دانلود موزیک ویدئو 50Cent به نام Funeral Music با سه کیفیت

دانلود موزیک ویدئو 50Cent به نام Funeral Music با سه کیفیت


http://www.hamedhoseini.ir/PersiaShow/Ax/50CENT.jpg

دانلود موزیک ویدئو با کیفیت بسیار بالا با حجم 60 مگابایت

سرور 1 (لینک مستقیم)           سرور 2 (لینک مستقیم)

دانلود موزیک ویدئو با کیفیت متوسط با حجم 17 مگابایت

سرور 1 (لینک مستقیم)           سرور 2 (لینک مستقیم)

دانلود موزیک ویدئو قابل اجرا در تلفن همراه با حجم 6 مگابایت

سرور 1 (لینک مستقیم)           سرور 2 (لینک مستقیم)


آهنگ جدید و بسیار زیبای 50Cent به نام Burn Me با 2 کیفیت متفاوت + پخش آنلاین

آهنگ جدید و بسیار زیبای 50Cent به نام Burn Me با 2 کیفیت متفاوت + پخش آنلاین

http://dl.newmusic12.com/Shahrivar%2089/28/50Cent_Burn.Me.jpg



 

 

MP3 128

Burn Me

OGG 64

Burn Me

من و تو.....

حرفایی موند تو سینه که قلبمو سوزونده

گفتی پری از کینه یکی به من رسونده

عاشقتم هنوزم نمی کنم تلافی

برای اشتباهم قهر منو تو کافی

 

 

 دوستت دارم

 

 

تو بی من      من بی تو        روزا به کندی می گذره

چی میشه     که پیش یکی باشی عاشق تره

  یک نگاه      شد گناه     این اشتباه آخره

قصه مون به سر رسید با یه دنیا خاطره.....

 

 

 

 

عكس جوجه ي نگران

ببینین چه جوجه ی خومشلیه

جوجه نگران

دفتر عشق هم بسته شد

 دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ

میخامت

تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد.

نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد.

وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد.

خیالت را میخواهم تا خاطره ی لحظه های فراموشم باشد.

دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد.

و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد.

                     آری تنها تو را میخواهم ... !!

اطلاعاتي در مورد جن

 اطلاعاتي در مورد جن و قيافه انها

 

 
سوال :
درموردافرينش جن ومحل زندگي انها واين كه ايا رو ماديات تاثير ميگذارنديانه توضيح دهيد؟وقيافه انها هم بگوييد.
پاسخ :
با سلام
دوست محترم
جن موجودي است كه مبدأ آفرينش آن آتش مي‌باشد، پيش از انسان آفريده شده و مانند انسان داراي تكليف است. داراي شعور و اراده است و موجودي لطيف است كه از ديد انسان پنهان است.
بعضي از آن ها مؤمن و برخي كافر هستند و در آخرت مبعوث شده و به سزاي اعمالشان مي رسند مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي فرمايند: جن موجودي است داراي جسمي نامرئي كه اشكال بر خلاف آدميان و فرشتگان دارند زيرا انسان از خاك و جن از آتش آفريده شده است.
علامه مجلسي نيز مي فرمايند: در ميان مسلمين اختلافي نيست كه جنيان اجسامي لطيفند كه گاهي به چشم آدميان مي‌آيند و داراي حركاتي سريع مي‌باشند و بر كارهاي سخت و سنگين توانمندند و بسا خداوند جهت مصلحتي آنان را به اشكال و صوري گوناگون درآورد، يا اينكه خداوند چنين قدرتي به آن ها داده كه به هر شكل بخواهند درآيند. و به قول صاحب مقاصد، آنان اجسام هوايي لطيف می باشند كه برخي از آن ها كافر و برخي مطيع و برخي عاصيند.(بحارالانوار، 63/283)
آيات متعددي از قرآن حقايقي درباره جن را بيان كرده‌اند. از جمله؛
جن قبل از انسان و از آتش آفريده شده است.(سوره حجر، آيه 26 و 27)
جن نيز مانند انسان براي عبادت آفريده شده.(زاريات/56)
جن هم مبعوث مي‌شود و در دنيا رسولاني آن ها را به راه راست هدايت مي كنند... (انعام/ 130)
و.... هفتاد و دومين سوره قرآن نيز سوره جن است كه مطالبي را درباره آن ها بيان مي كند در داستان ملكه سبا نيز آمده است هنگامي كه سليمان عليه السلام پرسيد چه كسي مي تواند تخت ملكه سبا را براي من بياورد، عفريتي از جن گفت من آن را برايت مي‌آورم قبل از اينكه از جايت برخيزي.(نمل / 39)
بنابراين در عالم ماده هم داراي اثر هستند.
موفق باشيد.

