Linnfashion.com

آهنگ جدید و بسیار زیبای Rihanna با نام Who's That Chick با 2 کیفیت

Mp3 128
Ogg
رمیکس فوق العاده زیبا از آهنگ Rihanna با نام Only Girl In The World ... با 3 کیفیت
( Remix : Dj Aligator )





نـمیدونم از کـــجا شـــروع کــــــــنم I♥U
قــــصه ی تـلخ و سـادگــــــــــیم روI♥U
نــــمیدونم چــرا قـــسمت مـیکنمI♥U
روزهــــای خـوب زنـدگیــــــــم روI♥U
چــــــــــــرا تـو اول قـصه هــمهI♥U
دوسـتم مـیدارن وســط قصـهI♥U
میشه سر به سرمن میزارنI♥U
تا میخواد قـصه تـموم شه I♥U
هـمـــــــه تـنهام مـیزارن I♥U
مـــیتونم مـثل هــمه دوI♥U
رنــگ بــاشــــــــــــــمI♥U
و دل نـبـــــــــــــــــازمI♥U
مـیتونم مـثل همه یـه I♥U
عشق بادی بسازم تـــاI♥U
با یک نیش زبون بترکــــهI♥U
و خــــــراب بـشه تـا بـیان I♥U
جــــــمعش کـنن حـبــــــابI♥U
دل ســــــــراب بـــــــــــــشهI♥U
مـیتونم بـــــازی کـنم بـــــــــا I♥U
عـشق و احــــــــساس کـسیI♥U
مـیتونم درسـت کـنم تـــــــــرس I♥U
دل و دلواپسی مـیتونم دروغ بـگم I♥U
تـا خـودمو شـنی کـنم ، مـــــــیتونمI♥U
پـشت دلــــها قـایم بـــــــــــــشم I♥U
کـمین کـنم ولـی با ایـن هـمــــهI♥U
حــرفها بـاز مــــــنم مـثل اونـــاI♥U
یـــــــه دروغــــــگو مـــــیشمI♥U
هـمیشـــــــــــه ورد زبـونـــاI♥U
یـه نـفر پـیدا بـشه بـــــــهI♥U
مـن بـگه چـیکار کـنـــــمI♥U
بـــــــا چـه تـیری اونــیI♥U
کـــــــــه دوستـش دارمI♥U
شـــــکار کنم مـن باید از I♥U
چـی بـفهمم چــه کــسیI♥U
دوســتم داره ، تـوی دنـیــــاI♥U
اصـلا عـــــــــــــشق واقـعی I♥U
وجود داره ؟ بــــــــراش بنويس I♥U
بـراش بنويس دوســـــــتت دارم I♥U
آخه میدونی آدما گاهی اوقــــات I♥U
خیلی زود حرفشونو از یاد مـــیبرن I♥U
ولي يه نوشته به اين سادگيهـــــــا I♥U
پاک شدني نيســــــت ، گرچـــــــــه I♥U
پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک I♥U
قلب هم ساده تره ، ولي تو بنويس I♥U
امیدوارم که از سری جدید خوشتون بیاد!!!!!
![]()
هر عکسی رو خواستین حتما بگید تا واستون بذارم و منتظر تازه های من باشید...........
EMO GIRLS & EMO BOYS




یک سری جدید و جالبه دیگه از عکس های EMO امیدوارم که خوشتون بیاد ....
راستی نظر یادتون نره ها.........

![]()

![]()

