 9 خانه پرداخته شود.

هر گاه در تقسیم ، باقی مانده داشته باشی ، اگر باقی مانده یکی باشد آن را در خانه ی هفتم بیاوری یعنی در این خانه نسبت به خانه ی ششم دو عدد علاوه کنی و هر گاه باقی مانده دو تا باشد در خانه ی پنجم یکی بر عدد طبیعی بیفزایی یعنی نسبت به خانه ی چهاوم دو عدد علاوه کنی .

بعضی کسر 2 را هم در خانه ی هفتم می آورند به این طریق که در این خانه نسبت به خانه ی چهارم سه عدد می افزایند.

در خصوص مثلث ذو الاربعة یعنی شکل سه اندر سه چهار ضلعی نکته ایست که بعض اضلاعش در بعض احوال وفق نمی دهد و شرح آن مناسب این مقدمه نیست.

در شکل مربع هم قاعده این است که زکوة 30 را از عدد مفروض تفریق و باقی مانده رابر ضلع مربع یعنی 4 قسمت کنی و خارج قسمت را در خانه ی اوّل بنویسی و همچنان یکی یکی در خانه های بعد علاوه کنی و اگر کسر باقی مانده داشته باشی ، یکی را در خانه ی 13 بیاوری و آن را نسبت به خانه ی 12 دو تا علاوه کنی و کسر دو را در خانه ی 9 هم یکی بر عدد طبیعی بیفزایی که این خانه از خانه ی هشتم دو عدد علاوه داشته باشد . و کسر سه را در پنج هم یکی علاوه کنی که از خانه ی چهارم دو تا بیشتر باشد.

نکته ی اینکه در کسر سه هم یکی علاوه باید کرد واضح است زیرا هر قدر خانه جلو تر باشد تضاعیف و افزایش ان در خانه های بعد بیشتر شود. بدین سبب کسر 3 در خانه ی 5 که بر 9 مقدم است علاوه کنند و کسر 2 را در خانه ی 9 که بر 13 مقدم است . و  ] کسر [ یک =1 را در خانه ی 3 که اواخر بیوت مربع است بیاورند.

در مخمّس قاعده ی معروف این است که از عدد مفروض زکوة 60 را تفریق و باقی را بر5 که ضلع این شکل اسستن تقسیم کنند و خارج قسمت را در خانه ی اول بنویسند و همچنان به طریق طبیعی بر ولاء خانه ها را پر کنند و کسر یک تا چهار همه را در خانه ی بیست و یکم علاوه کنند اما به این ترتیب که کسر یک را 1 و دو تا 2و سه را 3 و چهار را 4 بر عدد طبیعی آن خانه بیفزایند .

برای اشکال و صور پنج اندر پنج از محلق و وفق و غیر تام و غیره و همچنین ترتیب خانه های آن و تفننات ریاضی که علمای فن در این باره داشته اند باید به کتب مفصّل رجوع کرد.1

ما ترتیب  طبیعی خانه ها را که به اصطلاح (ولاء ) گویند مطابق معروف و مشهور ما بین اهل فن در سه شکل نشان می دهیم :

2

9

4

7

5

3

6

1

8


اما عدد مفروض که در نوشته های سابق گفتیم از این قبیل است که مثلاً عدد حروف سوره ی « والشمس و ضحیها » را به حساب ابجد معلوم کنند و آن را هنگام شرف افتاب در لوح پنج در پنج روی کاغذ با گلاب و زعفران بنویسند یا بر لوحی زرین نقر کنند و گویند موجب مزید جاه و دولت و سلطنت و طول عمر و قهر دشمنان گردد.

یا عدد آیه ی « نصر من الله و انا فتحنا » را با آیه ی « ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین » بر لوح مسبع بنگارند باعث فتح و فیروزی شود.

یا عدد حروف صوامت یعنی حروف بی نقطه را که 543 است با عدد 2624 با عدد نام شخص مفتری بدزبان و مادرش جمع و در مثلث بر کاغذ کبود رنگ رسم و ان را در خانه یی تاریک دفن کنند و سنگی روی آن بگذارند سبب عقد اللسان خصم باشد . و امثال این امور که در کتب این فن بی حد و حصر است.

ملاحظه می کنید که خردمندان دانش پرور پیشین با چه حیله و تدبیر فنون دقیق ریاضی را بخورد جامعه می دادند . یا للعجب که نادانی قوم باز هم کار خود را کرد ، برای استفاده های نامشروع از این فنون چه عمرها تباه ساخت و چه اندازه بدبختی و سیاه روزی به بار آورد.( برگرفته از مقدمه ی علامه جلال الدین همایی بر کتاب « کنوز المعزمین ابن سینا» /53-60)

رک:1001/223-221/ن 428

رک:1001/232/ن452



1 از قبیل:

1-      کنه المراد فی علم وفق الاعداد از شرف الدین علی یزدی (م حدود 850)

2-      کنه المراد فی وفق الاعداد فارسی مفصل و مبسوط از یعقوب بن محمد بن علی طاووسی.

3-      شمس الآفاق فی علم الحروف و الاوفاق

4-       بحر الوقوف فی علم الاوفاق و الحروف

5-      کیفیة الاتفاق فی ترکیب الاوفاق

6-      شمس المعارف الکبری  از شیخ احمد بونی (م 622

اشاره اجمالیه به علم عقود انامل(گره های انگشتان)

علم شمارش با انگشتان حاصل علوم علمای گذشته است .ما این علم را از کتاب خزائن ملااحمد نراقی،به تصحیح علامه حسن زاده آملی نقل می کنیم.

باید کمی در آن تامل کنید تا بفهمید ولی در پایان شیرین و دلنشین است.

هر که آن را بفهمد و به یاد دارد از ماشین حساب،در امور روزمره بی نیاز است.

مقدمه:خنصر:انگشت کوچک،بنصر:کنار انگشت کوچک،سبابه:انگشت کنار شصت،ابهام:انگشت شصت

بدانکه علماء متقدمین از هیئت انگشتان از واحد تا ده هزار ضبط نموده اند باین طریق که هیجده صورت وضع نموده اند از انگشتان دست راست بجهت ضبط یکی تا نود و نه

و هیجده از دست چپ تا نه هزار،و یک صورت بجهت ضبط ده هزار،اما هیجده صورت اولی:

۱.خوابانیدن خنصر به تنهائی علامت یکی است.

۲.خوابانیدن خنصر و بنصر با هم بجهت دو.

۳.خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطی نشانه سه و باید در این سه سرهای انگشتان بر گودال کف دست گذارده شود.

۴.بلند کردن خنصر و خوابانیدن بنصر و وسطی علامت چهار.

۵.بلند کردن خنصر و بنصر و خوابانیدن وسطی است بجهت پنج.

۶. خوابانیدن بنصر به تنهائی است بجهت نشانه شش.

۷.خوابانیدن خنصر به تنهائیست نشانه هفت.

۸.خوابانیدن خنصر و بنصر است با هم بجهت هشت.

۹.خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطی است نشانه نه،و در این سه صورت باید سر انگشتان بر بر آمدگی که متصل به زند(مچ)است ،گذارده شود.

۱۰.گذاردن سر ناخن سبابه است بر بند اول ابهام به نحویکه حلقه حاصل شود و این علامت ده است.

۱۱.گذاردن ناخن ابهام است بر بند آخر سبابه لیکن  باید ناخن ابهام را بر طرفی از این بند بگذارد که جانب وسطی است و این علامت بیست است.

۱۲. گذاشتن سر انگشتان سبابه است ـ نه ناخن آن ـ به سر ناخن انگشتان ابهام از طرفی که به جانب سبابه است و آن نشانه سی است.

۱۳.گذاشتن باطن سر انگشت ابهام یعنی باطن بند اول بر پشت بند تحتانی سبابه بجهت چهل.

۱۴.بلند کردن سبابه یا گذاشتن ابهام بر کف بر کف نشانه پنجاه است.

۱۵.گرفتن ناخن ابهام است به باطن بند دوم سبابه علامت شصت.

۱۶.بلند کردن ابهام است و گذاشتن باطن سر انگشت سبابه بر باطن سر آن علامت هفتاد.

۱۷.بلند کردن ابهام است و گذاشتن طرف سر انگشت سبابه بر مفصل اول به جهت هشتاد.

۱۸.گذاشتن سر ناخن سبابه است بر مفصل دوم ابهام به جهت نود.

" و مخفی نماند که آنچه مذکور شد به جهت ضبط مفردات است و به جهت ضبط

مرکبات باین صورت مفردات آنرا به عمل آورد باهم."

و اما هیجده صورت ثانیه که در دست چپ است به جهت صد تا نه هزار است و آنها بعینه مثل هیجده صورتی است که در دست راست است.

اما صورتهائی که در دست راست به جهت ضبط آحاد بود، در اینجا علامت آحاد الوفست(هزارها) و صورتهائی که در آنجا به جهت عشرات بود، در اینجا علامت مئات(صدگان)است .

و کیفیت ضبط مرکبات که در ما بین صد و ده هزار است،به نحویست که اشاره به آن شد. یعنی باید هر مرکبی ضبط آن به اجتماع اوضاع مفردات او بشود.

و اما یک صورتی که علامت ده هزار است گذاشتن طرف سر ابهام است بر طرف سبابه به نحویکه ناخنهای آنها محاذی یکدیگر شوند،به هر یک از دست راست و چپ

که خواهد و اگر زیاده بر این توضیح و تفصیل کسی خواهد باید رجوع کند به رساله ای که والد ماجد حقیر طاب ثراه در این علم نوشته اند.

معلومات و معقولات جن

معقولات جن

 جن از‏نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناييهايی دارد كه انسان ندارد ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست‏تر است ، و حتی آن كارهايی كه بعضی ز افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهايی كه راست می‏گويند -انجام می‏دهند ، اينها را اهل معنا نمی‏پسندند ، يعنی سروكار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد . حال بهيك معنای ديگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله ديگری است .  استاد مطهری

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

معلومات جن

ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

تغذیه جن

در روایتی هم آمده که غذای بعضی از آنها جذف است نوعی گیاه در یمن است که با خوردن آن نیاز به آب نیست یعنی گیاه آبدار است (بحار ج60 ص73 و سفینه البحار ص679)

حضرت علی بن حسین (ع) فرمودند : استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره میگیرند و اگر پاک کنید ، آنها از خانه ی شما چیزی را میبرند که بهتر از این باشد (حلیته المتقین ص67)

جنیان به خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و برای خود و حیواناتشان غذا خواستند ، حضرت استخوان را برای جنیان و سرگین را برای حیواناتشان قرار داد . به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست (حلیه المتقین ص257)

چون بر جنیان هوا و آتش غالب است ، غذا و خوراکشان آن چربی است که هوا در استخوان ها حمل مینماید ، زیرا خداوند روزیشان را در آنها نهاده است.

به همین دلیل پیامبر اسلام فرموده اند : استخوانها توشه برادران جنی شماست و در جای دیگر فرموده اند :خداوند در استخوانها برای جنیان روزی نهاده است.

جنیان بخشی از انرژی حیاتی خود را از ماه و درختان و آب و قسمتی را از زمین در هنگام شب که تنفس میکند نیز میگیرند.

غذای جنیان از انرژی متصاعد شده همه از همه چیز است گاهی آنان از بوی انسان یا برخی حیوانات ، بوی نم ، لجن ، دریا ، رودها ، بیابان و میوه های گوناگون است ، به این ترتیب آنان به هر جای طبیعت بروند میتوانند تغذیه کنند .

زندگی آنان به صورت زندگی تمام موجودات زنده است : با کودکی ، جوانی ، پیری ، ضعف و قوت ، سلامتی ، بیماری و مرگ همراه است .

امراض آنها بیشتر به شکل کاهش و از دست دادن انرژی است . هنگامی که قسمتی از بدن آنها انرژی خود را ازدست میدهد ، برای آنان حالت دردناکی بوجود می آورد و گاه تحرک آنان را از بین میبرد.