روح اسرار رموز جن دعا قرآن طلسم

......ارواح قابل دیدن با چشم مادی نیستند و کسانی هم که اون هارو میبینن با چاکرای 6 خود که قسمتی از کالبد غیر مادی اون هاست میبینن این چاکرای 6 در مطابقت با کالبد فیزیکی روی پیشانی میان دوابرواست (در اصل در مغز روی غده هیپوفیز )به چشم سوم معروف هست.
در مورد( چاکرا) ها هم بگم هر انسان 7 چاکرا داره که با استفاده از اون انرژی غیر فیزیکیو به فیزیکی تبدیل میکنه که خودش بحث بسیار گسترده ای هست و اگر کسی به هاله نورانی و چاکرا ها علاقه مند بود بگه تا بیشتر بگم یا کتاب بهش معرفی کنم
ارتباط با ارواح و جن ها هم به وسیله ماده ای در بدن هست به نام( اکتوپلاسم) این ماده در بدن همه هست مقدار این ماده در بدن اشخاص ارثی و ژنتیکی هست هر چقدر این ماده در بدن بیشتر باشه ارتباط با ارواح راحت تره این اکتوپلاسم در حقیقت نه کاملا مادی و نه کاملا غیر مادی است و به عنوان رابط عمل میکنه
...........به همه علاقه مند ها توصیه میکنم راه های متافیزیکی بی خطر و معنوی رو انتخواب کنن یک راه معنوی پرواز روحه که البته حتما نیاز به استاد راهنما داره و اونم میتونه پر خطر باشه و امروزه هم به یک منبع درامد و
روشی برای گول زدن تبدیل شده(به کلاس های این استاد های تقلبی اعتماد نکنید)
راهی که من پیشنهاد میکنم هشیاری در رویا هست که هم کاملا بیخطره و هم ساده و در نهایت به پرواز روح ختم میشه البته این کار ها احتیاج به تمرین و وقت زیاد و استعداد داره و انتظار نداشته باشید خیلی سریع پیش برید
راستی یادم رفت بگم نتنها احظار روح و جن نکنید بلکه بهتره در اتاقی هم که قبلا این کارو کردن نرید از میزی هم که برای این کار استفاده شده استفاده نکنید چون انرژی مسموم دارن
برای تخلیه انرژی سنگین(مسموم)از بدن یا اماکن باید پیش 1 انرژی درمان برید
......افکار ما قدرت جذب دارن یعنی وقتی به چیزی فکر میکنی اونو به طرف خودت میکشی و قدرتشم به علاقه تو بستگی داره عزیز این مبحث خیلی گسترده هست و خیلی قانون داره فقط همینو بگم که اگر بخای این افکار و انرژی های منفی از فکر و زندگی خودت بیرون کنی نباید سعی به این کار بکنی که موفق نمیشی چون نیروی ذهن مثل 1 طناب میمونه نویتونه چیزیو پس بزنه بلکه فقط میتونه به طرف خودش بکشه یعنی برای این کار باید با افکار خوب انرژی های مثبتو به زندگی خودت جاری کنی
..... هاله=نوری که دور همه افراد هست نمایانگر انرژی-معنویت-سلامت و شخصیت افراد هست به صورت نوری دور افراد دیده میشه در 9 لایه که اکثرا 2 لایه اخر نمیشمارن هر لایه به رنگی هست افراد هاله بین بسته به قدرتشون میتونن چند تا از این لایه هارو ببینند (همه انسان ها تا حدودی هاله بین هستند و با روش هایی میتونن اونو پرورش داد) مثلا اگر کسی جلوی 1 فرد هاله بین نسبتا قوی دروغ بگه اون میتونه متوجه بشه چون هاله دور سر فرد به رنگ قهوه ای در میاد
انرژی درمانی = روشی برای درمان افراد به وسیله نیروهای متافیزیکی و شفای هاله فرد که منجر به شفای فیزیکی میشه
پرواز روح= روشی برای خروج روح از بدن به صورت ارادی برای رفتن به عوالم بالا یا حتی جادوگری اگر شما هم اون کتاب که بالا معرفی کردم (در اغوش نور) یا غرق در نور)بخونید خوبه چون پرواز روح هم شبیه اونه بدون اینکه شخص بمیره
هشیاری در رویا = روشی برای اگاهی در خواب که در نهایت میتونه به پرواز روح منجر بشه
در مورد عرفان وهیپنوتیزمو روان شناسی جدید هم که خودتون میدونید
چاکرا = نقاطی در روی هاله ها که انرژی معنویو جذب میکنند چاکراهای اصلی 7 تا هستند به 7 رنگ رنگین کمان از رنگ قرمز که رنگ پایین ترین چاکراست ودر میان دوپا بین مقعد و الت تناسلی قرار داره شروع میشن این چاکرا وظیفه ارتباط با انرژی زمینو داره چاکرای دوم بالای الت تناسلی هست به رنگ نارنجی به نام *** chakra چاکرای سوم حدودا کنار ناف قرار داره محل مخلوط شدن انرژی هایی است که از چاکراهای بالا میان با انرژی های چاکرا های پایین به رنگ زرد چاکرای 4 روی سینه قرار داره به رنگ سبز که چاکرای عشق هست چاکرای 5 روی گلو هست به رنگ ابی و گوش معنوی هست چاکرای 6 روی پیشانی هست به رنگ نیلی به نام چشم سوم چاکرای 7 روی فرق سر قرار داره به رنگ بنفش که محل عشق به خداست
 Arashi جون درست بگو به چه مبحثی علاقه داری
اگر به هاله و چاکرا علاقه داری من پیشنهاد میکنم اول توی گوگل یک سرچ بکن تا ببینی چقدر مطلب هست
هاله=aura
چاکرا=chakra
البته بهتره توی google Images سرچ کنی
من سرچ کردم از همون صفحه اولش چند تا سایت میذارم
[url]http://3rdeyeguidance.com/chakra/chakraside.jpg[/url]