تقسیم بندی اجنه به نوع شاید تقسیم بندی منطقی به نظر نرسد زیرا نوع آنها همان جن است اما چون اختلاف در شکل و شمایل ، مرام ، طریقه زندگی و نیروهای آنها بسیار متفاوت است ما از لفظ عامیانه انواع استفاده منمائیم
جن از ابعاد مختلف شامل تقسم بندی مختلف است
· تقسیم بر اساس ماهیت : آتش ، هوا ، دود (در همین قسمت صحبت میشود)
· تقسیم بندی از لحاظ مکان زندگی (مراجعه شود به قسمت مکان زندگی)
· تقسیم بندی بر اساس دین و آئین (مراجعه شود به قسمت دین و مذهب )
· تقسیم بر اساس طوایف و مرام (در همین قسمت صحبت میشود)
البته با توجه به تحقیقات و تکمیل مطالب امکان جابجایی ، ادغام و اضافه شدن تقسیم بندی ها وجود دارد.
تقسیم بر اساس ماهیت........................................ ..............................
جن ها از لحاظ ماهیت یا بهتر بگوییم غالب بودن خواص به سه دسته تقسیم میشوند:
جنهایی که به رنگ تیره رویت میشوند که در آنها دود آتش بر دیگر مواد غالب است : که سرعت آنها به نسبت انواع دیگر متوسط است .
جنهایی که سرخ رنگ هستند و در آنها شعله و رخشندگی غالب بر مواد دیگر است : آنها دارای قدرت خاصی هستند و ارتباط با آنها باعث عوارض و بیماریهای بیشتری در انسانها میشود از جمله کم سو شدن سریع چشم به عنوان مثال ع.احمدی از اساتید علوم غریبه که در امور سایت ما را یاری میکنند درباره ارتباط با این نوع اجنه میگویند به علت مداوت زیاد به این کار در حال حاضر نمیتوانند عقربه های ساعت را که در فاصله یک متری شان قرار دارد تشخیص دهند ایشان میگویند هر گاه میخواهم به اطراف نگاه کنم حرارت ، گوشه چشمانم را اذیت میکند.
جنهایی که به رنگ سفید و گاهی شفاف دیده میشوند در آنها هوا و حرارت (انرژی حاصل از آتش )غلبه دارد ، از لحاظ قدرت بسیار قوی و دارای قابلیتهای بالایی هستند و تسخیر آنها حتی توسط مجربین اهل احضار بسیار خطرناک و پرضرر است به گفته اساتید گاهی پس از گذراندن ریاضتهای طاقت فرسا برای تسخیر این نوع از جن ، انسان در هنگام رویت ابتدا دچار احساس راحتی شده و حالت سرخوش به او دست میدهد و پس از دقایقی با جاری شدن خون از بینی ، احساس خواب آلودگی کامل کرده و از هوش میرود و با تجدید ملاقات ، اختلالات مغزی بر او عارض میشود گاهی اوقات در ابتدای امر شخص به علت سکته مغزی یا ایست قلبی جان خود را از دست میدهد.
تقسیم بر اساس طوایف و رفتارها .................................................. .............
همانطور که انسانها دارای طوایف گوناگون و قبایل بیشمار هستند، اجنه ، به علت جمعیت زیادشان به نسبت انسانها دارای طوایف بسیار میباشند که قابل شماره نیست .
ما در اینجا قسمتی از تحقیقاتی که در کتب مختلف انجام گرفته بیان میکنیم:
((شیرین یربوع))نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن زیاد بسر می برند.
این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ، با او به بازی می پردازد ، همانطوری که گربه با موش بازی می کند و بتدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو است ، مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او می پردازد .
((شیرین یربوع)) تا مدت زمان طولانی با ((سعلات)) همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ، سعلات برقی را دید و قصد آن کرد و رفت.فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده بودند ، بنی سعلات می گویند.نوعی دیگر از جن وجود دارد که بنام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن بسر می برد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده است.
اگر این جن به کسی دست یابد ، با او مجامعت می کند و اهالی آن سرزمین ها این جن را می شناسند. این جن چنانچه به هر کس ***** کند به او زحمت می دهد تا حدی که ممکن است موجب هلاک وی شود زیرا قضیب او مانند سر گاو است.
مردم وقتی که او را می بینند از خود بی خود می شوند .اما گاها نیز ممکن است که مردی شجاع با این نوع از جن برخورد کند که در این موقع جن قصد او نمی کند. به عبارت دیگر جرأت جسارت به او را ندارد!نوعی دیگر از جن بنام الغدار وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد ، هلاکش می کند.
گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک نمود. از انواع دیگر جنها که از او نام می بریم ، جنیست که (( وشق )) نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که نسناس از این نوع جن به وجود آمده است. نسناس طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر ، در زمین میزیستند و سپس منقرض شدند.
گفته می شود که دانشمندان بقایای جسد نسناس هایی را از زیر خاک به دست آورده اند. اگر وشق کسی را دربیابانها و جنگلها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند،به شخص حمله ور می گردد.
در یکی از سفرها ، علقمة بن سفیان ، وشق را دید. هر دو به جانب همدیگر حمله ور شدند و علقمة ضربتی با شمشیر بر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمة ، ضربتی بر علقمة وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.
علاوه بر جن های نام برده در فوق از جنی بنام « منها » یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب از خود بروز می دهد تا پرهیزگاران و عابدان چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند و آنچه از آنها صادر می شود واقعا" از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار عجب و غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.
حکایتی را در این باب جهت روشن شدن موضوع ذکر می کنیم:
می گویند که یکی از زاهدان صومعه ای داشت و مهمانی نزد آن زاهد آمد.مهمان می دید که هر شب هنگام افطار نزد زاهد ، چراغ و چراغدان و سفره ای حاضر می شود. مهمان متعجب می شد لذا از زاهد پرسید که این وسایل از کجا می آیند؟ زاهد در جواب دادن به مهمان روی گردانید. مهمان در سئوال خود اصرار ورزید. زاهد گفت: مدتی است که هر شب چنین می شود تا من گمان کنم که اینها از کرامات من است اما من در همان وهله ی اول دانستم که او شیطان است.به محض اینکه سخن زاهد به اینجا رسید ، فورا" چراغ خاموش شد . جناب آقای پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن
اجنه از نظر خلقت و ترکیب دارای انواعی هستند که از جمله آنها عبارتند از:
1-جن:وجود جن به تنهایی
2-عامر:به گروهی از اجنه گفته می شود که با مردم نشست و برخاست دارند وبا آنان زندگی می کنند.
3-شیطان:به گروه بد ذات و خبیث اجنه گفته می شود.
4-عفریت:به آن گروه از اجنه می گویند که دارای مقام و منزلت والایی بوده و از قدرتهای فوق العاده ای بهره مند هستند.
اجنه مانند انسانها مکلف هستند . این مسئله در قرآن به صراحت آمده است . آنها کافر ، یهود، مسیحی ، مسلمان و آتش پرست هستند .
جنیان غالبا به دوسته بزرگ از نظر دینی تقسیم میشوند : کافر و دیندار به یکی از ادیان الهی شاید در بین آنها ادیان دیگر وجود داشته باشد اما به قدری کم است که ما در هیچ منبعی آثار آن را ندیده ایم .
در سوره جن آمده : عده ای از جنیان آیات قرآن را شنیده و به اسلام روی میآورند این دلیلی قوی بر مکلف بودن آنها است
در ترجمه آیه 4 از همین سوره استاد الهی قمشه ای نوشته است : و البته سفيهان و بىخردان ما به خدا دروغ مىبستند (كه به او فرزندى مسيح و عزير و فرشتگان را نسبت دادند) و این نیز دلیلی بر دینداری آنها به ادیان دیگر الهی است .
البته از لحاظ عقلی هم واضح است : موجودی مانند انسان مکلف میتواند به ادیانی که انسانها دارند گرایش پیدا کند و قطعا هم همینطور است . اما اینکه چرا آنان بیشتر به ادیان الهی گرایش دارند میتوان چند مورد را بیان کرد :
1.بعضی از ادیان توسط خود بشر ایجاد شده و اثر خرافات است: مثل مدفوع پرستان یا حیوان پرستان که در هند هستند ، اینگونه اعتقادات در جن کمتر راه پیدا میکند چون با وجود پایینتر بودن عقل جن نسبت به انسان آنها از قابلیت تجسم بعضی واقعیتهای متافیزیکی برخورداند (به قسمت قدرت و سرعت جن مراجعه نمایید) یعنی آثار مترتب و حقیقی در بسیاری از مواد را به چشم میبینند بنابر این دلیلی برای پرستش خبائث(مدفوع) و بهائم (مانند گاو) و... برای آنها وجود ندارد.
2.فرمانبرداری از بزرگان خود: که باعث میشود از خطاها و جسارت بر راه اندازی ادیان خرافی پرهیز کنند و این موضوع در بسیاری روایات آمده که بزرگانی از جن به خدمت پیغمبران و اولیاء الهی میرسیدند و از هدایتهای آنها استفاده کرده و به قوم خود انتقال میدادند.
3.طولانی بودن عمر جنیان: این موضوع از مسائل بسیار مهمی است که باعث عدم خطای آنان میشود ما در قسمت طول عمر جن از مدت زمانی زندگی آنها در این دنیا صحبت کرده ایم آنها چون عمرهای طولانی دارند تحریف در ادیان و دستورات بسیار بین آنها کم است چون بعضی از آنها وجود دو یا چند پیغمبر و راهنمای الهی را درک کرده و از محضرشان استفاده نموده اند .
4.تشخیص مسائل روحی و اخلاقی جنیان: جن قدرت تشخیص راست و دروغ و درک کرامات انسانی را دارد ، از سرعت بالا نیز برخوردار است ضمن اینکه حضور او برای خواص بدون ضرر است ، با این قابلیتها میتواند از حضور انسانهای بزرگ استفاده نمایند و حقایق وظیفه خود را به خوبی بداند .