در مواردی دیده شده افراد معنوی که میتوانند از طریق انرژی انسان ها را درمان کنند ، درد و ناراحتی جنیان را برطرف ساخته و آنان را درمان کنند .

همچنین صدای تار ، نی ، دف برای آنان خوشایند است ، صوت قرآن را دوست دارند بطوری که اگر در نزدیکی محل آنان کسی قرآن را با صدای بلند تلاوت کند ، دور او جمع شده و به آن توجه می کنند . ( این نیز برای آنان نوعی تغذیه و خوراک میباشد)  آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

در مورد اینکه جنیان آیا خوراک دارند یا خیر ، شهید مطهری می فرمایند ( در روایات این مطلب هست که جن ها خوراک دارند ) که بعضی از روایات آن در زیر بیان می شود.

 از پیامبر اکرم سؤال شد: آیا شیطان با انسان هم غذا می شود؟ حضرت فرمود: آری ، هر سفره ای که بر سر آن( بسم الله الرحمن الرحیم ) گفته نشود شیطان با افراد آن سفره ، هم غذا می شود و خداوند برکت را از آن می برد.

پس از آنکه به این مطلب پی بردیم حالا غذای جنیان چیست؟شیخ بهائی می فرماید: ( خوراک ایشان هوای آمیخته به بوی طعام است ) روایتی را پیامبر اکرم نیز فرمودند که: ( با استخوانها استنجا ننمائید! چرا که استخوان ، توشه برادران جن شمااست ) آنها با بو کشیدن استخوان تغذیه می شوند به همین علت شارع مقدس در آداب غذا خوردن فرموده است: دستهایتان را بعد از غذا بشویید تا اینکه هنگام خواب اجنه و شیاطین دست شما را بو نکنند تا موجب اذیت شما گردند مخصوصا اطفالی که با دست آلوده می خوابند احتمال بیشتری دارد تا مورد آزار جن واقع شود.

 یکی از اصحاب می گوید از امام صادق سؤال کردم پیرامون استنجا با استخوان و ضایعات... امام نهی نموده و فرمودند استخوان و ضایعات ، غذای جنیان است.

از حضرت لقمان نیز نقل شده است که: بر طرف کردن نجاست با استخوان مکروه است زیرا جنیان به خدمت حضرت رسول آمدند و برای خود و حیوانات خود غذا خواستند حضرت استخوان را برای جنیان سرگین را برای حیواناتشان قرار داد .

به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست به سند معتبر منقول است که حضرت علی ابن الحسین فرمود: (استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره می گیرند و اگر پاک کنید آنان از خانه شما چیزی را می برند که بهتر از این باشد )

ابوحمزه ثمالی می گوید: در کنار حوض زمزم ایستاده بودم مردی به سویم آمد و گفت: ای ابا حمزه از این آب نخور! چون جن و انس در آن شریکند. از این آب بخور که فقط انسانها از آن خورده اند. از گفتار این مرد تعجب کردم و آنچه را که رخ داده بود به امام باقر گفتم. حضرت در جواب فرمودند: این مرد از جنیان بود و می خواست تو را راهنمایی کند.     

در کتاب آقای استاد احمدی بیان شده : که جنیان دارای زراعت و باغهای میوه هستند و قسمتی از ارتزاق آنان نیز  از طریق گوشت چهارپایان و پرندگان صورت میگیرد.

همچنین درباره ابلیس (شیطان)  آمده : او فردی میگسار و نوشیدنیش شراب مسکر است.از میان پرندگان  به طاووس بسیار علاقه مند و از خروس سفید متنفر است.
 (المستدرک الوسائل ج 16 روایت :9472و 1947)

نظر سایت جن

چون عناصر زمینی : منظور اجرام متراکم و جامد در انسان غالب است بنا بر همین انسان نیاز به غذای مادی و سلول زا دارد ولی در جن عناصر هوایی یعنی آتش ، دود ، حرارت و هوا غالب است بنابر همین نیاز به انرژی حاصل از غذا دارد.

با ذکر یک مثال برایتان واضح تر خواهد شد:

خاک از باقیمانده حیوانات و گیاهان اعم از آنچه از آنها دفع میشود مانند کود و آنچه پس از آنها باقی میماند مانند لاشه قوت و قدرت خود را میگیرد به همین دلیل خاکی که بر آن کود ریخته نشود گیاه پربار نخواهد داد زیرا قدرت و قوت ندارد.

آنان از انرژی که درون بعضی فلزات و سنگهای معدنی مثل طلا و الماس میباشد نیز استفاده و تغذیه مینمایند و اینکه در بسیاری از جاها گفته شده اجنه گنج را دوست دارند یکی از بزرگترین علتهای آن همین نیرو و انرژی گرفتن از آن است .

آتش از تبدیل کردن مواد به انرژی قدرت خود را تامین میکند مانند سوزاندن چوب و نفت برای شعله ور شدن آتش.

انسان از گوشت و ملحقات آن ، گیاهان و ملحقات آن ، مواد معدنی وملحقات تامین نیرو میکند اما جن از بوئیدن استخوان و باقیمانده غذای انسان ، قرار گرفتن در جوار طبیعت و استفاده از انرژی های موجود در آن تامین نیرو میکند.

گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.
(وسايل الشيعه، جلد
۱، ص۲۵۲)

و نيز امام صادق (ع) می فرمايد: استخوان و ضايعات غذای جنيان است. (وسايل الشيعه)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

حروف ابجد و طالع شخص

هر سال 12 ماه است و هر ماه را طالعي گفته اند ، در زمان حضرت سليمان كه هر انساني روزگار او شبيه يكي از اين دوازده طالع مي شود و آن طالع به نام :

1-    حمل   2- ثور    3- جوزا    4- سرطان    5- اسد    6- سنبله    7- ميزان    8- عقرب    9- قوس    10- جدي    11- دلو    12- حوت   مي باشد .


1-    حمل به معني بره (Aries) و به شكل ميش نر صاحب دو شاخ تخيل شده (  لقب حضرت مسيح ) ، ماه شمسي معادل آن فروردين و ماه هاي ميلادي معادل آن Mar 21 ….. Apr 20  است .
2-    ثور به معني گاو نر (Taurus) و به شكل گاو تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن ارديبهشت و ماه هاي ميلادي معادل آن Apr 21 ….. May 20  است .
3-    جوزا به معني گوسفند سياه (Gemini) و به شكل دو كودك برهنه كه پي يكديگر درآمده اند تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن خرداد و ماه هاي ميلادي معادل آن May 21 ….. Jun 21  است . (به آن توأمال نيز گويند)
4-    سرطان به معني خرچنگ (Cancer)  و به شكل خرچنگ تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن تير و ماه هاي ميلادي معادل آن Jun 22 ….. Jul 22  است . 
5-    اسد به معني شير  (Leo)  و به شكل شير نر تخيل شده و ماه شمسي معادل آن مرداد و ماه هاي ميلادي معادل آن Jul 23 ….. Aug 23  است .
 
6-    سنبله به معني خوشه گندم  (Virgo) و به شكل دختري كه خوشه گندم به دست گرفته تخيل شده و ماه شمسي معادل آن شهريور و ماه هاي ميلادي معادل آن Aug 24…..Sep 22  است . 
7-    ميزان به معني ترازو  (Libra)  و به شكل ترازو تخيل شده ( دليل نام گذاري كه در اين مدت روزها با شبها برابر اند ) ، ماه شمسي معادل آن مهر و ماه هاي ميلادي معادل آن Sep 22…..Oct 22  است . 
8-    عقرب به معني كژدم (Scorpio) و به شكل عقرب يا كژدم تخيل شده و ماه شمسي معادل آن آبان و ماه هاي ميلادي معادل آن Oct 23…..Nov 21  است . 
9-    قوس به معني كمان يا كمان گردون (Sagittarius) و به شكل مرد تيراندازي تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن آذر و ماه هاي ميلادي معادل آن Nov 22…..Dec 21  است . 
10-    جدي به معني بزغاله نر (Capricorn) و به شكل بزغاله نر با دو شاخ تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن دي و ماه هاي ميلادي معادل آن Dec 22…..Jan 19  است . 
11-     دلو به معني كوزه (Aquarius) و به شكل مرد ايستاده كه يك كوزه واژگون در دست دارد و آب از آن روان است تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن بهمن و ماه هاي ميلادي معادل آن Jan 20…..Feb 18  است . 
12-     حوت به معني ماهي (Pisces) و به شكل دو ماهي درهم كنند ، دنبال هردو به هم تخيل شده ، ماه شمسي معادل آن اسفند و ماه هاي ميلادي معادل آن Feb 19…..Mar 20  است . 

هرگاه بخواهيد طالع شخصي را پيدا كنيم بايد نام و نام مادر او را به ابجد كبير در آورده  و با هم جمع كنيم سپس حاصلجمع را تقسيم بر 12 كرده و باقيمانده طالع شخص مي گردد .

** توجه !!!
اگر زماني باقيمانده 00 باشد بايد نام تنها را تقسيم بر دوازده كنيد و باقيمانده طالع آن شخص مي شود .
بايد بدانيد كه فرق حروف ابجد با حروف فارسي اين است كه :
در حروف فارسي 32 حرف وجود دارد اما در عربي حروف ابجد 28 حرف است و فرق آنها 4 حرف ( گ – چ – پ – ژ ) مي باشد و در هنگام استفاده از حروف ابجد در فارسي اين حروف حذف مي گردد .
مانند : آقاي (( هوشنگ بنت ژاله  )) وقتي مي خواهيم  طالع آقاي هوشنگ را حساب كنيم به طريق زير عمل مي كنيم .
(ه = 5)  + (و = 6) + (ش = 300) + (ن = 50) + (گ = خالي)    حاصلجمع اعداد برابر : 361
(ژ = خالي) + (ا = 1)  +  (ل = 30)  +  (ه = 5)   حاصلجمع اعداد برابر : 36

همانطوريكه مشاهده مي كنيد جمع عدد هوشنگ به عدد ابجد كبير مي شود
( 361=5+6+300+50)  و همچنين جمع عدد ژاله به عدد ابجد كبير مي شود (36=1+30+5)

كه مجموع نام و نام مادر مي شود ( 397=36+361)
چون كه 12 طالع در سال داريم عدد فوق را بر 12 تقسيم مي كنيم (397تقسيم بر 12 باقيمانده 1 مي شود ) و طالع آن حمل مي شود .

توجه داشته باشيد كه در علوم غريبه براي به دست آوردن طالع شخص تنها از طريق حروف ابجد مهم بوده و مدنظر است و
تولد فرد در هر ماه از سال طالع او از اين لحاظ مد نظر نيست .
 

حروف ابجد و نام شخص

اول هر اسم كه يكي از حروف ابجد مي باشد اطلاعات دقيقي در مورد شخص به شما ميدهد .

الف:فردي است خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن ميانه رو و با همه كس ملاحظه مي نمايد.خونگرم است و زود صميمي مي گردد.


البته هميشه در بحث و گفتگو نيز شركت دارد. پيراهن سياه نمي تواند بپوشد و نا ميمون است.رنج بسيار مي كشد.بيماريش بيشتر در گردن درد و پهلو درد است.

ب: فردي خوش قيافه رفيق باز و خوش اخلاق است.البته كمي هم مغرور مي باشد.جيب او هميشه خالي و اگر پول داشته باشد خوب خرج مي كند.

پ: اين گونه افراد قانع هستند گرچه گاهي زبان به گله و شكايت باز مي كنند اما روي هم رفته داراي طبعي خوب مي باشند و زياده خواه نيستند اين خاصيت باعث مي شود كه افراد زيادي از آنها سو استفاده كنند.  
                                                                                         
ت: اين افراد افرادي هستند خوش چهره و خوش اخلاق و البته تا حدودي هم كم خواب و هر گاه مرتكب گناهي شوند سريعا توبه مي كنند و اگر دل كسي را برنجاند بسيار نگران مي شود و سريع مي خواهد از آن فرد دلجوئي كند. هميشه احساس تنهائي مي كند و در وراي تمام خوبي هائي كه دارد  بسيار مغرور است و شايد دليل تنها ماندنش نيز همين است.