نکته: جنها در حالیکه دسترسی شان به حقایق بیشتر از انسانها است به علت ضعف قوه عاقله بسیاری اوقات به اشتباه میروند این به خطا رفتن دلیل بر عدم دینداری آنها نیست.
با ارزشترین مردم نزد خدا با تقواترین آنها است این حدیث شامل جنیان نیز میشود و دربین جن و انسان مسئله قدرتهایی که خداوند عنایت فرموده در ارزشها لحاظ نمیشود انجام به وظایف با نیت خالص مد نظر است . هر دو موجود مورد آزمایش الهی قرار دارند . حال آنکه امکانات بیشتری دارد باید بار وظایف و تکالیف سنگین تری را بدوش کشد.
جنیان دارای پیغمبر و راهنمای مستقیم الهی از جنس خودشان نیستند و امور از طریق راهنمای انسانی ( اعم از پیغمبر و امام معصوم) به آنها منتقل میشود .
ما در سلام به ائمه معصوم بخصوص ساحت مقدس حضرت ولیعصر( ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) میگوئیم السلام علیک یا امام الانس و الجان : انس جمع انسان و جان جمع جن است یعنی سلام بر تو ای پیشوای انسانها و جنیان.
مرحوم طبرسی نقل کرده اند که پیامبری بر خصوص جن مبعوث شده به نام یوسف و اقوال متعددی را در این زمینه میدانند ، اما این مسئله بسیار ضعیف است و ایشان نیز خود به صراحت بر این موضوع تاکید نکرده اند .
از کلام هام نوه ابلیس بر می آید که حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) هم بر ایشان مبعوث بوده اند زیرا او گفته:آنان بر من تورات و انجیل آموختند ، تو هم قرآن یاد بده و من به تو ایمان آوردم. (بحار جلد 18ص 78 و سفینه البحار ج 1 ص 679 )
جنیان با تفاوت ادیان مکان زندگیشان را تغییر میدهند و غالبا هر قوم دارای یک دین هستند . در روایتی پیغمبر اسلام (ص) به جنیان کافر دستور به زندگی دور از شهرها زندگی و به دیندارانشان اجازه زندگی در دهات و روستاها نزدیک انسانها را دادند.
آتش پرستان جن در کنار آتشفشانها زندگی میکنند همانطور که در کتاب آقای حسین احمدی آمده قوم کواریون از اجنه در زیر قله دماوند شهری دارند
نکته: ما در قسمتهای دیگر اشاره به چگونگی زندگی و مکان زندگی جنیان کرده ایم ، جن به خاطر لطافت جسمی نیاز به تبعیت از قواعد محسوس انسانی از قبیل محصور بودن در مکانی مثل خانه های انسانها را ندارند حتی این مسئله که یکی از اماکن برای زندگی جنیان بالای سقفهای بیش از 3 متر است از مسلمات اهل تجربه و توصیه های معصومین است پی دلیلی بر رد گفته استاد احمدی درباره مکان زندگی قوم کواریون نیست .
مذاهب جن
آیت الله حسن زاده آملی می نویسد :
جناب استاد ما علامه طباطبائی صاحب تفسیر قیم و عظیم «المیزان»-رضوان الله علیه- فرموده است
که : استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرده که کسی از جن پرسیده است ( و فرموده است
شاید آن کس خود مرحوم آقای قاضی بوده است) : طائفه جن به چه مذاهب اند ؟ آن جن در جواب
گفت : طائفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه سنی ندارند، برای اینکه در میان ما
کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.(اسوه عارفان ص ۴۸)
حافظ شیرازی
مرحوم قاضی، حافظ شیرازی را هم عارفی کامل می دانستند و اشعار مختلف او را شرح منازل و
مراحل سلوک تفسیر می فرمودند
یکی از میاحث بسیار شیرین ممتّع علوم غریبه ، فنّ اعداد و اوفاق و الواح است که مشتمل بر مطالب صحیح دقیق ریاضی است. و اگر این علم را جز این فایده نبود که موجب تشحیذ ذهن برای علوم ریاضی است ] باز [ هم شایسته ی توجّه بود. و شاید اصل تأسیس این علم از طرف عقلا و حکمای بزرگ به همین منظور بوده است که خواسته اند از طریق خواص اعداد و الواح توجه مردم را به فنون ریاضی سوق داده باشند. ـ چه منشأ بسیاری از علوم شریفه ،عقاید ساده و خرافی عامّه ی مردم بوده است. که چون اکثر به خرافات و افسانه ها معتقد ند ، پیشوایان قوم از این خصیصه استفاده کرده و بشر را به طریق علوم و معارف حقیقی انداخته اند.
باری مسأله اوفاق یکی از مسائل مهم فن اعداد و الواح است.
وفق عبارت است از حاصل جمع اعداد هر ضلعی از مثلث و مربع و مخمس و غیره.
وجه تسمیه وفق این است که چون خانه های اشکال را با قواعد مقرّره پر کرده و اعداد ار هر کدام در خانه ی خود نوشته باشند ، از هر ضلع و هر سمت که حساب کنی حاصل جمع موافق و برابر است.
مقصود از مثلث در این علم ، سطح سه ضلعی معروف نیست بلکه مقصود شکل سه اندر سه است.] به این تر تیب [ سطح چهار گوشه یی را طولاً و عرضاً به سه خانه یعنی سه مربع کوچکتر و جمعاً به 9 خانه تقسیم کرده باشند.
و همچنین مقصود از مربع ، لوح چهر اندر چهار است که سطح چهار گوشه ی بزرگ به شانزده چهار گوشه ی کوچکتر خانه بندی شده باشد. و مخمس لوح پنج در پنج است مشتمل بر 25 خانه و بر این قیاس مسّدس و مسبّع تا لوح صد اندر صد که از الواح بسیار مهمّ اعداد است و قواعد ریاضی بسیار دقیق در آن به کار می رود.
زکوة در اصطلاح این علم عبارتست از عددی معیّن در هر شکل که برای پر کردن خانه ها به طریق اوفاق ، نخست آن عدد را از عدد مفروض کم کنند و باقی قاعد را در باقیمانده به جای آورند. مثلاً زکوة مثلث عدد 12 است و زکوة مربع 30 و مخمس 60 و ….
قاعده ی کلی وفق و زکوة این است که باید در شکل مقصود ، عدد اول یعنی واحد ( =1) را با عددمجموع خانه ها جمع و حاصل را در نصف عدد خانه ها ضرب کنند. از این عمل حاصل جمع اعداد تمام سطور شکل مقصود به دست می آید.
این قاعده مأخوذ است از قاعده ی جمع اعداد متصاعده که از واحد شروع شده باشد. عدد کوچکتر یعنی یک را با عدد بزرگتر جمع و در نصف عدد بزرگتر ضرب کنند ، یا حاصل جمع را در عددبزرگتر ضرب و حاصل ضرب را تنصیف کنند.
مثلاً اگر بخواهیم حاصل جمع اعداد ترتیبی را از یک تا ده بدانیم می گوییم ] 55=5×10+1 [ . یعنی اگر اعداد را از یک تا ده زیر هم بنویسیم و جمع کنیم حاصل 55 می شود.
از روی این قاعده در مثلّث که عدد خانه های آن 9 است می گوییم ] 45=5/4×9+1[ پس مجموع اعداد طبیعی ترتیبی خانه های شکل سه اندر سه 45 می شود.
و در مربع گوییم ] 136=8×16+1 [ پس مجموع اعداد طبیعی مربع 136 می باشد. و همچنین در شکل پنج اندر پنج که عدد خانه های آن 25 می باشد مجموع اعداد طبیعی 325 است. ] 325=5/12×25+1 [
چون حاصل جمع اعداد طبیعی شکل مقصود معلوم شد ، قاعده اینست که آن را بر عدد سطور شکل تقسیم کنیم خارج قسمت را وفق آن شکل می گوسند و چون عدد سطور را از وفق تفریق کنیم زکوة شکل به دست می آید.
مثلاً در مثلث عدد 45 را بر 3 که عدد سطور سه اندر سه است بخش کردیم ، خارج قسمت 15 شد ]15=45:3[ ـ پس گوییم وفق مثبث 15 است ـ آن گاه عدد سه را از وفق کم کردیم حاصل 12 شد ] 12=3-15 [ گوییم زکوة لوح سه اندر سه 12 است.
و در شکل چهار اندر چهار که عدد سطورش 4 باشد گوییم : ] 34=136:4 [ پس وفق مربع 34 است باز گوییم ]30=4-34 [ پس زکوة مربع 30 باشد. و همچنین در لوح پنج اندر پنج گوییم ] 65=325:5 [ و ]60=5-65 [ بدین سبب وفق مخمس را 65 و زکوة آن را 60 تعیین می کنیم.
در شکل صد اندر صد که بدان اهمیت بسیار می دهند چون ضلعش 100 و خانه ی آخر یعنی مجموع خانه های آن ده هزار ( 10000 ) است ، مطابق قاعده ی یاد شده حاصل جمع اعداد ترتیبی از یک تا ده هزار می شود پنجاه میلیون و پنج هزار که حاصل ضرب ده هزار و یک در پنج هزار است . ]50005000=5000×10000+1 [ و چون آن را بر عدد 100 که عدّه ی سطور آن شکل است تقسیم یا دو صفر آخر آن را حذف کنی پانصدد هزار و پنجاه (500050) می شود که وفق لوح صد اندر صد است و چون 100 را که عدد سطور شکل است از آن کم کنی باقی مانده ( 499950 ) زکوة صد اندر صد به دست می آید . در پر کردن این لوح باید آن را به مربّعات تحویل کنند.
پر کردن لوح عبارتست از نوشتن ععد مفروض در خانه های شکل به طریقی که از هر طرف طولی و عرضی و قطری حساب کنی وفق دهد و حاصل آن برابر باشد. و برای این کار قئاعد فنی دقیق داریم.
مثلاً در پر کردن مثلّث قاعده این است که زکوة مثلث یعنی 12 را از عدد مفروض تفریق و باقی را بر ضلع مثلث یعنی 3 تقسیم کنی ، پس خارج قسمت را عیناً در خانه ی اوّل بنویسی و در خانه های بعد به ترتیب یکی یکی علاوه کنی تا 9 خانه پرداخته شود.
هر گاه در تقسیم ، باقی مانده داشته باشی ، اگر باقی مانده یکی باشد آن را در خانه ی هفتم بیاوری یعنی در این خانه نسبت به خانه ی ششم دو عدد علاوه کنی و هر گاه باقی مانده دو تا باشد در خانه ی پنجم یکی بر عدد طبیعی بیفزایی یعنی نسبت به خانه ی چهاوم دو عدد علاوه کنی .
بعضی کسر 2 را هم در خانه ی هفتم می آورند به این طریق که در این خانه نسبت به خانه ی چهارم سه عدد می افزایند.
در خصوص مثلث ذو الاربعة یعنی شکل سه اندر سه چهار ضلعی نکته ایست که بعض اضلاعش در بعض احوال وفق نمی دهد و شرح آن مناسب این مقدمه نیست.
در شکل مربع هم قاعده این است که زکوة 30 را از عدد مفروض تفریق و باقی مانده رابر ضلع مربع یعنی 4 قسمت کنی و خارج قسمت را در خانه ی اوّل بنویسی و همچنان یکی یکی در خانه های بعد علاوه کنی و اگر کسر باقی مانده داشته باشی ، یکی را در خانه ی 13 بیاوری و آن را نسبت به خانه ی 12 دو تا علاوه کنی و کسر دو را در خانه ی 9 هم یکی بر عدد طبیعی بیفزایی که این خانه از خانه ی هشتم دو عدد علاوه داشته باشد . و کسر سه را در پنج هم یکی علاوه کنی که از خانه ی چهارم دو تا بیشتر باشد.