ث: اين فرد در زندگي ثابت قدم و پر اراده مي باشد و در هر كاري نيز ثابت قدم است. پيشاني اينگونه افراد معمولا بلند و پهن مي باشد. و ابروانشان معمولا به صورت كمان مي باشد. و در زندگي هرگز محتاج كسي نمي باشند و از اين بابت بسيار شانس آورده اند.

ج: اين فرد گاهي از درد در ناحيه شكم رنج مي برد. و اين بيماري هر چند وقت يكبار در او بروز مي كند اين افراد دو وجهه دارند يا سياه چهره و قوي استخوان و يا سفيد پوست و با اندامي مزون هستند گاه سرگردان و آشفته هستند و گاه از كار خود حيران و درمانده بهتر است قبل از تصميمات خود بهتر فكر كنند.   

چ:اينگونه افراد معمولا گاه دچار استرسهاي زود گذر مي شوند كه همين استرسها گاهي بهانه اي براي يك بيماري زود گذر مي شود.اين بيماري ممكن است گاه زخم معده باشد و گاه يك درد ساده در ناحيه جناق سينه مشكل اين افراد اعتماد زود هنگام به افراد است. افرادي هستند خون گرم با احساساتي بسيار قوي .

ح:هرگاه اول اسم شخصي با حرف ح شروع شود او فردي باشد زيبا و خوش اخلاق وحق گو ،گاه كينه اي و اين كينه اي بودن به اين دليل است كه حرف را در دل نگه مي دارد و هميشه در دل در بحث و جدل و جنگ به سر مي برد.

خ: چنين افرادي معمولا چشماني درشت با محبت مقرراتي زيبا چهره كم رزق و روزي وهرچه كه سعي مي كنند روزيشان بيشتر شود موفق نمي شوند ،اينگونه افراد معمولا قدرت عشق بالايي دارند وگاه در كارها تنبلي مي كنند كه براي موفقيت بايد اين كار خود را ترك كنند .

د: اين افراد معمولا با ديانت پرفكر همراه با پيشاني پهن و بلند مي باشند ،جنگجو هستند و قدر مال دنيا را نمي دانند و هميشه در حال ترقي و پيشرفت مي باشند .

ذ: فردي است عابد و مومن و خدا ترس هميشه در زندگي ميانه روست وخون گرم مي باشد در كارهاي خود موفق مي شود و هميشه در حال ترقي و رشد به سر مي برد اگر كاري انجام نشود استدلالش اين است كه خدا نخواسته است .

ر: اين فرد بايد بسيار مراقب خود و پشت سرش باشد زيرا بيشتر از نصف آشنايان وي پشت سر او بد گويي مي كنند ، فردي طمع كار نيست اما اينگونه نشان مي دهد اگر ايمان خود را حفظ كند به هر مقام و منزلتي كه بخواهد مي رسد ،اين فرد خوشگذران است و هميشه از مال و پول دنيا تهي است.

ز: فردي خوش اخلاق با محبت اما در كار مقرراتي است ،در زندگي براي او جادو مي كنند و هميشه سحر و جادوي وي با خاك مرده همراه است ، نزديك به نيمي از افراد كه با ز اسمشان شروع مي شود در زندگي خود شكست مي خورند آن هم شكستي بزرگ و از درد سر  و زانو در عذابند.ونسبت به زندگي دلسرد براي همين بايد مراقب بد خواهان خود باشند.

ژ: گاه به قمار علاقه زياد دارند البته شانسي در قمار كردن ندارند و هميشه بد شانسي مي آورند ،در ابتداي زندگي با مشكل مواجه مي شوند اما از اواسط زندگي در موقعيت خوبي قرار مي گيرند بهتر است در صحبت با ديگران به موقعيت خود اشاره اي نكنند زيرا چشم خواهند خورد .

س:هرگاه اول اسم شخصي حرف س باشد او فردي بسيار پر استعداد است همين طور با ذوق و سليقه و هميشه بهترين اجناس را انتخاب مي نمايد مغرور و متكبر و عشقي مي باشد و هر كاري را كه ميل داشته باشد انجام مي دهد گاه با اطرافيان خود در نزاع و لجبازي به سر مي برد اگر عصباني شود آتشين مزاج ميگردد و هميشه در چشم همه عيان و پر هيبت جلوه مي كند.

ش: چنين فردي مشفق و مهربان و خونگرم است اما اگر عصباني گردد جنگجو و كينه اي و زبان او تلخ مي گردد جالب است بدانيد اگر در دنيا ضرر و زيان به او مي رسد از دست زبان و رك گوئي هايش مي باشد.به چنين فردي توصيه مي شود دست از لجبازي برداشته و كمي سياست داشته باشد تا در زندگي موفق گردد چرا كه حيف است.

ص:اين افراد معمولا دهان بين و حرف شنو هستند البته ساده هم مي باشند به طوري كه اگر كسي حرفي به آنها بزند سريع باور مي كنند. البته كه اين افراد نترس و بي باك هم هستند و محبت فراوان دارند و هميشه در حال ترقي هستند و از فكر خود هم استفاده مي كنند.                                                                                  

ض: فردي خوش اخلاق و زيرك و دانا و كينه توز و البته به طرز ماهرانه اي مي تواند نگراني و ناراحتي خود را پنهاه نمايد و جلوه نمي دهد پيشاني او پهن است و اغلب ابروهايش داراي حالت مي باشد. در كارهايش بسيار دقيق است . هرگز ياد خدا را فراموش نمي كند و به دنبال هر كار زشتي توبه مي نمايد. او فردي زرنگ محسوب مي شود.

ط: اگر  پيشنهادي به شما مي نمايد از سر خير خواهي است. او پاك نيت است و در حد لزوم نيز خوش اخلاق است بايد يادش باشد كه پيراهن سياه براي او خوش يمن نيست و نبايد از آن استفاده كند. تنها بدي او اين است كه گاه فردي خوش گذران خواهد شد.

ظ:فردي با اسم ظ  ظاهر و باطنش يكي است او خشك و مقرراتي مي باشد البته مي كوشد به ظاهر خوش اخلاق باشد. اطرافيان معمولا پشت سر اين افراد بد گوئي مي كنند اگر بر روي سينه خود خال داشته باشد نشان اقبال و خوش شانسي او است او به دنبال دوست مي رود  و دوست دارد اگر جائي براي تفريح مي رود با دوستان خود برود.

ع:چنين فردي بلند مرتبه زيبا و خوش اخلاق است او پرگذشت و بخشنده است مال دنيا برايش هيچ است و قدر مال دنيا را نمي داند. پايبند خانه و زندگي است ازدواج با چنين فردي خوش يمن است. گرچه بهتر است سعي كنيد ناراحتشان ننمائيد.

غ: اين فرد زيبا چهره است اگر چه زيبا بودن او در ميان خشكي اخلاق و ظاهر مقرراتي اش گم مي شود در وجود خود احساس يك جور نا اميدي و دلتنگي خاص مي نمايد. گاه در فكر فرو مي رود و به آينده و گذشته خود مي انديشد او زندگي را با صلح و صداقت دوست دارد.

ف: اين فرد گاه آتشين مزاج شدرد مي شود و گاه از ناحيه معده درد دچار بيماري مي گردد بايد مراقب معده و سر درد هاي خود باشد در زندگي چندين بار شكست مي خورد البته تمامي اين شكستها عشقي نمي باشد او با عبادت كردن به مقام و منزلتي خوب خواهد رسيد اگر خداشناس باشد به نفعش خواهد بود.

ق: اين فرد قادر و دانا و توانا و زيرك است در هر كاري نقشه مي كشد تا كارش درست به جلو رود هم زيباست و هم خوش اخلاق البته يك بدي دارد گاهگاهي بسيار با ملايمت رفتار مي كند و گاهي هم با خصومت زياد بهتر است در رفتار با اين گروه از افراد جانب احتياط را رعايت كنيد.

ك: اين فرد قدرت نفوذ زباني قوي دارد. مي تواند با زبان افراد را از خود برنجاند اما بهتر است اين كار را انجام ندهد معمولا در چشم افراد خوش مي درخشد در حال ترقي و فعاليت نيز مي باشد و اميدوار است كه به جاهاي بلندي برسد كه اين اميدواري كاملا به جاست و خواهد رسيد.

گ:هرگاه اسم شخصي با حرف (گ) شروع شود او در زندگي آدم موفقي مي شود. اما داراي مشكل مهمي در آينده اش مي شود لازم نيست بگويم كه نبايد خودش رو ببازد چون خيلي راحت از پس مشكلاتش بر مي آيد اما بايد اعتماد به نفسش را حفظ كند در زندگي ممكن است به او ارث هم برسد ارثي كه اصلا انتظارش را ندارد بايد مواظب بدگويان اطرافش هم باشد. او حسود زياد دور و بر خودش دارد. كه به نفعش نيست.

ل:اين فرد معمولا زيبا چهره است و خوش اخلاق اما يك مشكل بزرگ دارد و آن يكدندگي اش است كه البته سر چشمه از غرور خاص خودش است گاهي از اوقات دوست دارد تنها باشد و در تنهائي به گذشته و حال خود فكر كند. قدر مال دنيا را نمي داند و  در مورد اطرافيانش تعصب خاصي دارد.

م: چنين فردي خوش اخلاق و خون گرم و نترس است خوش اخلاقي را به ارث برده است البته اطرافيانش هميشه پشت سر او بد گوئي مي كنندو در روبرو تعريف و تمجيد را از او دريغ نمي كنند . اين فرد زيبايي خدادادي دارد كه گاه با چشمان درشت همراه است زود عصباني مي شود كه اگر  مي خواهيد زياد او را عصباني نكنيد از كارهايش ايراد نگيريد و در كارهايش گاه تقاضاي كمك دارد.

ن: هر گاه شخصي با (ن) اسمش شروع شود كينه توز و دمدمي مزاج مي شود گاهي اوقات بسيار خوب و گاهي هم بد اخلاق مي باشد. او اصولا آدم خشك و مقرراتي است البته در قضاوت كارش حرف ندارد و هميشه حق را به حق دار مي رساند. دوست ندارد كسي را رنجيده ببيند. اين فرد در شغل نظامي هم موفق مي شود.

و: اين فرد در كل آدم صادقي با خود و ديگران است و هميشه در حال كمك به افراد مي باشد ولي از زبان بد در امان نيست و  از ناحيه سر مشكل دارد و سر درد هاي بدي نيز مي گيرد. بهتر است مواظب غرور خود باشد.

ه: چنين فردي هميشه مورد امر و نهي ديگران قرار مي گيرد . البته او داراي چهره خوب نيز است. ولي با تند خويي و مزاج آتشيني كه دارد باعث طبع گرم در او مي شود بايد حتما دقت كند كه لباس سياه بر او نا مبارك است او دوست دارد رفاقتش در ديگران هميشگي باشد و رنج و محنت زياد مي كشد و قدر نال دنيا را ندارد.

ي: و بالاخره حرف (ي) اين فرد ايده ها و فكرهاي جالبي در سر دارد او با هر كس در بيافتد غالب او مي شود. گاهي بسيار خوب و گاهي بسيار خشك و مقرراتي مي شود از لحاظ شكم گاه درد مي كشد و در مورد هيكل بيشتر چهار شانه است عاشق افراد راستگو است و براي آنها ارزش قايل است .

خلقت جن

"و الجان خلقناه من قبل من نار السموم".

راغب در باره كلمه"سموم"گفته: باد داغى است كه اثر سمى دارد.و اصل‏كلمه"جن"به معناى پوشاندن است، و همين معنا در همه مشتقات كلمه جريان دارد (1) نظير جن، چون از نظر پوشيده است، و مجنة و جنة(سپر)چون آدمى را از شمشير دشمن‏مى‏پوشاند، و جنين، و جنان - به فتح جيم - (قلب)، چون از نظرها پنهان است و همچنين‏در اين جمله قرآن: "جن عليه الليل" (2) و مشتقات ديگر آن، اين معنا جريان دارد.