نکته ی اینکه در کسر سه هم یکی علاوه باید کرد واضح است زیرا هر قدر خانه جلو تر باشد تضاعیف و افزایش ان در خانه های بعد بیشتر شود. بدین سبب کسر 3 در خانه ی 5 که بر 9 مقدم است علاوه کنند و کسر 2 را در خانه ی 9 که بر 13 مقدم است . و ] کسر [ یک =1 را در خانه ی 3 که اواخر بیوت مربع است بیاورند.
در مخمّس قاعده ی معروف این است که از عدد مفروض زکوة 60 را تفریق و باقی را بر5 که ضلع این شکل اسستن تقسیم کنند و خارج قسمت را در خانه ی اول بنویسند و همچنان به طریق طبیعی بر ولاء خانه ها را پر کنند و کسر یک تا چهار همه را در خانه ی بیست و یکم علاوه کنند اما به این ترتیب که کسر یک را 1 و دو تا 2و سه را 3 و چهار را 4 بر عدد طبیعی آن خانه بیفزایند .
برای اشکال و صور پنج اندر پنج از محلق و وفق و غیر تام و غیره و همچنین ترتیب خانه های آن و تفننات ریاضی که علمای فن در این باره داشته اند باید به کتب مفصّل رجوع کرد.1
ما ترتیب طبیعی خانه ها را که به اصطلاح (ولاء ) گویند مطابق معروف و مشهور ما بین اهل فن در سه شکل نشان می دهیم :
|
2 |
9 |
4 |
|
7 |
5 |
3 |
|
6 |
1 |
8 |
اما عدد مفروض که در نوشته های سابق گفتیم از این قبیل است که مثلاً عدد حروف سوره ی « والشمس و ضحیها » را به حساب ابجد معلوم کنند و آن را هنگام شرف افتاب در لوح پنج در پنج روی کاغذ با گلاب و زعفران بنویسند یا بر لوحی زرین نقر کنند و گویند موجب مزید جاه و دولت و سلطنت و طول عمر و قهر دشمنان گردد.
یا عدد آیه ی « نصر من الله و انا فتحنا » را با آیه ی « ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین » بر لوح مسبع بنگارند باعث فتح و فیروزی شود.
یا عدد حروف صوامت یعنی حروف بی نقطه را که 543 است با عدد 2624 با عدد نام شخص مفتری بدزبان و مادرش جمع و در مثلث بر کاغذ کبود رنگ رسم و ان را در خانه یی تاریک دفن کنند و سنگی روی آن بگذارند سبب عقد اللسان خصم باشد . و امثال این امور که در کتب این فن بی حد و حصر است.
ملاحظه می کنید که خردمندان دانش پرور پیشین با چه حیله و تدبیر فنون دقیق ریاضی را بخورد جامعه می دادند . یا للعجب که نادانی قوم باز هم کار خود را کرد ، برای استفاده های نامشروع از این فنون چه عمرها تباه ساخت و چه اندازه بدبختی و سیاه روزی به بار آورد.( برگرفته از مقدمه ی علامه جلال الدین همایی بر کتاب « کنوز المعزمین ابن سینا» /53-60)
رک:1001/223-221/ن 428
رک:1001/232/ن452
1 –از قبیل:
1- کنه المراد فی علم وفق الاعداد از شرف الدین علی یزدی (م حدود 850)
2- کنه المراد فی وفق الاعداد فارسی مفصل و مبسوط از یعقوب بن محمد بن علی طاووسی.
3- شمس الآفاق فی علم الحروف و الاوفاق
4- بحر الوقوف فی علم الاوفاق و الحروف
5- کیفیة الاتفاق فی ترکیب الاوفاق
6- شمس المعارف الکبری از شیخ احمد بونی (م 622
باید کمی در آن تامل کنید تا بفهمید ولی در پایان شیرین و دلنشین است.
هر که آن را بفهمد و به یاد دارد از ماشین حساب،در امور روزمره بی نیاز است.
مقدمه:خنصر:انگشت کوچک،بنصر:کنار انگشت کوچک،سبابه:انگشت کنار شصت،ابهام:انگشت شصت
بدانکه علماء متقدمین از هیئت انگشتان از واحد تا ده هزار ضبط نموده اند باین طریق که هیجده صورت وضع نموده اند از انگشتان دست راست بجهت ضبط یکی تا نود و نه
و هیجده از دست چپ تا نه هزار،و یک صورت بجهت ضبط ده هزار،اما هیجده صورت اولی:
۱.خوابانیدن خنصر به تنهائی علامت یکی است.
۲.خوابانیدن خنصر و بنصر با هم بجهت دو.
۳.خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطی نشانه سه و باید در این سه سرهای انگشتان بر گودال کف دست گذارده شود.
۴.بلند کردن خنصر و خوابانیدن بنصر و وسطی علامت چهار.
۵.بلند کردن خنصر و بنصر و خوابانیدن وسطی است بجهت پنج.
۶. خوابانیدن بنصر به تنهائی است بجهت نشانه شش.
۷.خوابانیدن خنصر به تنهائیست نشانه هفت.
۸.خوابانیدن خنصر و بنصر است با هم بجهت هشت.
۹.خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطی است نشانه نه،و در این سه صورت باید سر انگشتان بر بر آمدگی که متصل به زند(مچ)است ،گذارده شود.
۱۰.گذاردن سر ناخن سبابه است بر بند اول ابهام به نحویکه حلقه حاصل شود و این علامت ده است.
۱۱.گذاردن ناخن ابهام است بر بند آخر سبابه لیکن باید ناخن ابهام را بر طرفی از این بند بگذارد که جانب وسطی است و این علامت بیست است.
۱۲. گذاشتن سر انگشتان سبابه است ـ نه ناخن آن ـ به سر ناخن انگشتان ابهام از طرفی که به جانب سبابه است و آن نشانه سی است.
۱۳.گذاشتن باطن سر انگشت ابهام یعنی باطن بند اول بر پشت بند تحتانی سبابه بجهت چهل.
۱۴.بلند کردن سبابه یا گذاشتن ابهام بر کف بر کف نشانه پنجاه است.
۱۵.گرفتن ناخن ابهام است به باطن بند دوم سبابه علامت شصت.
۱۶.بلند کردن ابهام است و گذاشتن باطن سر انگشت سبابه بر باطن سر آن علامت هفتاد.
۱۷.بلند کردن ابهام است و گذاشتن طرف سر انگشت سبابه بر مفصل اول به جهت هشتاد.
۱۸.گذاشتن سر ناخن سبابه است بر مفصل دوم ابهام به جهت نود.
" و مخفی نماند که آنچه مذکور شد به جهت ضبط مفردات است و به جهت ضبط
مرکبات باین صورت مفردات آنرا به عمل آورد باهم."
و اما هیجده صورت ثانیه که در دست چپ است به جهت صد تا نه هزار است و آنها بعینه مثل هیجده صورتی است که در دست راست است.
اما صورتهائی که در دست راست به جهت ضبط آحاد بود، در اینجا علامت آحاد الوفست(هزارها) و صورتهائی که در آنجا به جهت عشرات بود، در اینجا علامت مئات(صدگان)است .
و کیفیت ضبط مرکبات که در ما بین صد و ده هزار است،به نحویست که اشاره به آن شد. یعنی باید هر مرکبی ضبط آن به اجتماع اوضاع مفردات او بشود.
و اما یک صورتی که علامت ده هزار است گذاشتن طرف سر ابهام است بر طرف سبابه به نحویکه ناخنهای آنها محاذی یکدیگر شوند،به هر یک از دست راست و چپ
که خواهد و اگر زیاده بر این توضیح و تفصیل کسی خواهد باید رجوع کند به رساله ای که والد ماجد حقیر طاب ثراه در این علم نوشته اند.
معقولات جن
جن ازنظر بعضی از قدرتها بر انسان میچربد و تواناييهايی دارد كه انسان ندارد ولی از نظر درجه وجودی از انسان پستتر است ، و حتی آن كارهايی كه بعضی ز افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهايی كه راست میگويند -انجام میدهند ، اينها را اهل معنا نمیپسندند ، يعنی سروكار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمیدهد ، تنزل میدهد و تعالی نمیدهد . حال بهيك معنای ديگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله ديگری است . استاد مطهری
|
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
معلومات جن
ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.
در روایتی هم آمده که غذای بعضی از آنها جذف است نوعی گیاه در یمن است که با خوردن آن نیاز به آب نیست یعنی گیاه آبدار است (بحار ج60 ص73 و سفینه البحار ص679)
حضرت علی بن حسین (ع) فرمودند : استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره میگیرند و اگر پاک کنید ، آنها از خانه ی شما چیزی را میبرند که بهتر از این باشد (حلیته المتقین ص67)
جنیان به خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و برای خود و حیواناتشان غذا خواستند ، حضرت استخوان را برای جنیان و سرگین را برای حیواناتشان قرار داد . به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست (حلیه المتقین ص257)
چون بر جنیان هوا و آتش غالب است ، غذا و خوراکشان آن چربی است که هوا در استخوان ها حمل مینماید ، زیرا خداوند روزیشان را در آنها نهاده است.
به همین دلیل پیامبر اسلام فرموده اند : استخوانها توشه برادران جنی شماست و در جای دیگر فرموده اند :خداوند در استخوانها برای جنیان روزی نهاده است.
جنیان بخشی از انرژی حیاتی خود را از ماه و درختان و آب و قسمتی را از زمین در هنگام شب که تنفس میکند نیز میگیرند.
غذای جنیان از انرژی متصاعد شده همه از همه چیز است گاهی آنان از بوی انسان یا برخی حیوانات ، بوی نم ، لجن ، دریا ، رودها ، بیابان و میوه های گوناگون است ، به این ترتیب آنان به هر جای طبیعت بروند میتوانند تغذیه کنند .
زندگی آنان به صورت زندگی تمام موجودات زنده است : با کودکی ، جوانی ، پیری ، ضعف و قوت ، سلامتی ، بیماری و مرگ همراه است .
امراض آنها بیشتر به شکل کاهش و از دست دادن انرژی است . هنگامی که قسمتی از بدن آنها انرژی خود را ازدست میدهد ، برای آنان حالت دردناکی بوجود می آورد و گاه تحرک آنان را از بین میبرد.
در مواردی دیده شده افراد معنوی که میتوانند از طریق انرژی انسان ها را درمان کنند ، درد و ناراحتی جنیان را برطرف ساخته و آنان را درمان کنند .
همچنین صدای تار ، نی ، دف برای آنان خوشایند است ، صوت قرآن را دوست دارند بطوری که اگر در نزدیکی محل آنان کسی قرآن را با صدای بلند تلاوت کند ، دور او جمع شده و به آن توجه می کنند . ( این نیز برای آنان نوعی تغذیه و خوراک میباشد) آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن
در مورد اینکه جنیان آیا خوراک دارند یا خیر ، شهید مطهری می فرمایند ( در روایات این مطلب هست که جن ها خوراک دارند ) که بعضی از روایات آن در زیر بیان می شود.
از پیامبر اکرم سؤال شد: آیا شیطان با انسان هم غذا می شود؟ حضرت فرمود: آری ، هر سفره ای که بر سر آن( بسم الله الرحمن الرحیم ) گفته نشود شیطان با افراد آن سفره ، هم غذا می شود و خداوند برکت را از آن می برد.
پس از آنکه به این مطلب پی بردیم حالا غذای جنیان چیست؟شیخ بهائی می فرماید: ( خوراک ایشان هوای آمیخته به بوی طعام است ) روایتی را پیامبر اکرم نیز فرمودند که: ( با استخوانها استنجا ننمائید! چرا که استخوان ، توشه برادران جن شمااست ) آنها با بو کشیدن استخوان تغذیه می شوند به همین علت شارع مقدس در آداب غذا خوردن فرموده است: دستهایتان را بعد از غذا بشویید تا اینکه هنگام خواب اجنه و شیاطین دست شما را بو نکنند تا موجب اذیت شما گردند مخصوصا اطفالی که با دست آلوده می خوابند احتمال بیشتری دارد تا مورد آزار جن واقع شود.
یکی از اصحاب می گوید از امام صادق سؤال کردم پیرامون استنجا با استخوان و ضایعات... امام نهی نموده و فرمودند استخوان و ضایعات ، غذای جنیان است.
از حضرت لقمان نیز نقل شده است که: بر طرف کردن نجاست با استخوان مکروه است زیرا جنیان به خدمت حضرت رسول آمدند و برای خود و حیوانات خود غذا خواستند حضرت استخوان را برای جنیان سرگین را برای حیواناتشان قرار داد .
به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست به سند معتبر منقول است که حضرت علی ابن الحسین فرمود: (استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره می گیرند و اگر پاک کنید آنان از خانه شما چیزی را می برند که بهتر از این باشد )
ابوحمزه ثمالی می گوید: در کنار حوض زمزم ایستاده بودم مردی به سویم آمد و گفت: ای ابا حمزه از این آب نخور! چون جن و انس در آن شریکند. از این آب بخور که فقط انسانها از آن خورده اند. از گفتار این مرد تعجب کردم و آنچه را که رخ داده بود به امام باقر گفتم. حضرت در جواب فرمودند: این مرد از جنیان بود و می خواست تو را راهنمایی کند.
در کتاب آقای استاد احمدی بیان شده : که جنیان دارای زراعت و باغهای میوه هستند و قسمتی از ارتزاق آنان نیز از طریق گوشت چهارپایان و پرندگان صورت میگیرد.
همچنین درباره ابلیس (شیطان) آمده : او فردی میگسار و نوشیدنیش شراب مسکر است.از میان پرندگان به طاووس بسیار علاقه مند و از خروس سفید متنفر است.
(المستدرک الوسائل ج 16 روایت :9472و 1947)
نظر سایت جن
چون عناصر زمینی : منظور اجرام متراکم و جامد در انسان غالب است بنا بر همین انسان نیاز به غذای مادی و سلول زا دارد ولی در جن عناصر هوایی یعنی آتش ، دود ، حرارت و هوا غالب است بنابر همین نیاز به انرژی حاصل از غذا دارد.
با ذکر یک مثال برایتان واضح تر خواهد شد:
خاک از باقیمانده حیوانات و گیاهان اعم از آنچه از آنها دفع میشود مانند کود و آنچه پس از آنها باقی میماند مانند لاشه قوت و قدرت خود را میگیرد به همین دلیل خاکی که بر آن کود ریخته نشود گیاه پربار نخواهد داد زیرا قدرت و قوت ندارد.
آنان از انرژی که درون بعضی فلزات و سنگهای معدنی مثل طلا و الماس میباشد نیز استفاده و تغذیه مینمایند و اینکه در بسیاری از جاها گفته شده اجنه گنج را دوست دارند یکی از بزرگترین علتهای آن همین نیرو و انرژی گرفتن از آن است .
آتش از تبدیل کردن مواد به انرژی قدرت خود را تامین میکند مانند سوزاندن چوب و نفت برای شعله ور شدن آتش.
انسان از گوشت و ملحقات آن ، گیاهان و ملحقات آن ، مواد معدنی وملحقات تامین نیرو میکند اما جن از بوئیدن استخوان و باقیمانده غذای انسان ، قرار گرفتن در جوار طبیعت و استفاده از انرژی های موجود در آن تامین نیرو میکند.
گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.و نيز امام صادق (ع) می فرمايد: استخوان و ضايعات غذای جنيان است. (وسايل الشيعه)
راغب در باره كلمه"سموم"گفته: باد داغى است كه اثر سمى دارد.و اصلكلمه"جن"به معناى پوشاندن است، و همين معنا در همه مشتقات كلمه جريان دارد (1) نظير جن، چون از نظر پوشيده است، و مجنة و جنة(سپر)چون آدمى را از شمشير دشمنمىپوشاند، و جنين، و جنان - به فتح جيم - (قلب)، چون از نظرها پنهان است و همچنيندر اين جمله قرآن: "جن عليه الليل" (2) و مشتقات ديگر آن، اين معنا جريان دارد.
"جن"طايفهاى از موجوداتند كه بالطبع از حواس ما پنهانند، و مانند خود ماشعور و اراده دارند، و در قرآن كريم بسيار اسمشان برده شده، و كارهاى عجيب و غريبو حركات سريع از قبيل كارهايى كه در داستانهاى سليمان انجام دادند به ايشان نسبتداده شده، و نيز مانند ما مكلف به تكاليفند، و چون ما زندگى و مرگ و حشر دارند و همهاينها از بسيارى از آيات متفرق قرآنى استفاده مىشود.
و اما"جان"و اينكه آيا جان هم همان جن است و يا به گفته ابن عباس (3) پدرجن است همانطور كه آدم پدر بشر مىباشد، و همان ابليس است، و يابه گفته راغب (5) نسل جنى ابليس و يا نوع مخصوصى از جن است، اقوال مختلفى استكه بيشترش بى دليل است.
آنچه كه تدبر در آيات قرآن كريم به دست مىدهد اين است كه در دو آيه موردبحث"جان"را مقابل"انس"گرفته و آن دو را دو نوع گرفته، و همين دو نوع گرفتنآن دو دليل و يا حداقل اشاره دارد بر اينكه يك نوع ارتباطى در خلقت آن دو هست، ونظير دو آيه مورد بحث، آيه"خلق الانسان من صلصال كالفخار و خلق الجان من مارجمن نار" (6) است.
سياق آيات مورد بحث هم خالى از دلالتبر اين معنا نيست كه ابليس از جنسجن بوده، و گر نه جمله"و الجان خلقناه من قبل..."لغو مىشد.در جاى ديگر ازكلام خود هم فرموده كه ابليس از جن بود، و آن آيه"كان من الجن ففسق عن امر ربه" (7) است، از اين آيه به خوبى بر مىآيد كه جان(در آيه مورد بحث)همان جن بوده، و يايك نوعى از انواع آن بوده، در غير اين دو آيه ديگر اسمى از جان برده نشده، و هر جابحثى از موجود مقابل انسان اسمى رفته به عنوان جن بوده، حتى در مواردى كه عموميتكلام، ابليس و همجنسان او را هم مىگرفته - مانند آيه"شياطين الانس و الجن" (8) و آيه"و حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس" (9) و آيه"سنفرغ لكم ايهالثقلان" (10) و آيه"يا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارضفانفذوا" (11) - به لفظ جن تعبير شده است.
و ظاهر اين آيات با در نظر گرفتن اينكه ميان انسان و جان در يكى، و انسان وجن در ديگرى مقابله افتاده اين است كه جن و جان هر دو يكى باشد و تنها تعبير دو تااست.
و نيز ظاهر مقابلهاى كه ميان جمله"و لقد خلقنا الانسان..."و جمله"و خلقنا الجان من قبل..."برقرار شده اين است كه همانطور كه جمله اولى در صددبيان اصل خلقتبشر است، جمله دومى هم در مقام بيان همين معنا باشد.پس نتيجهاين مىشود كه خلقت جان در آغاز از آتشى زهرآگين بوده است.
حال آيا نسلهاى بعدى جان هم مانند فرد اولشان از نار سموم بوده، بخلاف آدمىكه فرد اولش از صلصال و افراد بعدش از نطفه او، و يا جن هم مانند بشر است، از كلامخداى سبحان نمىتوان استفاده كرد، زيرا كلام خدا از بيان اين جهتخالى است.تنهاچيزى كه در آن بچشم مىخورد و مىتوان از آن استشمام پاسخى از اين سؤال نمود، ايناست كه يك جا براى شيطان ذريه سراغ داده و فرموده: "ا فتتخذونه و ذريته اولياء مندونى" (12) و جاى ديگر هم نسبت مرگ و مير به آنها داده و فرموده: "قد خلت من قبلهم منالجن و الانس" (13) .
و از اين دو نشانى مىتوان فهميد كه تناسل در ميان جن نيز جارى است، زيرامعهود و مالوف از هر جاندارى كه ذريه و مرگ و مير دارد، اين است كه تناسل هم داشتهباشد، چيزى كه هست اين سؤال بدون جواب مىماند كه آيا تناسل جن هم مانند انسو ساير جانداران با عمل آميزش انجام مىيابد و يا به وسيله ديگرى؟.
در جمله"خلقناه من قبل"اضافه قطع شده و تقدير: "من قبل خلق الانسان"بوده، و چون قرينه مقابله دو خلقت در كار بوده از ذكر مضاف اليه صرف نظر شده است.
و اگر در آيه مورد بحث مبدا خلقت جن از نار سموم دانسته شده، با آيه سورهالرحمن كه آن را"مارجى از نار"ناميده و فرموده: "و خلق الجان من مارج من نار"منافات ندارد، زيرا مارج از آتش، شعلهايست كه همراه دود باشد، پس دو آيه در مجموعمبدا خلقت جن را باد سمومى معرفى مىكند كه مشتعل گشته و به صورت مارجى ازآتش در آمده.
معناى كلمه"بشر"و نكتهاى كه در التفات از تكلم به غيب در آيه: "و اذا قال ربك"هست
پس معناى دو آيه اين مىشود: سوگند مىخوريم كه ما خلقت نوع آدمى را ازگلى خشكيده كه قبلا گلى روان و متغير و متعفن بود آغاز كرديم، و نوع جن را از بادىبسيار داغ خلق كرديم كه از شدت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.
پىنوشتها:
(1)مفردات راغب ماده"سمم".
(2)شب پرده بر او پوشانيد.سوره انعام، آيه 76.
(3)تفسير ابن عباس، ص 217 و مجمع البيان، ج 6، ص 334.
(4)مجمع البيان، ج 6، ص 334 و تفسير فخر رازى، ج 19، ص 180.
(5)مفردات راغب، ماده"جن".
(6)انسان را از گل خشكيده چون سفال و جن را از آتشى زبانهدار آفريد.سوره الرحمن، آيه 14 و 15.
(7)از جن بود پس از امر پروردگارش سر باز زد.سوره كهف، آيه 50.
(8)سوره انعام آيه 12.
(9)وعده عذاب خدا بر كفار در امتهاى گذشته از جن و انس عملى شد.سوره فصلت، آيه 25.
(10)به زودى به كار شما مىپردازيم اى جن و انس.سوره الرحمن، آيه 31.