"جن"طايفه‏اى از موجوداتند كه بالطبع از حواس ما پنهانند، و مانند خود ماشعور و اراده دارند، و در قرآن كريم بسيار اسمشان برده شده، و كارهاى عجيب و غريب‏و حركات سريع از قبيل كارهايى كه در داستانهاى سليمان انجام دادند به ايشان نسبت‏داده شده، و نيز مانند ما مكلف به تكاليفند، و چون ما زندگى و مرگ و حشر دارند و همه‏اينها از بسيارى از آيات متفرق قرآنى استفاده مى‏شود.

و اما"جان"و اينكه آيا جان هم همان جن است و يا به گفته ابن عباس (3) پدرجن است همانطور كه آدم پدر بشر مى‏باشد، و همان ابليس است، و يابه گفته راغب (5) نسل جنى ابليس و يا نوع مخصوصى از جن است، اقوال مختلفى است‏كه بيشترش بى دليل است.

آنچه كه تدبر در آيات قرآن كريم به دست مى‏دهد اين است كه در دو آيه موردبحث"جان"را مقابل"انس"گرفته و آن دو را دو نوع گرفته، و همين دو نوع گرفتن‏آن دو دليل و يا حداقل اشاره دارد بر اينكه يك نوع ارتباطى در خلقت آن دو هست، ونظير دو آيه مورد بحث، آيه"خلق الانسان من صلصال كالفخار و خلق الجان من مارج‏من نار" (6) است.

سياق آيات مورد بحث هم خالى از دلالت‏بر اين معنا نيست كه ابليس از جنس‏جن بوده، و گر نه جمله"و الجان خلقناه من قبل..."لغو مى‏شد.در جاى ديگر ازكلام خود هم فرموده كه ابليس از جن بود، و آن آيه"كان من الجن ففسق عن امر ربه" (7) است، از اين آيه به خوبى بر مى‏آيد كه جان(در آيه مورد بحث)همان جن بوده، و يايك نوعى از انواع آن بوده، در غير اين دو آيه ديگر اسمى از جان برده نشده، و هر جابحثى از موجود مقابل انسان اسمى رفته به عنوان جن بوده، حتى در مواردى كه عموميت‏كلام، ابليس و همجنسان او را هم مى‏گرفته - مانند آيه"شياطين الانس و الجن" (8) و آيه"و حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس" (9) و آيه"سنفرغ لكم ايه‏الثقلان" (10) و آيه"يا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض‏فانفذوا" (11) - به لفظ جن تعبير شده است.

و ظاهر اين آيات با در نظر گرفتن اينكه ميان انسان و جان در يكى، و انسان وجن در ديگرى مقابله افتاده اين است كه جن و جان هر دو يكى باشد و تنها تعبير دو تااست.

و نيز ظاهر مقابله‏اى كه ميان جمله"و لقد خلقنا الانسان..."و جمله"و خلقنا الجان من قبل..."برقرار شده اين است كه همانطور كه جمله اولى در صددبيان اصل خلقت‏بشر است، جمله دومى هم در مقام بيان همين معنا باشد.پس نتيجه‏اين مى‏شود كه خلقت جان در آغاز از آتشى زهرآگين بوده است.

حال آيا نسلهاى بعدى جان هم مانند فرد اولشان از نار سموم بوده، بخلاف آدمى‏كه فرد اولش از صلصال و افراد بعدش از نطفه او، و يا جن هم مانند بشر است، از كلام‏خداى سبحان نمى‏توان استفاده كرد، زيرا كلام خدا از بيان اين جهت‏خالى است.تنهاچيزى كه در آن بچشم مى‏خورد و مى‏توان از آن استشمام پاسخى از اين سؤال نمود، اين‏است كه يك جا براى شيطان ذريه سراغ داده و فرموده: "ا فتتخذونه و ذريته اولياء من‏دونى" (12) و جاى ديگر هم نسبت مرگ و مير به آنها داده و فرموده: "قد خلت من قبلهم من‏الجن و الانس" (13) .

و از اين دو نشانى مى‏توان فهميد كه تناسل در ميان جن نيز جارى است، زيرامعهود و مالوف از هر جاندارى كه ذريه و مرگ و مير دارد، اين است كه تناسل هم داشته‏باشد، چيزى كه هست اين سؤال بدون جواب مى‏ماند كه آيا تناسل جن هم مانند انس‏و ساير جانداران با عمل آميزش انجام مى‏يابد و يا به وسيله ديگرى؟.

در جمله"خلقناه من قبل"اضافه قطع شده و تقدير: "من قبل خلق الانسان"بوده، و چون قرينه مقابله دو خلقت در كار بوده از ذكر مضاف اليه صرف نظر شده است.

و اگر در آيه مورد بحث مبدا خلقت جن از نار سموم دانسته شده، با آيه سوره‏الرحمن كه آن را"مارجى از نار"ناميده و فرموده: "و خلق الجان من مارج من نار"منافات ندارد، زيرا مارج از آتش، شعله‏ايست كه همراه دود باشد، پس دو آيه در مجموع‏مبدا خلقت جن را باد سمومى معرفى مى‏كند كه مشتعل گشته و به صورت مارجى ازآتش در آمده.

معناى كلمه"بشر"و نكته‏اى كه در التفات از تكلم به غيب در آيه: "و اذا قال ربك"هست

پس معناى دو آيه اين مى‏شود: سوگند مى‏خوريم كه ما خلقت نوع آدمى را ازگلى خشكيده كه قبلا گلى روان و متغير و متعفن بود آغاز كرديم، و نوع جن را از بادى‏بسيار داغ خلق كرديم كه از شدت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.

پى‏نوشتها:

(1)مفردات راغب ماده"سمم".

(2)شب پرده بر او پوشانيد.سوره انعام، آيه 76.

(3)تفسير ابن عباس، ص 217 و مجمع البيان، ج 6، ص 334.

(4)مجمع البيان، ج 6، ص 334 و تفسير فخر رازى، ج 19، ص 180.

(5)مفردات راغب، ماده"جن".

(6)انسان را از گل خشكيده چون سفال و جن را از آتشى زبانه‏دار آفريد.سوره الرحمن، آيه 14 و 15.

(7)از جن بود پس از امر پروردگارش سر باز زد.سوره كهف، آيه 50.

(8)سوره انعام آيه 12.

(9)وعده عذاب خدا بر كفار در امتهاى گذشته از جن و انس عملى شد.سوره فصلت، آيه 25.

(10)به زودى به كار شما مى‏پردازيم اى جن و انس.سوره الرحمن، آيه 31.

(11)اى گروه جن و انس اگر مى‏توانيد كه به اطراف و نواحى زمين و آسمانها نفوذ كنيد، بكنيد سوره الرحمن، آيه 33.

(12)آيا به جاى من، شيطان و ذريه او را اولياء خود مى‏گيريد؟سوره كهف، آيه 50.

(13)قبل از ايشان اقوامى از جن و انس بودند كه از بين رفتند.سوره فصلت، آيه 25.

ترجمه تفسير الميزان جلد 12 صفحه 223 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

رویت جن

دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود ، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد.

حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان ، نوع ریاضت و راهی که طی نموده ، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد .

سنگینی که بیان شد  : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد ) فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن ( در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است .

البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد ، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد .

پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است . این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین ، نرمش و امادگی قبلی است.

کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند .( در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود )

باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل .

در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی ، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود .

دیدن جن منحصر به روز و شب نیست . در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول  (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند . ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست. ( به قسمت انواع جن مراجعه شود )

 

دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد :

 بصورت اتفاقی : که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد

تسخیر : بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید   

تمایل از طرف اجنه : برای کسب علم و دانش از پیامبران ، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن .

 

تحلیلی بر طرق ارتباط با جن

ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1- طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2- اجرای اعمال :  اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4- تنهایی در طبیعت:  با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود 

5- بزرگی روح:  اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود .

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند .

آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند . آنها ظاهر نمیشوند ، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند  تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند .

البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است . بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم .

 

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص ) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

همه چیز در مورد جن

ماورای طبیعت | همه چیز در مورد جن اینکه وجود داره رو کسی نمیتونه انکار کنه. هم علمی اثبات شده هم تو کتاب آسمانی ما مسلمونا اومده. اما اینکه چقدر میتونه واسه آدمیزاد خطرناک باشه رو باید بدونیم ...
 

۱- جن جانوریست دارای شعور و فیزیکی غیر ارگانیک که از لحاظ شان وجودی از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یاjinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که پوشیده شده و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

 


۲- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود و بسیاری از چیزها را در یک آن جا به جا کند همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد می تواند مثلا ظرف 5 دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگرد.

 


3- جن ابزار ساز نیست وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

 


۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

 


۵-جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارندتولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند

 


۶- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند حدود 1000 سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدین شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.

 


۷- جن دارای عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش و قوه تشخیص است به اضافه هوشی سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.

 


۸- جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان

 


۹- معروف ترین جن ابلیس یا همان شیطان نام دارد که وصف حال او را شنیده اید که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسیداما چون حاضر به سجده بر انسان یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!

 


۱۰- طبیعت بین جن و انسان فاصله گذارده است این پرده عبارت است از شان وجودی آنها و هراس طبیعی هر دو از هم .جن طبیعتا انسان را می بیند اما انسان جز در شرایط خاص قادر به رویت جن نیست.

 


۱۱- جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان و انسان در شرایطی قادر به تسخیر جن است انسان مسخر شده را مجنون یا دیوانه یا دیو زده و جن تسخیر شده را موکل می نامند گویند خود جنیان بر سه قسمند دیو.جن وپری که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند.

 


۱۲- جن می تواند در مواردی تربیت شده به انسان خدمت کند چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالای لاما نه اولیا الله و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه می کنند توصیه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تایید کرده اند .

 


۱۳- جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای با ما هستند ظاهر نمی شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف رفت و آمد می کنند یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم خواندن و آویختن 4 آیه از قران است که با قل شروع می شوند و بسیاری ادعیه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟!.

 


۱۴- جن ها بعضی از ما را به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند و کمکمان می کنند همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.

 


۱۵- اما آنان که ماورای طبیعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند این تیپ آدمها از 7 سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش و گروه آخر کسانی که جنها دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند!

 


جن برای انسان از انسان خطرناک تر نیست همانطور که انسان برای کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین 35 میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نیست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است.