(11)اى گروه جن و انس اگر مىتوانيد كه به اطراف و نواحى زمين و آسمانها نفوذ كنيد، بكنيد سوره الرحمن، آيه 33.
(12)آيا به جاى من، شيطان و ذريه او را اولياء خود مىگيريد؟سوره كهف، آيه 50.
(13)قبل از ايشان اقوامى از جن و انس بودند كه از بين رفتند.سوره فصلت، آيه 25.
ترجمه تفسير الميزان جلد 12 صفحه 223 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه
رویت جن
دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود ، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد.
حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان ، نوع ریاضت و راهی که طی نموده ، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد .
سنگینی که بیان شد : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد ) فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن ( در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است .
البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد ، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد .
پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است . این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین ، نرمش و امادگی قبلی است.
کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند .( در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود )
باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل .
در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی ، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود .
دیدن جن منحصر به روز و شب نیست . در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند . ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست. ( به قسمت انواع جن مراجعه شود )
دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد :
بصورت اتفاقی : که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد
تسخیر : بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید
تمایل از طرف اجنه : برای کسب علم و دانش از پیامبران ، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن .
تحلیلی بر طرق ارتباط با جن
ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد
1- طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد
2- اجرای اعمال : اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر
3- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود
4- تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود
5- بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند که این قسمت خارج از بحث تسخیر است چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود .
چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.
مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :
ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد - در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند .
آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند . آنها ظاهر نمیشوند ، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند .
البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است . بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم .
با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص ) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد
تنها فرقی که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)
۱- جن جانوریست دارای شعور و فیزیکی غیر ارگانیک که از لحاظ شان وجودی از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یاjinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که پوشیده شده و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.
۲- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود و بسیاری از چیزها را در یک آن جا به جا کند همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد می تواند مثلا ظرف 5 دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگرد.
3- جن ابزار ساز نیست وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.
۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداری بسیار کمتر از انسان.
۵-جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارندتولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند حدود 1000 سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدین شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.
۷- جن دارای عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش و قوه تشخیص است به اضافه هوشی سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.
۸- جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان
۹- معروف ترین جن ابلیس یا همان شیطان نام دارد که وصف حال او را شنیده اید که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسیداما چون حاضر به سجده بر انسان یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!
۱۰- طبیعت بین جن و انسان فاصله گذارده است این پرده عبارت است از شان وجودی آنها و هراس طبیعی هر دو از هم .جن طبیعتا انسان را می بیند اما انسان جز در شرایط خاص قادر به رویت جن نیست.
۱۱- جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان و انسان در شرایطی قادر به تسخیر جن است انسان مسخر شده را مجنون یا دیوانه یا دیو زده و جن تسخیر شده را موکل می نامند گویند خود جنیان بر سه قسمند دیو.جن وپری که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند.
۱۲- جن می تواند در مواردی تربیت شده به انسان خدمت کند چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالای لاما نه اولیا الله و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه می کنند توصیه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تایید کرده اند .
۱۳- جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای با ما هستند ظاهر نمی شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف رفت و آمد می کنند یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم خواندن و آویختن 4 آیه از قران است که با قل شروع می شوند و بسیاری ادعیه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟!.
۱۴- جن ها بعضی از ما را به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند و کمکمان می کنند همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.
۱۵- اما آنان که ماورای طبیعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند این تیپ آدمها از 7 سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش و گروه آخر کسانی که جنها دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند!
جن برای انسان از انسان خطرناک تر نیست همانطور که انسان برای کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین 35 میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نیست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است.
۱۶- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداریم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراریند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اینکه در مجموع با تمام این اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند
این داستان بر گرفته از کتاب “دانستنیهایی درباره جن”
تالیف حضرت حجته السلام والمسلمین حاج شیخ ابوعلی خداکرمی
ماجرایی واقعی درباره ی ازدواج جن با انسان نقل شده که از این قرار است:
ماجرایی در تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:
مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد، ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد .
ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود
اين داستان كامل نيست ...
براي احضار جن بايد اول ايت الکرسي را
خواند سپس چهار قل خوانده شود و بعد از
ان با يک کارد فولادي خطي به دور خود
بکشيد و سپس سندروس و کندر را در اتش
انداخته و مشغول خواندن سوره (صافات )
ميشويد و وقتي به ايه شهاب ثاقب رسيديد
پس از گفتن شهاب ثاقب نام جن مورد نظر خود
را ميبريد به اين نحه(احضروا يا فلان)
وبه جاي فلان اسم جن مورد نظر خود را
ميبريد
|
ساعت شما به كمك خورشيد ميتواند مانند يك قطبنماي ساده برايتان عمل كند.
جهت يابي با ساعت
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
موقعیت عقربه ها و جهت های |
اگر قطبنما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچهها ميتوانند جهتها را به شما نشان دهند.
مورچهها خاك لانه خود را به سمت شرق ميريزند تا هنگام روز به عنوان سايهباني برايشان عمل كند. مورچهها خاك را از لانه بيرون ميريزند تا ذخيرهگاه خود را وسيعتر كنند و آن را سمت شرق ميريزند تا هنگام روز راحتتر كار خود را انجام دهند.
بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص ميدهيد.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

لانه مورچه ها و جهت شرق

خم شدن تنه درخت به سمت جنوب
خم بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد )این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد.
خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد (سمت خزه زده شمال است .این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد ).
اگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد .
در هوای برفی آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن سمت جمع شده است شمال را نشان میدهد لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می تواند در اثر توپوگرافی زمین باشد لذا این روش روش چندان مناسبی در جهت یابی نیست.
جهت يابي توسط بوها
تشخيص بوها راهي براي جهت يابي است
مردم پلي نزي همواره در قايق هايشان با خود خوک ميبرند. زيرا خوکها نسبت به بوها بسيار حساس بوده و نزديک سرزمينهاي بودار تغيير رفتار ميدهند.
بوي سينه دريا ما را به سمت خشکي هدايت ميکند.
بوهاي تازه را روي دريا بهتر از خشکي ميتوان تشخيص داد زيرا که بوي نمک بر روي دريا مداومتر است.
در صحرا هر بويي بيانگر حضور انسان است بهترين زمان صبح زود و عصرها ميباشد وقتي که جهت باد را ميتوان تشخيص داد.
بوها نزديک به سطح زمين قوي تر هستند اگر شيء ساطع بو روي زمين باشد.
توضیحات تکمیلی :
با تشکر فراوان از دوست عزیز آقای حمید رضا شهشهان که ما را در تکمیل و اصلاح این متن یاری نمودند.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون - مینو اصفهانی
کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي
پيدا کردن ستاره قطبي
براي پيدا کردن شمال، ستاره قطبي را پيدا کنيد.
ستاره هاي ديگر به دور ستاره قطبي ميچرخند.
آسانترين راه براي شناسايي ستاره قطبي، استفاده از مجمع الکواکب دب اکبر است. (از دو ستاره جلويي دب اکبر که در انتهاي کاسه دب اکبر وجود دارند خط راستي بکشيد انتهاي آن ستاره قطبي را نشان ميدهد.)
فاصله ستاره قطبي حدوداً 5 برابر فاصله بين دو ستاره است.
دقيقاً آن طرف ستاره هاي دب اکبر، مجمع الکواکب کاسيوپیا ديده ميشود. که از 5 ستاره تشکيل شده و ترکيب آنها به شکل M يا W است. ستاره قطبي در راستاي آخرين ستاره اين مجموعه است. فاصله هر کدام از اين مجموعه ها تا ستاره قطبي تقريباً برابر است.

روش تشخیص ستاره قطبی
همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :
اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .
این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

موقعیت سایه ها و شرق
برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:
دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم
_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.
_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
![]()
قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد
پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

موقعیت سایه ها و جهت شرق
حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

ستارگان بادبادکی
دستهاى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

خوشه پروین

ستارگان دب اکبر و ستاره قطبی

ستارگان ذات الکرسی
جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی
در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود. براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفتهاند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.
بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد. اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
ریگ جن ناحیه ی وسیعی از تپه های شنی و با تلاق های نمک می باشد که در دل دشت کویر قرار گرفته است . این ناحیه که جز صعب العبور ترین نواحی جهان است، در قدیم کاروان ها و مسافر ان کویری هیچگاه از آن عبور نمی کردند و اکنون نیز هیچ راه و یا روستای کوچکی در آن وجود ندارد و به غیر از محققان که بسیار انگشت شمار می باشند کسی از آن عبور نکرده است . پیشینیان ما این سرزمین را نفرین شده و پایگاه ارواح پلید و شیاطین می دانستند ، امروزه نیز اکثر شهر و روستاهای اطراف آن این عقیده را دارند و داستان ها و باور هایی برایش ساخته اند ،چرا که از قدیم می گفتند هر که وارد این این سرزمین شود، زنده نخواهد ماند و یا نا پدید می شود؛شاید کسانی که وارد این ناحیه میشوند یا درون باتلاق های نمکی گرفتار می گردیدند یا براثر تشنگی و ضعف کشته می شدند.
تا کنون افراد متعددی توانسته اند از این ریگ عبور کنند. "اسون هیدن"کویرنورد معروف در سفر خود در سال 1900 به ایران از سفر به این ناحیه اجتناب کرد. "آلفرنس گابریل" توانست در سال 1930 از عرض آن عبور کند . آقای علی پارسا، فارغ التحصیل علوم رایانه از دانشگاه صنعتی شریف همراه با گروهش توانست از طول آن چند بار عبور کند. هر چند که سفر های افراد نامبرده و عده ی دیگر از نظر علمی دستاورد های قابل توجهی را به همراه داشته و همینطور تا حدی خرافات و ابهامات که درباره ی این ناحیه وجود داشت را برطرف کرد،ولی هنوز بسیاری از اسرار علمی این سرزمین در انتظار مسافران طالب علم می باشد .
- موقعیت جغرافیایی
ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه ی حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعت آن معادل 3800 کیلومتر مربع است. در حاشیه ی شمالی آن کوه گوگردی ، در حاشیه ی شرقی آن جاده ی دامغان به جندق و شهرستان جندق قرار گرفته است. در قسمت شمالی آن رودخانه ورگی از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد و در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود. کوه ملا هادی در حاشیه ی جنوبی این ریگ قرار گرفته است.
- زمین شناسی
توده های عظیمی از تپه ها ی ماسه ای فعال و فاقد پوشش گیاهی را که منطقه ی وسیعی را می پوشاند ارگ (Erg) می نامند که در زبان عربی به آن"عرق" می گویند و در فارسی به ماسه زار یا "ریگ" معروف است. زیر بنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که در حال حاضر تپه های ماسع ای برخان و تپه های ماسه ای هرمی (قورد) آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
- تنوع زیستی
ناحیه ی وسیعی از ریگ جن فاقد پوشش گیاهی و پراکندگی جانوری است،هنوز از وضعیت پوشش گیاهی و حیات وحش کویر این منطقه اطلاعی در دست نیست. ولی در حواشی آن یعنی هموار سینه کوه در دهانه ی چاه گرگ و دهانه ی ظلمات وهمین طور دامنه های کافرکوه وجود جبیر و گور ایرانی گزارش شده است. در حاشیه ی شمالی دامنه ی کوه ملا هادی چند نمونه آگاهای سروزغی مشاهده شده است و همین طور در حاشیه ی آن از راه جندق چند نمونه عقرب صید گردیده است.
نقشه هوایی قسمت جنوبی ریگ جن :

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.
۱) ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.
۲) ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.
۳) ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.
۴) ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.
۵) ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.
۶) ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.
۷) ابروهای نزدیک به چشم ها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.
۸) ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.
۹) ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.
۱۰) ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرئت و نشاط و شادمانی است.
۱۱) ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.
ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت،
ابروهای بلند: نشانه اراده،
ابروهای بالا : نشانه جرئت
ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.
زمین یگانه سیاره دارای صفحه هموار در منظومه شمسی است. پوسته یا قشر بیرونی زمین به مناطق مختلف بنام صفحه های هموار زمین ساختی تقسیم شده اند. این مناطق بر فراز ماگما یا خمیر مواد معدنی داخلی زمین شناور بوده و می توانند برخلاف هم حرکت کنند. هر گاه دو صفحه با هم برخورد کنند، امکان دارد یک صفحه زیر صفحه دیگر برود. این پروسه بسیار مهم است. زمانیکه گیاه های میکروسکوپی در آبها می میرند به عمق ابحار سقوط می کنند. طی مدت بسیار طولانی، بقایای این نوع حیات که سرشار از کاربن شده اند، دوباره به قسمت داخلی زمین می روند و بازسازی می شوند. این گیاهان کاربن را از اتموسفیر زمین تخلیه می کنند و در نتیجه ما را در برابر اثرات گلخانه ای نجات می دهند و مانع آنچه که در زهره اتفاق افتاده، می گردند.