 


۱۶- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداریم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراریند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اینکه در مجموع با تمام این اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند

 

گذر زمان در کائنات

دانشمندان بر این باورند که کائنات در 15 بیلیون سال پیش در پی پدیده ای
عظیم، به نام بیگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامی فضا، زمان،
انرژی و موادی که امروزه جهان ما را تشکیل می دهند در پس این انفجار بزرگ
ایجاد شده اند. دنیای پیش از بیگ بنگ یک دنیای بینهایت کوچک، فشرده و داغ
بوده است. در نخستین کسرهای ثانیه اول فقط انرﮋی وجود داشت. هنگامی که
دنیا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نیروی اولیه (گرانش، الکترو
مغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی پیوندهای هسته ای) ظاهر شدند. کوارک ها و
سپس ذرات اتمی و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پیوستند. ماده و ضد ماده
در مجاورت یکدیگر همدیگر را خنثی کرده(با برتری جزئی ماده نسبت به ضد
ماده) و تولید انرﮋی و ماده اولیه یعنی هیدروﮋن و هلیوم نمودند. پس مانده
ضعیف گرمای ناشی از بیگ بیگ همچنان در سراسر آسمان دیده می شود. کهکشانها
در ابتدا توزیع انرﮋی و ذرات در کل جهان یکسان نبود. این ناهمگونی ها این
امکان را به انواع نیروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکز کنند.
این توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پیچیده تر به وجود آیند.
تمرکز ذرات منجر به پدیدار شدن غبارها در آسمان گردید و سپس غبارهای فشرده
و متمرکز تبدیل به ستاره ها و مجموعه های ستارگان شدند. مجموعه هایی که به
آنها کهکشان می گوییم. از حرکت و گردش کهکشانها پیداست که ستارگان و
گازهای پراکنده و غبارها یی که در یک کهکشان قابل مشاهده هستند تنها یک
دهم جرم کل یک کهکشان را تشکیل می دهند و بیشتر جرم یک کهکشان مربوط به
بخش غیر قابل مشاهده ایست که اصطلاحا جرم پنهان خوانده می شود. این بخش
نامرئی راز سرنوشت کائنات را در بر گرفته است. آیا کائنات تا ابد به
انبساط خود ادامه خواهد داد یا اینکه در اثر نیروهای گرانشی که مقدار آن
تا به امروز در جرم پنهان مخفی مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را
آغاز خواهد نمود. از دیدگاه توسعه و بسط حیات، آنچه اهمیت دارد این است که
هر کهکشان یک کارخانه ستاره سازیست که ستاره ها ی خود را از غبارها و
ابرهای عظیم تولید می کند. هر ستاره یک کارخانه شیمیاییست که در آن عناصر
سبک به عناصرسنگین تر و پیچیده تر تبدیل می شوند و حیات نیز مجموعه ایست
از همین عناصرو مولکول های پیچیده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزیع
ستارگان و درخشش یا تاریکی آن مشخص می شود. ابرهای عظیم مولکولی بیشترین
ساکنین کهکشانها ابرهای عظیم مولکولی هستند که مواد اولیه برای تشکیل
ستاره ها و سیارات را در بردارند. ابری با ضخامت 300 سال نوری (هر سال
نوری برابراست با حدود 10 تریلیون کیلومتر) جرم کافی برای ساخت ده هزار تا
یک میلیون ستاره، هر یک به اندازه جرم خورشید ما را دارد. 10 درصد از این
ابر چگالی کافی برای تشکیل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر این
ابرها بین 10 تا 100 میلیون سال است و بعد از آن از هم می پاشند. تشکیل
عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد
تا مجموعه ای از ذرات را ایجاد نماید که آنها خود جذب کننده ذرات دیگرند.
در شرایط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نیروهای مخالف خود را پیدا می کند و
توده ای از غبار را تولید می کند که به اندازه کافی، برای آفرینش یک
ستاره، فشرده است. اما این ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئی آشکار
نیست. این ستاره در میان پوششی از غبار غلیظ و مات احاطه شده است. زمانیکه
ستاره غبار اطرافش را پراکنده می کند، توسط دوربین های مادون قرمز به صورت
نقطه ای سوزان در بین یک ابر غلیظ مولکولی قابل رویت می شود. در نهایت
بادهای ستاره ای پس مانده غبارها و ابرها ی مولکولی را کنار می زنند و در
این زمان با تلسکوپ های اپتیکال نیزقابل رویت خواهد بود. ستارگان بالغ و
ترکیبات هسته ای ستارگان جوان در عرصه تلاش برای حفظ تعادل بین نیروی
گرانش، که سعی در فرو کشیدن ستاره دارد و فشارهای ناشی از فعل و انفعالات
هسته ای درون خود، که سعی در از هم پاشیدن ستاره دارد قرار می گیرند.
ستاره ها ی بالغ به آن تعادل دست پیدا کرده اند و تقریبا همه عمر خود را
در تعادل سپری می کنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتی طول عمر آن
ارتباط مستقیم با جرم ستاره دارد. ستاره ها یی با جرم کمتراز خورشید ما
کوتوله ها ی قرمزی می شوند که تا چندین بیلیون سال زنده اند. ستاره ای به
اندازه خورشید 10 بیلیون سال زندگی می کند و ستاره ها ی غول پیکر همه سوخت
هسته ای خود را در ظرف چند میلیون سال با شدت تمام می سوزانند. ستاره ها
همه عمر در هسته خود هیدروﮋن را سوزانده و به هلیم تبدیل می کنند. در
ادامه هلیم نیز به قدری فشرده و داغ می شود که به عناصر سنگینتر تبدیل می
گردد. این چرخه تبدیل ادامه دارد. چرخه ای که هر لایه آن انرﮋی و گرمای
بیشتر و بیشتری می طلبد. این انرﮋی از انفجارهای ناشی از فعل و انفعالات
لایه های زیرین تامین و منجر به تشکیل عناصر سنگین و سنگین تر می شود.
گرمای زیادی که در ستاره ایجاد می شود آن را متورم می کند. مرگ ستاره در
نهایت سوخت هسته ای همه ستارگان روزی تمام می شود. آنها تعادل خود را از
دست می دهند طوریکه نیروی گرانش غالب می شود. تفاوت جرم ستارگان باعث
تفاوت در مرگ آنها نیزمی شود. ستاره های کم جرم به آرامی باقیمانده سوخت
خود را سوزانده و می میرند. ستاره هایی به اندازه خورشید، به سرعت به یک
کوتوله سفید به اندازه زمین تبدیل می شوند. لایه بیرونی ستاره که از
اتمهایی تشکیل شده که در فرایند تبادلات هسته ای به وجود آمده اند، از آن
جدا شده و به شکل ذرات در عرصه بی انتهای آسمان رها می شوند. هسته یک
ستاره غول پیکر تقریبا به شکل آنی منفجر می شود. هسته به سمت بیرون پخش
میشود و با ذراتی برخورد میکند که به سمت درون ستاره کشیده شده اند. این
برخورد با تولید انرژی انبوهی همراه است که هم عناصر سنگین موجود در
کائنات را پدیدار می نماید و هم منجر به تکه تکه شدن ستاره می شود. این
انفجار ابر نواختر، منشا اولیه همه عناصر سنگین یافت شده در اجرام، ستاره
ها، سیاره ها و فضاهای میان کهکشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصری مانند
کربن، اکسیﮊن و نیتروژن می توانند با عنصر اولیه یعنی هیدروژن ترکیب شده و
مولکولهای پیچیده ای را بسازند مخصوصا در فضاهای با چگالی و غلظت بالاتر
که امکان برخورد ذرات به یکدیگر بیشتر است. تعداد بسیار زیادی از انواع
مولکولهای پیشرفته، به خصوص مولکولهایی که اتم کربن در ترکیب آنها حضور
دارد، در فضای میان ستارگان یافت شده است. شکل گیری سیارات صفحات سیاره ای
مرحله شکل گیری یک سیاره ممکن است که به صورت یک صفحه درخشنده و یا تاریک
در مقابل یک جرم آسمانی درخشان به چشم آید. برخی از این صفحات در انبوه
گاز و غبار مخفی و تنها در نور مادون قرمز نمایان می شوند. صفحات سیاره ای
دیگر به صورت گرده های ذراتی شبیه به ستاره های دنباله دار دیده می شوند
که در اثر وزش بادهای ستاره ای شکل گرفته اند. وسعت هر یک از این مناطق
سیاره خیز بیش از 20 برابر منظومه شمسی ما است. همه ذرات و مواد موجود در
صفحات سیاره ای در یک جهت در حال چرخش به دور یک ستاره می باشند. محتویات
صفحات سیاره ای، شامل مولکول های پیچیده ای است که برخی از آنها تنها در
شرایط موجود دراین گونه صفحات به وجود می آیند و برخی مولکولهایی هستند که
در فضاهای میان ستاره ها و کهکشانها نیز یافت شده اند. تشکیل اجرام ضمن
گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه این ذرات اجازه تشکیل اجرام کوچک
را می دهد. فلزات سنگین و سیلیکاتها در معرکه داغ محدوده نزدیک به ستاره
نیز دوام می آورند اما ذرات سبک تر و مولکول های فرار از جمله آب و گاز
هیدروﮋن در قسمتهایی از صفحه که از ستاره دورتر است امکان ادامه حیات
دارند. توده ها ی ذرات سنگین پس از اینکه جرم کافی به دست آوردند شروع به
سخت شدن می نمایند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام
بزرگی می شوند. سرانجام این توده ها و اجرام با یکپارجه شدن و جذب گازها و
غبار اطراف بر فضای خود مسلط می شوند. شکل گیری سیاراتی چون زمین و مشتری
اختلافات ماهرانه در توزیع ذرات بین قسمتهای مختلف یک صفحه سیاره ای تعین
کننده مکان و بزرگی سیارات در آن صفحه است. اجرام کوچک صخره ای و فلزی
درمنظومه شمسی سیاره ای همچون زمین را به شکل گدازان پدید آورده اند. در
پی سرد شدن این سیارات لایه های سخت آنها تشکیل می شود. احتمال می رود که
با گذشت زمان همه بخشهای این سیارات منجمد گردد. این سیارات تحت بمباران
های اجرام کوچک صخره ای قرار می گیرند که حامل عناصر و مولکولهایی از جمله
مهمترین عنصر شناخته شده حیات یعنی آب می باشند. اجرام سرد و یخی که در
فاصله بیشتری از خورشید قرار داشتند سیاره ای چون مشتری را به وجود آورده
اند. این سیارات ممکن است دارای هسته های فلزی و سخت باشند ولی سطح خارجی
آنها به شکل مایع و پوشیده از لایه های گازاست. ساختار سیاره ای چون مشتری
بسیار شبیه ستاره ایست که گرد آن در گردش است. این سیارات نیز مدام تحت
آماج برخوردهای اجرام کوچک قرار می گیرند. کیمیای حیات در ساختار کائنات و
بالطبع سیارات، مولکولهای پیچیده کربن و اسیدهای آمینه، دورکن اصلی تشکیل
حیات، وجود دارند. با انتشار دقیق و ترکیب این اجزا و ذرات اولیه، طبیعت
قادر به ساخت DNA شالوده اساسی حیات و زندگی در کره زمین گردیده است.
چگونگی و شرایط ترکیب این اجزا هنوز در حال بررسی است. اما این حقیقت که
این ترکیب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ایجاد حیات در کره زمین شده
است و با در نظر گرفتن زنجیره ذرات در کائنات، رخ دادن این گونه ترکیبات و
در نتیجه وجود حیات در قسمتهای دیگری از کائنات همواره امکان پذیر می
باشد.

داستان جن

این داستان  بر گرفته از کتاب “دانستنیهایی درباره جن”

تالیف حضرت حجته السلام والمسلمین حاج شیخ ابوعلی خداکرمی

ماجرایی واقعی درباره ی ازدواج جن با انسان نقل شده که از این قرار است:


ماجرایی در تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد، ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد .

ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است

.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود


اين داستان كامل نيست ...

احضار جن موثر.

براي احضار جن بايد اول ايت الکرسي را
خواند سپس چهار قل  خوانده شود و بعد از
ان با يک کارد فولادي خطي به دور خود
بکشيد و سپس سندروس و کندر را در اتش
انداخته و مشغول خواندن سوره  (صافات )
ميشويد و  وقتي به ايه شهاب ثاقب رسيديد
پس از گفتن شهاب ثاقب نام جن مورد نظر خود
را ميبريد  به اين نحه(احضروا يا فلان)
وبه جاي فلان اسم جن مورد نظر خود را
ميبريد

جهت یابی به کمک ساعت مچی

 

 

ساعت شما به كمك خورشيد مي‌تواند مانند يك قطب‌نماي ساده برايتان عمل كند.
در ساعت‌هاي عقربه‌دار دو عامل «ساعت 12» و «عقربه ساعت شمار» مي‌توانند در جهت‌يابي به شما كمك كنند.
اگر عقربه ساعت شمار را طوري بگيريد كه سايه آن منطبق بر خودش باشد، (يعني درست به سمت خورشيد باشد) نيم‌ساز زاويه‌اي كه عقربه ساعت شمار با ساعت 12 مي‌سازد جنوب را به شما نشان مي‌دهد. (اين در صورتي است كه در نيم‌كره شمالي باشيد.) در اين صورت پشت سر شما شمال، دست چپ شما شرق و دست راست شما غرب است.
به اين ترتيب جهت تقريبي قبله را هم تشخيص داده‌ايد. اگر كمتر از 10 درجه به غرب منحرف شويد جهت قبله را هم تشخيص داده‌ايد.
 