بدون صفحه های هموار زمینی، هیچ راهی برای بازسازی کاربن وجود نداشته و در نتیجه زمین بیش از حد داغ می گردد.
زمین تقریبأ یک کره یا گوی است
شکل زمین را می توان بصورت کره ای که در قطبین پهن شده تصور نمود. در واقع یک گوی است، اما گردش زمین باعث می گردد تا در استوا متورم شود. بدین معنی است که اندازه گیری از قطب تا قطب دیگر حدود 43 کیلیومتر کمتر از قطر زمین در استوای آن می باشد.
با اینکه بلندترین کوه روی زمین البرز، اما دورترین کوه از مرکز زمین کوه چیمبورازو در اکوادور می باشد.
زمین اکثرأ از آهن، اکسیژن و سیلیکون ترکیب شده
اگر بتوانیم زمین را به ستون های جداگانه مواد معدنی تقسیم کنیم در آنصورت 32.1 درصد آهن، 30.1 درصد اکسیژن، 15.1 درصد سیلیکون و 13.9 درصد مگنیزیم می باشد. طبعأ اکثر این مقدار آهن در هسته زمین قرار دارد. اگر بتوانید به زیر زمین بروید و هسته آن را بررسی کنید، می بینید که 88 درصد از آهن تشکیل شده است.
47 درصد پوسته یا قشر زمین را اکسیژن تشکیل داده.
70 درصد سطح زمین را آب پوشانیده
وقتیکه فضا نوردان برای اولین بار به فضا رفتند و با چشم سر به زمین دیدند، آن را سیاره آبی ( آبی رنگ) نامیدند و این جای تعجب نیست. زیرا 70 درصد سیاره ما را اقیانوس ها پوشانیده و 30 درصد باقیمانده آن زمین خشک و سفت است که بالاتر از سطح بحر قرار دارد.
اتموسفر زمین تا 10 هزار کیلومتر گسترده است.
اولین 50 کیلومتر یا اندکی بیشتر اتموسفیر بسیار غلیظ و متراکم است، اما کل اتموسفیر تا 10 هزار کیلومتر بر سطح زمین امتداد دارد. خارجی ترین لایه اتموسفیر را، جو خارجی (exosphere) می نامند که در ارتفاع 500 کیلومتر از زمین آغاز می شود. چنانچه گفته شد این پوشش تا 10 هزار کیلومتر بالا می رود و در آن قسمت، ذرات یا عناصر آزاد و خودگردان می توانند از کشش یا گرانش جاذبه ای زمین فرار کنند و توسط باد های خورشیدی پراکنده شوند.
اما این قسمت بالائی به شدت رقیق و نازک است. قسمت عمده اتموسفیر زمین پائین نزدیک زمین قرار دارد. در واقع، 75 درصد اتموسفیر زمین در 11 کیلومتر اول بالای سطح زمین می باشد.
هسته مذاب آهنی زمین یک میدان مقناطیسی ایجاد می کند
زمین شبیه یک مقناطیس بزرگ است که در بالا و پائین و در واقع نزدیک به قطب های جغرافیایی دارای قطب های مقناطیسی می باشد. این میدان مقناطیسی از سطح زمین تا هزاران کلیومتر به دور امتداد یافته و منطقه ای را ایجاد کرده که بنام مقناطیس کره ( مگنتوسفر) یاد می شود. ما باید مدیون مقناطیس کره باشیم، زیرا در نبود آن ذرات باد های خورشیدی با زمین برخورد نموده و سطح آن را در معرض مقدار زیاد تشعشعات یا تابش های خورشیدی قرار می دهد. اما مقناطیس کره باد های خورشیدی را به دور زمین هدایت نموده و ما را در برابر آسیب آن محافظت می کند.
دانشمندان فکر می کنند که میدان مقناطیسی توسط هسته بیرونی مذاب زمین؛ جائیکه گرما، باعث ایجاد حرکت انتقالی گرمای ذرات هدایت شده می گردد. این امر باعث ایجاد جریان های الکتریکی می گردد که میدان مقناطیسی را بوجود می آورد.
گردش زمین بدور محورش 24 ساعت زمان نمی برد
در واقع 23 ساعت و 56 دقیقه و 4 ثانیه است. این مدت زمانی است که زمین یکبار بدور محور اش می چرخد و اخترشناسان آن را یک روز نجومی می نامند. پس حالا متوجه شدید که یک روز 4 دقیقه کمتر از مدتی است که قبلأ فکر می کردید. شما فکر می کنید که این زمان با گذشت هر روز زیاد می شود و طی چند ماه روز شاید شب گردد و شب روز گردد.
اما به یاد داشته باشید که زمین بدور خورشید می گردد. هر روز، خورشید در مقایسه با ستار های دیگر حدود 1 درجه ( به اندازه ماه در آسمان) حرکت می کند. حالا، اگر شما این گردش کوچک خورشید را که بخاطر گردش زمین بدور آن متوجه می شویم نیز اضافه کنید در آنصورت با گردش زمین بدور محور اش 24 ساعت کامل را بدست می آورید.
یک سال زمینی 365 روز نیست
در واقع 365.2564 روز است. این بار اضافه شد. 0.2564 روز، نیاز برای سال کبیسه را تکمیل می کند. به همین خاطر است که حالا در گاهنامه میلادی هر سال با عدد 4 مانند 2004، 2008 و غیره قابل تقسیم است و تا اینکه بین 100 (1900، 2100 و غیره) قابل تقسیم باشد... و چنین ادامه خواهد داشت تا زمانیکه بین 400، (1600، 200 و غیره) قابل تقسیم گردد.
زمین تنها یک قمر و دو سیاره هم مدار دارد
چنانچه میدانید، زمین یک قمر (ماه) دارد. اما آیا میدانید که دو سیارک دیگر در یک مدار مشترک به دور زمین قفل شده اند؟ این سیارک ها بنام 3753 کرویتین و 200229AA یاد می شوند. در مورد ماه زیاد توضیح نمی دهم، زیرا مطمئن ام که همه شما آن را به خوبی شناخته اید.

اما سیارک 3753 کرویتین که قطر آن 5 کیلومتر است بنام قمر یا ماه دوم زمین یاد می شود. در واقع بدور زمین نمی گردد، بلکه یک مدار هماهنگ شده با زمین دارد. این قمر دارای یک مداری است که گویا زمین را در مدار اش دنبال می کند، اما در حقیقت در یک مسیر جداگانه بدور خورشد، مدار خودش را طی می کند.
سیارک 200229AA فقط 60 متر قطر دارد و مدار آن بدور زمین شبیه نعل اسب است که هر 95 سال آن را به زمین نزدیک تر می سازد. طی حدود 600 سال، بنظر میرسد که زمین را در مداری شبیه مدار یک ماهواره دور بزند. دانشمندان پیشنهاد می کنند که این سیارک می تواند یک هدف خوب برای یک مأموریت اکتشافی فضایی باشد.
زمین تنها سیاره ای است که در آن حیات وجود دارد
ما وجود آب را در گذشته های مریخ و ذرات لازم برای ایجاد حیات را در تیتان قمر زحل کشف نمودیم. ما می توانیم آمونیو اسید ها را در یک سحابی در اعماق فضا ببینیم، اما زمین یگانه جای است که حیات در آن کشف شده است.
اما اگر در سیارات دیگر هم حیات وجود داشته باشد، دانشمندان در حال آزمایشاتی اند تا ما را در یافتن این حیات کمک کند. یک مدارگرد دیگر بنام آزمایشگاه علمی مریخ، طی چند سال آینده به سوی این سیاره می رود و با تجربیاتی مجهز می باشد که می تواند حیات را در خاک این سیاره کشف کند. آنتن های بزرگ رادیویی با بررسی ستاره های دور دست، سعی می کنند تا انواع سیگنال های حیات هوشمندی را که از فضای میان ستاره ای عبور کند، بشنوند. و حالا تلسکوپ های فضایی مانند مأموریت داروین ایسا (سازمان فضایی اروپا) چنان قوی اند که می توانند حضور حیات را در دنیا های دیگر حس کنند.
اما فعلأ همه میدانیم که زمین یگانه جای است که حیات در آن وجود دارد و این خود یک واقعیت جالب است.
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
*
نمیدونم برای چی خودمو برای شما ها هلاک میکنم؟![]()
نمیدونم چرا به من اهمیت نمیدین؟
نمیدونم چرا اینقدر تنهام؟![]()
نمیدونم چرا با من دوست نمیشه کسی؟
نمیدونم چرا کم کم داره حوصله ام سر میره؟
نمیدونم چرا هیچی نمیدونم؟
نمیدونم که نمیدونم چطوری میتونم شما هارو راضی کنم تا منو لینک کنید؟
(الته به پای شما نمی افتم لینکم کنید اگه دلتون خواست.نکردیم که نکردین ولی یه دوست با وفا رو از دست میدین.)
نمیدونم چرا نظر نمیدین.
(اگه فحش بدین بازم برام خوبه که یه کسی به یادمنه.ولی خدا همیشه به یاده منه.)
میدونم که اصلا لیاقت وبلاگ نویسی رو ندارم.
اگه اینجوری پیش بره خودمو میکشم.![]()
برای اینکه نجاتم بدین کمکم کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()