 

جهت يابي با ساعت


محدوده شمالي بين N 5/23-N 5/66
پيدا کردن شمال با استفاده از ساعت
* عقربه ساعت شما را به سمت خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين عقربه ساعت شمار و ساعت 12 ظهر، جنوب است و نقطه مقابل آن شمال است.
* (اگر ساعت به روي رقم ديگرست ساعت 13 را به جاي 12 انتخاب کنيد.)
محدوده جنوبي بين N 5/23-N 5/66
* عدد 12 را رو به خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين ساعت 12 و عقربه ساعت شمار، شمال است.

 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است. 

جهت یابی به کمک ساعت مچی

 

موقعیت عقربه ها و جهت های 
 

جهت یابی به کمک لانه مورچه ها - سارا لقایی

 

اگر قطب‌نما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچه‌ها مي‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند.
مورچه‌ها خاك لانه‌ خود را به سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز به عنوان سايه‌باني برايشان عمل كند. مورچه‌ها خاك را از لانه بيرون مي‌ريزند تا ذخيره‌گاه خود را وسيع‌تر كنند و آن را سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز راحت‌تر كار خود را انجام دهند.
بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص مي‌دهيد.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

جهت یابی به کمک لانه مورچه ها

 

لانه مورچه ها و جهت شرق

 

سایر روشهای جهت یابی

خم شدن تنه درخت به سمت جنوب

 

خم شدن تنه درخت به سمت جنوب

 

 

خم بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد )این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد.

خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد (سمت خزه زده شمال است .این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد ).

اگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد .

در هوای برفی آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن سمت جمع شده است شمال را نشان میدهد لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می تواند در اثر توپوگرافی زمین باشد لذا این روش روش چندان مناسبی در جهت یابی نیست.
جهت يابي توسط بوها
تشخيص بوها راهي براي جهت يابي است
 مردم پلي نزي همواره در قايق هايشان با خود خوک مي‌برند. زيرا خوکها نسبت به بوها بسيار حساس بوده و نزديک سرزمينهاي بودار تغيير رفتار ميدهند.
 بوي سينه دريا ما را به سمت خشکي هدايت ميکند.
 بوهاي تازه را روي دريا بهتر از خشکي ميتوان تشخيص داد زيرا که بوي نمک بر روي دريا مداومتر است.
 در صحرا هر بويي بيانگر حضور انسان است بهترين زمان صبح زود و عصرها ميباشد وقتي که جهت باد را ميتوان تشخيص داد.
 بوها نزديک به سطح زمين قوي تر هستند اگر شيء ساطع بو روي زمين باشد.

توضیحات تکمیلی :
با تشکر فراوان از دوست عزیز آقای حمید رضا شهشهان که ما را در تکمیل و اصلاح این متن یاری نمودند.

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.
 

 

 

جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون - مینو اصفهانی


کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي

 

جهت یابی به کمک ستاره قطبی (2) - مینو اصفهانی


پيدا کردن ستاره قطبي
براي پيدا کردن شمال، ستاره قطبي را پيدا کنيد.
ستاره هاي ديگر به دور ستاره قطبي مي‌چرخند.
آسانترين راه براي شناسايي ستاره قطبي، استفاده از مجمع الکواکب دب اکبر است. (از دو ستاره جلويي دب اکبر که در انتهاي کاسه دب اکبر وجود دارند خط راستي بکشيد انتهاي آن ستاره قطبي را نشان ميدهد.)
فاصله ستاره قطبي حدوداً 5 برابر فاصله بين دو ستاره است.
دقيقاً آن طرف ستاره هاي دب اکبر، مجمع الکواکب کاسيوپیا ديده ميشود. که از 5 ستاره تشکيل شده و ترکيب آنها به شکل M يا W است. ستاره قطبي در راستاي آخرين ستاره اين مجموعه است. فاصله هر کدام از اين مجموعه ها تا ستاره قطبي تقريباً برابر است.

 

روش تشخیص ستاره قطبی

جهت یابی به کمک خورشید

 

همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :

اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .
این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی‌ در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی‌ قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است. 
 

جهت یابی به کمک خورشید

 

موقعیت سایه ها و شرق

 

جهت یابی به کمک ماه

 

برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:

دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم

_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.

_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
 

قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد

پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد

 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.
 

 

جهت یابی به کمک ماه

 

موقعیت سایه ها و جهت شرق

 

 

جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی

 

 

حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.
 

 

 

جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی

 

ستارگان بادبادکی

جهت یابی به کمک خوشه پروین

 

 

دسته‌اى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد.

باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

جهت یابی به کمک خوشه پروین

 

خوشه پروین

 

جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی

جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی

 

ستارگان دب اکبر و ستاره قطبی

 

جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی

 

ستارگان ذات الکرسی

 

 

جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی

در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود. براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.

بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد. اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.

باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.


 

 

بيماري يا جن زدگي !  صرع  

بيماري يا جن زدگي !
صرع


ساليان سال قبل وقتي فردي در جامعه گرفتار حمله تشنج مي شد، تصور عمومي اين بود كه احتمالاً حادثه ناشي از جن زدگي است. در عهد باستان حملات تشنج به علت احتمال نفوذ ارواح خبيثه به جمجمه بيمار يا بيماري خدايان قلمداد مي شد. تاثير خرافي اين بيماري گاهي در فيلم هاي سينمايي به علت جن زدگي كماكان شكل فكري در جامعه ايجاد مي كند.به هر حال در شرايط كنوني هم افراد مبتلابه بيماري صرع از نظر ديگران و عموم جامعه بيماراني متفاوت و غيرعادي تلقي مي شوند و گاهي برخي افراد سعي دارند از اين افراد پرهيز كنند.
تفكرات خرافي درباره اين بيماري نه فقط در ايران بلكه در همه جوامع بشري اعم از كشورهاي در حال توسعه يا پيشرفته فراگير بوده و بررسي هاي علمي در جوامع نشانگر برداشت هاي غيرواقع و غيرعلمي از اين بيماري است.
صرع يكي از قديمي ترين و شايع ترين اختلالات شناخته شده مغزي است، كه منجر به حمله و تشنج هاي تكراري كوتاه يا بلند مدت در فرد مي شود.
براساس آمار سازمان بهداشت جهاني هم اكنون حدود ۷۰۰ هزار ايراني از بيماري صرع رنج مي برند و برآورد مي شود بالغ بر سه ميليون نفر به اشكال مختلف درگير اين بيماري باشند. برخلاف تصورهاي غلط جامعه، صرع بيماري خطرناك نيست، بلكه قابل پيشگيري و درمان بوده، اما به علت كمبود آگاهي هاي عمومي در اين زمينه، كج انديشي هاي خرافي از جمله جن زدگي، طلسم شدگي و غيره، بيماران را علاوه بر رنج بيماري به گوشه گيري، سلب اعتماد به نفس و دوري از فعاليت هاي اجتماعي كشانده است. اين باورهاي نادرست موجب شده است كه تعداد قابل توجهي از خانواده ها در كشور، بيماري خود را پنهان و از مراجعه به مراكز پزشكي خودداري كنند يا برخي از مسئولان مدارس از ثبت نام دانش آموزان سر باز زنند و آنها همواره براي اشتغال، ازدواج و داشتن فرزند با مشكلات جدي مواجه باشند.به نظر مي رسد اطلاع رساني صحيح و علمي درباره اين بيماري، و تغيير نگرش و باورهاي عمومي جامعه نسبت به آن گام اول در حل اين مشكل اجتماعي باشد كه بتواند سلامتي، نشاط و اعتماد به نفس را به صدها هزار بيمار مصروع كشور، هديه كند.
با توجه به نياز مبرم جامعه و به منظور اطلاع رساني صحيح درباره اين بيماري و با توصيه سازمان بهداشت جهاني حوزه مديترانه شرقي در زمينه انتخاب يك روز به عنوان روز ملي در كشورهاي شرق مديترانه، درخواست تعيين روز ملي به اين منظور ضروري به نظر مي رسيد، به اين منظور انجمن صرع ايران بر آن شد روزي را به عنوان روز ملي به دولت پيشنهاد كند كه پس از پيگيري هاي مكرر از سوي دستگاه هاي ذيربط هنوز به نتيجه مطلوب نرسيده است. اميدواريم با مساعدت هاي دولت نهم اين مهم در آينده اي نزديك و هرچه سريع تر تحقق يابد.

جن زدگی : آیا مساله جن زدگی واقعیت دارد اگر جواب مثبت است راه درمان آن چیست؟

جن زدگی یک بیماری روحی و روانی است که معمولا بر اثر آزارهای نا خواسته که در حق آنها توسط انسان بوجود میاید مثلا چله نشستن های اشتباه و ناقص و گفتن ذکر های مخصوص و...( به همین دلیل از گفتن بعضی موارد بصورت کامل اباع دارم!!! ) جن زدگی را در قدیم ناشی از ورود یک روح شیطانی در کالبد یک انسان میدانستند و اشخاصی نیز بوده اند که اصطلاحا به آنها جن گیر میگفتند که این اشخاص با فنون خاص و علمی که از اجداد خود آموخته بودند به مبادرت یه خارج کردن آن روح شیطانی از بدن شخص جن زده می کردند...

پناه بردن به جن:

در اعراب قدیم رسم بوده که هرگاه در مسافرت در شب به بیابانی میرسیدند از بیم اشرار طایفه جن به عزیز آن بیابان که مهتر طایفه جن بود پناه می بردند به این صورت که فریاد میزدند "ای عزیز این وادی به تو پناه میبریم از شر سفیهان قومت"!!!



وادی الجن :



این محل مکانی است در بین مکه و طائف که گروه زیادی از اقوام جنیان در آنجا با پیامبر اسلام بیعت کرده و مسلمان شدند ...



تسخیرات :

جن ها می توانند به انسان در کارها کمک کنند برای مثال شما میخواهید از جایی خبر بگیرید که از لحاظ زمان و مکان برایتان مقدور نیست مثلا میخواهید از مکان طلسمی آگاه شوید و یا آنرا از بین ببرید شما اگر بخواهید از یک جن برای اینکارکمک بگیرید باید اصطلاحا او را تسخیر کنید و این کار با ذکرهای خاصی انجام میگیرد که بسیار خطرناک است و آثار سوء آن ممکن است تا پایان عمر و حتی در نسل شما باقی بماند.

در پایان باید گفت که جن مانند انسان بر دو جنس زن و مرد میباشد و صاحب فرزند می شود ودارای عمر معینی است و مرگ همانند انسان در کمین اوست و به نظرمیرسد با این تفاسیر تنها دلیل ترس انسان از این موجود نامرئی بودن آنست و ایلهم به دلیل ساختار لطیف و شفاف این موجود است و اگر ضرری از این آنها به کسی میرسد دلیل بر خباثت همه آنها نیست(کما اینکه بعضی انسانها آزارشان بیشتر است) جالب است بدانید که این موجودات نیز مثل آدمیان عاشق می شوند (با این تفاوت که وفادارترند!!!) و بارها دیده شده است که حتی عاشق انسانی شده اند اما باید دانست که ارتباط مداوم با این موجودات آثار سوئی بر فیزیک انسان میگذارد برای مثال زردی چهره و آثار سوء روانی!!! بطور کلی هدف از این بحث ساده این بود که توهمات غلطی که راجع به این مخلوقات خدا در اذهان خیلی ها وجود دارد کمرنگ شود و جنبه های خرافی در این مورد از بین برود



نکته: دو تا از دوستان برای من ایمیل ارسال کرده بودند و خواسته بودند حرف هایی که میزنم علمی و با استناد از منابع معتبر باشه و گفته بودند که وجود جن رو ثابت کنم .خوب مطلب زیر در جواب این دوستان هست.

جن يك واقعيت است يا افسانه



در ميان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلی وجود دارد، عده ای كه همه چيز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی ديگر كه سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبيعت جستجو می كنند. اگرچه ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق و اساسی است، ولی هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبيعه را انكار كنند. آنهايی كه خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غير از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبيثه و يا ارواح شرير و يا شيطان ياد می كنند، برخی هم آنها را موجودات فضايی قلمداد می كنند، ماديون هم كه اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، اين موجودات را همان انسانهای اوليه ای می دانند كه در سير تكامل بين انسان و ميمون حيران مانده و به شكل و شمايل غريب درآمده اند و يا حتی برخی از آنان معتقدند كه اينان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صريح قرآن، موجودات عالم به سه گروه گروه تقسيم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حيوانات؛ كه يا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعورند مانند حيوانات و باز بنا به آيات نورانی قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا كه، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است. ۳ـ احاديث و روايات فراوانی از پيامبر اكرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دينی در اين خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسيله بسياری از انسانها رويت شده اند. به آياتی از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن می داند اشاره می كنيم:

سپاهيان سليمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آيه ۱۷)

برای خدا شريكانی از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است. (سوره انعام، آيه ۱۷)

بگو اگر جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن را بياورند، نمی توانند، هر چند كه يكديگر را ياری دهند. (سوره اسرا، آيه ۸۸)

سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را ازجن و انس انباشته می كنيم. (سوره هود، آيه ۱۱۹)

ای گروه جنيان و آدميان، اگر می توانيد كه از قطر آسمان و زمين بگذريد، بيرون رويد ولی بيرون نتوانيدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آيه ۳۳)

مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی كه پيامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبيله بنی مصطلق از مدينه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوری رسيد. اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و آزار و اذيت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)

از حضرت امام صادق (ع) روايت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسيد كه بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام كرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و كلامش شبيه جن است». سپس به او فرمود: كيستی؟ عرض كرد: من هام، پسر هيم، فرزند لاتيس، پسر ابليس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)

بانو حكيمه دختر امام كاظم (ع) گويد: «برادرم امام رضا (ع) را ديدم كه جلو در اتاقی با كسی صحبت می كرد در حالی كه تنها بود، عرض كردم: با چه كسی سخن می گوييد؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چيزهايی شكايت كند» (اصول كافی ص ۳۹۵) علامه طباطبايی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرينی كه يكی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف ديگر را به دستهای خود گرفت. اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد، صدای غلغله و همهمه شديدی از زير چادر برخاست. چادر به شدت تكان می خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم، آدمكهايی به قامت دو وجب در زيرچادر بودند و بسيار ازدحام كرده و تكان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجايی، تهرانی جن و شيطان ص ۴۷)

اينها شمه ای بود از آيات قرآن كريم و احاديث و روايات كه هر گونه شك و شبهه ای را در وجود واقعيت جن به يقين تبديل می سازد

ريگ جن  -  

ریگ جن ناحیه ی وسیعی از تپه های شنی و با تلاق های نمک می باشد که در دل دشت کویر قرار گرفته است . این ناحیه که جز صعب العبور ترین نواحی جهان است، در قدیم کاروان ها و مسافر ان کویری هیچگاه از آن عبور نمی کردند و اکنون نیز هیچ راه و یا روستای کوچکی در آن وجود ندارد و به غیر از محققان که بسیار انگشت شمار می باشند کسی از آن عبور نکرده است . پیشینیان ما این سرزمین را نفرین شده و پایگاه ارواح پلید و شیاطین می دانستند ، امروزه نیز اکثر شهر و روستاهای اطراف آن این عقیده را دارند و داستان ها و باور هایی برایش ساخته اند ،چرا که از قدیم می گفتند هر که وارد این این سرزمین شود، زنده نخواهد ماند و یا نا پدید می شود؛شاید کسانی که وارد این ناحیه میشوند یا درون باتلاق های نمکی گرفتار می گردیدند یا براثر تشنگی و ضعف کشته می شدند.

تا کنون افراد متعددی توانسته اند از این ریگ عبور کنند. "اسون هیدن"کویرنورد معروف در سفر خود در سال 1900 به ایران از سفر به این ناحیه اجتناب کرد. "آلفرنس گابریل" توانست در سال 1930 از عرض آن عبور کند . آقای علی پارسا، فارغ التحصیل علوم رایانه از دانشگاه صنعتی شریف همراه با گروهش توانست از طول آن چند بار عبور کند. هر چند که سفر های افراد نامبرده و عده ی دیگر از نظر علمی دستاورد های قابل توجهی را به همراه داشته و همینطور تا حدی خرافات و ابهامات که درباره ی این ناحیه وجود داشت را برطرف کرد،ولی هنوز بسیاری از اسرار علمی این سرزمین در انتظار مسافران طالب علم می باشد .

- موقعیت جغرافیایی

ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه ی حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعت آن معادل 3800 کیلومتر مربع است. در حاشیه ی شمالی آن کوه گوگردی ، در حاشیه ی شرقی آن جاده ی دامغان به جندق و شهرستان جندق قرار گرفته است. در قسمت شمالی آن رودخانه ورگی از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد و در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود. کوه ملا هادی در حاشیه ی جنوبی این ریگ قرار گرفته است.

- زمین شناسی

توده های عظیمی از تپه ها ی ماسه ای فعال و فاقد پوشش گیاهی را که منطقه ی وسیعی را می پوشاند ارگ (Erg) می نامند که در زبان عربی به آن"عرق" می گویند و در فارسی به ماسه زار یا "ریگ" معروف است. زیر بنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که در حال حاضر تپه های ماسع ای برخان و تپه های ماسه ای هرمی (قورد) آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.

- تنوع زیستی

ناحیه ی وسیعی از ریگ جن فاقد پوشش گیاهی و پراکندگی جانوری است،هنوز از وضعیت پوشش گیاهی و حیات وحش کویر این منطقه اطلاعی در دست نیست. ولی در حواشی آن یعنی هموار سینه کوه در دهانه ی چاه گرگ و دهانه ی ظلمات وهمین طور دامنه های کافرکوه وجود جبیر و گور ایرانی گزارش شده است. در حاشیه ی شمالی دامنه ی کوه ملا هادی چند نمونه آگاهای سروزغی مشاهده شده است و همین طور در حاشیه ی آن از راه جندق چند نمونه عقرب صید گردیده است.
 

نقشه هوایی قسمت جنوبی ریگ جن :

 

آیا ابلیس فرشته بود یا جن ؟

آیا ابلیس فرشته بود یا جن ؟
آیا ابلیس فرشته بود یا جن ؟


 

نويسنده:رامین فرامرزی



درنظراول چنین به نظر می رسد که ابلیس از فرشتگان باشد زیرا خداوند متعال او را از ملائکه استثنا می کند و می فرماید« به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید آنها همگی سجده کردند جز ابلیس ، اما او جن بود ، از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد » سوره کهف آیه 50 استثنا ابلیس از جمع ملائکه این تصوررا به وجود می آورد که ابلیس از فرشتگان بوده وبا توجه به عصیان و سرشکی او ، این اشکال به نظر می رسد که چگونه از فرشته ای گناه کبیره ممکن است سر بزند ؟
بخصوص اینکه در بعضی از خطبه های نهج الباغه نیز آمده است که « هرگز ممکن نیست خداوند انسانی را به بهشت بفرستد در برابر کاری که به خاطر آن فرشته ای را از بهشت رانده است »(اشاره به غرور ابلیس ) نهج البلاغه خطبه 129 آیات قرآن پاسخ این مشکل را ارائه داده است آنجا که می فرماید :ابلیس از طایفه جن است از آن گذشته آیات فوق برای ابلیس ذریه فرزندانی قائل شده است و فرموده : آیا او و فرزندانش را به جای من ، اولیای خود انتخاب می کنید درحالی که آنها دشمن شما هستند .سوره کهف 50 ضمیمه خصوصیاتی که برای فرشتگان ذکر شد مشخص می شود که ابلیس هرگز فرشته نبوده ولی از آنجا که در صف آنها قرار گرفته و پرستش خدا کرده بود به مقام فرشتگان مقرب خدا تکیه زد و مشمول خطاب آنها در مساله سجده به آدم شده بود .براین اساس سرپیچی او به صورت یک استثنا در جمع ملائکه درآیات قران بیان گردیده است و در خطبه تاسعه هم نام ملک مجازاً بر او نهاده شده است .تفسیر نمونه .جلد12/ص465
بیاد آر وقتی که جمع ملک بدادیم فرمان کنون یک به یک نمایید سجده براین آدمی که از خود دمیدم به خاکش دمی همه سجده کردند جزاهرمن که پیچیده ناگه سراز حکم من فراموش کردید من را کنون بخواهید یاری زشیطان دون ز شیطان و فرزندهایش چرا گرفتید یاور به راه خطا که ابلیس باشد شما را عدو چگونه بخواهید یاری از او فلسفه خلفت جن و شیطان فلسفه وراز آفرینش جن بنابر آنچه درقرآن کریم آمده همان است که درباره انسان وارده شده است یعنی عبادت و پرستش خداوند سبحان ، چنان که فرموده است : جن وانسان را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش نمودن خدا انس و جن را نبخشید جان جز آنکه پرستند رب جهان(سوره ذاریات 56)
اما راجع به فلسفه آفرینش شیطان باید گفت که از نظر نظام کلی این خلقت ضرورت دارد ، زیرا شیطان سگ تربیت شده نظام آفرینش است به هر کسی متعرض نمی شود در کار این نظام وجود شیطان ، رحمت است ، اگر کسی سگ تربیت شده داشته باشد می فهمد درعین حال که این سگ است و نجس العین لکن خدماتی نیز دارد .
بنابراین وجود شیطانی که انسان را به شر و معصیت دعوت کند از ارکان نظام عالم بشری است والقائات او مصلحتی دارد و آن این است که عموما مردم به وسیله آن آزمایش می شوند و در کوره امتحان خالص ها از ناخالص ها جدا می شود .این مطلب هم روشن است که خود شیطان هم مسخر خداست که او را در آزمایش بندگان آلت دست قرار می دهد .پس کاملاً معلوم است که هرچیزی متعلق خلق و ایجاد قرار گرفته است ، بشود خیر محض است مثلا مار و عقرب که می بینیم از نظر اضافه ای که به ما دارد مضر به حال ماست به طور مسلم منافعی هم دارد که از این ضررش بیشتر است .اگر چنین نبود حکمت الهی اقتضای وجودش را نمی کرد با این توضیح وجود شیطان به طور حتم خیر خواهد بود و این همان معنایی است که درآیه شریفه فرموده است ( آنکسی که هر چه آفرید نیکو آفریدنش)سوره سجده 7 شیطان مبغوض خلق نشده مطالب مهمی که باید در خصوص فلسفه وجودی شیطان به آن توجه کرد آن است که خداوند در اول خلقت او را به عنوان شیطان نیافرید بلکه موجودی از موجودات خداوند بود و بعد ملقب به شیطان شده از درگاه رحمت الهی رانده شد زیرا او مدت شش هزار سال همنشین بلکه بزرگ ایشان بود و به مقام والایی رسیده بود لکن از آزادی خود سو ئ استفاده کرد و وقتی که درمقابل پروردگار قرار گرفت که باید بر حضرت آدم سجده کند بنای تمرد و طغیان را نهاد و از امر خداوند سرپیچی کرد درحالی که خلقت او مانند مخلوقات دیگر پاک بود در نتیجه خود را بدنام کرده ، مشهور به شیطان گردید .
پیامبر اکرم درمورد انواع جن فرمودند :
جن سه نوع دارد :
یک نوع دارای پروبال هستند که همواره مانند ابر و باد در هوا پرواز می کنند و انقباض و انبساط دارند نوع دوم بصورت حیوانات در می آیند مانند مار ، عقرب ، سگ ، گربه و....نوع سوم دارای تکلیفند یا رستگارند یا گناهکار برای اینها از طرف خداوند وعده وعید آمده مثل انسانها ، این نوع جن ها بیشتر در مکان های خلوت زندگی می کنند و از محلی به محل دیگر منتقل می شوند ودر مجالس شرکت می کنند شیطان توانایی هر سه این گروه را دارا می باشد.
منبع: نشریه صبا

» عکس های جدید شبنم قلی خانی
























» عکس های جدید شبنم قلی خانی
























عاشقانه ترین عکس سال ( حتما ببینید )

شناخت شخصیت از روی مدل ابروها    

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

۱) ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

۲) ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

۳) ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

۴) ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

۵) ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

۶) ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

۷) ابروهای نزدیک به چشم ها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

۸) ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

۹) ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

۱۰) ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرئت و نشاط و شادمانی است.

۱۱) ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

به طور کلی می توان گفت:

 

ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت،

ابروهای بلند: نشانه اراده،

ابروهای بالا : نشانه جرئت 

ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.  

زمین!

واقعیت های جالب سیاره زمین 

شما تمام عمر خویش را در این سیاره سپری نموده اید، اما چقدر در مورد زمین زیر پای خویش می دانید؟ شاید حقایق زیادی در مورد زمین در ذهن تان هم اکنون خطور کند، ولی ما در اینجا 10 واقعیت دیگر را برای شما معرفی می کنیم، شاید برایتان تازه باشد.

صفحات هموار زمینی، این سیاره را محل مناسبی ساخته

زمین یگانه سیاره دارای صفحه هموار در منظومه شمسی است. پوسته یا قشر بیرونی زمین به مناطق مختلف بنام صفحه های هموار زمین ساختی تقسیم شده اند. این مناطق بر فراز ماگما یا خمیر مواد معدنی داخلی زمین شناور بوده و می توانند برخلاف هم حرکت کنند. هر گاه دو صفحه با هم برخورد کنند، امکان دارد یک صفحه زیر صفحه دیگر برود. این پروسه بسیار مهم است. زمانیکه گیاه های میکروسکوپی در آبها می میرند به عمق ابحار سقوط می کنند. طی مدت بسیار طولانی، بقایای این نوع حیات که سرشار از کاربن شده اند، دوباره به قسمت داخلی زمین می روند و بازسازی می شوند. این گیاهان کاربن را از اتموسفیر زمین تخلیه می کنند و در نتیجه ما را در برابر اثرات گلخانه ای نجات می دهند و مانع آنچه که در زهره اتفاق افتاده، می گردند.

زمین

بدون صفحه های هموار زمینی، هیچ راهی برای بازسازی کاربن وجود نداشته و در نتیجه زمین بیش از حد داغ می گردد.

 زمین تقریبأ یک کره یا گوی است

شکل زمین را می توان بصورت کره ای که در قطبین پهن شده تصور نمود. در واقع یک گوی است، اما گردش زمین باعث می گردد تا در استوا متورم شود. بدین معنی است که اندازه گیری از قطب تا قطب دیگر حدود 43 کیلیومتر کمتر از قطر زمین در استوای آن می باشد.

با اینکه بلندترین کوه روی زمین البرز، اما دورترین کوه از مرکز زمین کوه چیمبورازو در اکوادور می باشد.

زمین اکثرأ از آهن، اکسیژن و سیلیکون ترکیب شده

اگر بتوانیم زمین را به ستون های جداگانه مواد معدنی تقسیم کنیم در آنصورت 32.1 درصد آهن، 30.1 درصد اکسیژن، 15.1 درصد سیلیکون و 13.9 درصد مگنیزیم می باشد. طبعأ اکثر این مقدار آهن در هسته زمین قرار دارد. اگر بتوانید به زیر زمین بروید و هسته آن را بررسی کنید، می بینید که 88 درصد از آهن تشکیل شده است.

 47 درصد پوسته یا قشر زمین را اکسیژن تشکیل داده.

70 درصد سطح زمین را آب پوشانیده

وقتیکه فضا نوردان برای اولین بار به فضا رفتند و با چشم سر به زمین دیدند، آن را سیاره آبی ( آبی رنگ) نامیدند و این جای تعجب نیست. زیرا 70 درصد سیاره ما را اقیانوس ها پوشانیده و 30 درصد باقیمانده آن زمین خشک و سفت است که بالاتر از سطح بحر قرار دارد. 

اتموسفر زمین تا 10 هزار کیلومتر گسترده است.

اولین 50 کیلومتر یا اندکی بیشتر اتموسفیر بسیار غلیظ و متراکم است، اما کل اتموسفیر تا 10 هزار کیلومتر بر سطح زمین امتداد دارد. خارجی ترین لایه اتموسفیر را، جو خارجی (exosphere) می نامند که در ارتفاع 500 کیلومتر از زمین آغاز می شود. چنانچه گفته شد این پوشش تا 10 هزار کیلومتر بالا می رود و در آن قسمت، ذرات یا عناصر آزاد و خودگردان می توانند از کشش یا گرانش جاذبه ای زمین فرار کنند و توسط باد های خورشیدی پراکنده شوند.

اما این قسمت بالائی به شدت رقیق و نازک است. قسمت عمده اتموسفیر زمین پائین نزدیک زمین قرار دارد. در واقع، 75 درصد اتموسفیر زمین در 11 کیلومتر اول بالای سطح زمین می باشد.

زمین

 هسته مذاب آهنی زمین یک میدان مقناطیسی ایجاد می کند

زمین شبیه یک مقناطیس بزرگ است که در بالا و پائین و در واقع نزدیک به قطب های جغرافیایی دارای قطب های مقناطیسی می باشد. این میدان مقناطیسی از سطح زمین تا هزاران کلیومتر به دور امتداد یافته و منطقه ای را ایجاد کرده که بنام مقناطیس کره ( مگنتوسفر) یاد می شود. ما باید مدیون مقناطیس کره باشیم، زیرا در نبود آن ذرات باد های خورشیدی با زمین برخورد نموده و سطح آن را در معرض مقدار زیاد تشعشعات یا تابش های خورشیدی قرار می دهد. اما مقناطیس کره باد های خورشیدی را به دور زمین هدایت نموده و ما را در برابر آسیب آن محافظت می کند.

دانشمندان فکر می کنند که میدان مقناطیسی توسط هسته بیرونی مذاب زمین؛ جائیکه گرما، باعث ایجاد حرکت انتقالی گرمای ذرات هدایت شده می گردد. این امر باعث ایجاد جریان های الکتریکی می گردد که میدان مقناطیسی را بوجود می آورد.

 گردش زمین بدور محورش 24 ساعت زمان نمی برد

در واقع 23 ساعت و 56 دقیقه و 4 ثانیه است. این مدت زمانی است که زمین یکبار بدور محور اش می چرخد و اخترشناسان آن را یک روز نجومی می نامند. پس حالا متوجه شدید که یک روز 4 دقیقه کمتر از مدتی است که قبلأ فکر می کردید. شما فکر می کنید که این زمان با گذشت هر روز زیاد می شود و طی چند ماه روز شاید شب گردد و شب روز گردد.

اما به یاد داشته باشید که زمین بدور خورشید می گردد. هر روز، خورشید در مقایسه با ستار های دیگر حدود 1 درجه ( به اندازه ماه در آسمان) حرکت می کند. حالا، اگر شما این گردش کوچک خورشید را که بخاطر گردش زمین بدور آن متوجه می شویم نیز اضافه کنید در آنصورت با گردش زمین بدور محور اش 24 ساعت کامل را بدست می آورید.

یک سال زمینی 365 روز نیست

در واقع 365.2564 روز است. این بار اضافه شد. 0.2564 روز، نیاز برای سال کبیسه را تکمیل می کند. به همین خاطر است که حالا در گاهنامه میلادی هر سال با عدد 4 مانند 2004، 2008 و غیره قابل تقسیم است و تا اینکه بین 100 (1900، 2100 و غیره) قابل تقسیم باشد... و چنین ادامه خواهد داشت تا زمانیکه بین 400، (1600، 200 و غیره) قابل تقسیم گردد.

زمین تنها یک قمر و دو سیاره هم مدار دارد

چنانچه میدانید، زمین یک قمر (ماه) دارد. اما آیا میدانید که دو سیارک دیگر در یک مدار مشترک به دور زمین قفل شده اند؟ این سیارک ها بنام 3753 کرویتین و 200229AA  یاد می شوند. در مورد ماه زیاد توضیح نمی دهم، زیرا مطمئن ام که همه شما آن را به خوبی شناخته اید.

زمین

اما سیارک 3753 کرویتین که قطر آن 5 کیلومتر است بنام قمر یا ماه دوم زمین یاد می شود. در واقع بدور زمین نمی گردد، بلکه یک مدار هماهنگ شده با زمین دارد. این قمر دارای یک مداری است که گویا زمین را در مدار اش دنبال می کند، اما در حقیقت در یک مسیر جداگانه بدور خورشد، مدار خودش را طی می کند.

سیارک 200229AA فقط 60 متر قطر دارد و مدار آن بدور زمین شبیه نعل اسب است که هر 95 سال آن را به زمین نزدیک تر می سازد. طی حدود 600 سال، بنظر میرسد که زمین را در مداری شبیه مدار یک ماهواره دور بزند. دانشمندان پیشنهاد می کنند که این سیارک می تواند یک هدف خوب برای یک مأموریت اکتشافی فضایی باشد.

 زمین تنها سیاره ای است که در آن حیات وجود دارد

ما وجود آب را در گذشته های مریخ و ذرات لازم برای ایجاد حیات را در تیتان قمر زحل کشف نمودیم. ما می توانیم آمونیو اسید ها را در یک سحابی در اعماق فضا ببینیم، اما زمین یگانه جای است که حیات در آن کشف شده است.

اما اگر در سیارات دیگر هم حیات وجود داشته باشد، دانشمندان در حال آزمایشاتی اند تا ما را در یافتن این حیات کمک کند. یک مدارگرد دیگر بنام آزمایشگاه علمی مریخ، طی چند سال آینده به سوی این سیاره می رود و با تجربیاتی مجهز می باشد که می تواند حیات را در خاک این سیاره کشف کند. آنتن های بزرگ رادیویی با بررسی ستاره های دور دست، سعی می کنند تا انواع سیگنال های حیات هوشمندی را که از فضای میان ستاره ای عبور کند، بشنوند. و حالا تلسکوپ های فضایی مانند مأموریت داروین ایسا (سازمان فضایی اروپا) چنان قوی اند که می توانند حضور حیات را در دنیا های دیگر حس کنند.

 

اما فعلأ همه میدانیم که زمین یگانه جای است که حیات در آن وجود دارد و این خود یک واقعیت جالب است.

کاش  

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

خواهش

نمیدونم برای کی دارم اینقدر خدمو میکشم؟

نمیدونم برای چی خودمو برای شما ها هلاک میکنم؟

نمیدونم چرا به من اهمیت نمیدین؟

نمیدونم چرا اینقدر تنهام؟

نمیدونم چرا با من دوست نمیشه کسی؟

نمیدونم چرا کم کم داره حوصله ام سر میره؟

نمیدونم چرا هیچی نمیدونم؟

نمیدونم که نمیدونم چطوری میتونم شما هارو راضی کنم تا منو لینک کنید؟

(الته به پای شما نمی افتم لینکم کنید اگه دلتون خواست.نکردیم که نکردین ولی یه دوست با وفا رو از دست میدین.)

نمیدونم چرا نظر نمیدین.

(اگه فحش بدین بازم برام خوبه که یه کسی به یادمنه.ولی خدا همیشه به یاده منه.)

میدونم که اصلا لیاقت وبلاگ نویسی رو ندارم.

اگه اینجوری پیش بره خودمو میکشم.


برای اینکه نجاتم بدین کمکم کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!