[url]http://www.tachyon-energy.com/tachyon3.htm[/url]

[url]http://www.healer.ch/Chakras-e.html[/url]

امکان داره وقتی سرچ میکنید تصاویر واقعی از پایین ترین سطوح هاله ببینید چون فرکانس اون به وسیله ی دوربین های هاله بینی قابل دیدن هست
در واقع هاله ها اثبات شده هستند
هاله ها انرژی هستند که مارو در بر گرفته اند و در حقیقت رابط بین کالبد فیزیکی و اولین کالبد معنوی ما یعنی کالبد اثیری هستند
هر انسان کالبد های بیشماری داره که باید همه اون هارو رها کنه تا روحش ازاد بشه یعنی یک انسان عادی بعد از مرگش با کالبد اثیری خودش زندگی میکنه تازمانی که درجه معنوی اون به حدی برسه که اون کالبد اثیری رو هم رها کنه و در اصل در اون دنیای اثیری هم بمیره و به عالم بالا تر بره البته با کالبد مربوط به همون عالم
هر فرد تا وقتی که توی این دنیا زنده هست میتونه به درجه معنوی برسه که بعد از مرگش از چندین عالم بگذره یا حتی همه کالبد های خودشو رها کنه و بعد از مرگش به عوالم معنوی حقیقی پا بذاره
این که قبلا گفتم توی احضار ارواح امکان نداره روح های معنوی بیان هم همینه چون اون ها کالبد های پایین تر خودشونو از دست دادن بنا بر این نمیتونن با استفاده از اکتوپلاسم و هاله شخص که رابط بین کالبد فیزیکی و کالبد اثیری هست ارتباط بر قرار کنند
 شکل چاکرا ها
3 کانال انرژی اصلی در بدن وجود داره به اسم های (سوشومنا-آیدا-پینگالا)که مهم ترین انها سوشومنا است این لوله انرژی از چاکرای 1 شروع میشه از روی نخاع میگذره و به چاکرای 7 ختم میشه .
2تا کانال انرژی دیگه دو سوی سوشومنا هستند که حرکت سینوسی دارند در جاهایی که این سه کانال انرژی به هم میرسن چاکرا ها به وجود میان.
حالا فرض کنید که 7 تا تخم مرغ با ابعاد متفاوت درون هم قرار دارن و در مرکز اون هم شما قرار دارید هر یک از این لایه ها ی تخم مرغ دقیقا مثل لایه های هاله ها هستند که شمارو در بر گرفتن اینجوری مثال زدم تا کاملا متوجه بشید که هاله ها ی انرژی چطوری همه بدن مارو دربر گرفتن.
حالا فرض کنید یک سطل اب دارید ته اونو سوراخ میکنید چه اتفاقی می افته؟
اب با سرعت به داخل مکیده میشه و یک حفره قیف مانند در وسط اب به وجود میاد که راس این مخروط روی سوراخ قرار داره این مخروط ثابت نیست بلکه حالت چرخشی داره.حتما میپرسید چرا اینارو میگم چون در چاکراها هم همین اتفاق رخ میده یعنی در نقطه ای که 3کانال انرژی بدن ما همو قطع کردن یک حفره به وجود میارن که شروع میکنه به مکیدن انرژی از هاله ها به داخل لوله های انرژی حالا هاله هارو همون سطل اب درنظر بگیرید با این تفاوت که به صورت یک تخممرغ همه بدن مارو پوشوندن وقتی انرژی این هاله به وسیله محل برخورد لوله های انرژی مکیده میشه انرژی به سرعت شروع به چرخش میکنه و یک حفره مخروطی شکل درست شبیه مخروط ایجاد شده در سطح اب به وجود میاد که همون چاکراست .
smilie

احظار جن

 
 

برای احضار جن باید اول ایت الکرسی را خواند سپس چهار قل  خوانده شود و بعد از ان با یک کارد فولادی خطی به دور خود بکشید و سپس سندروس و کندر را در اتش انداخته و مشغول خواندن سوره  (صافات ) میشوید و  وقتی به ایه شهاب ثاقب رسیدید پس از گفتن شهاب ثاقب نام جن مورد نظر خود را میبرید  به این نحه(احضروا یا فلان) وبه جای فلان اسم جن مورد نظر خود را میبرید

اعمال تسخير همزاد:

1- محلي را انتخاب کرده که هيچ کس به جز شما به انجا رفت امد نکند.اگر محل مورد نظر اتاق مي باشد

بايد کاملا" تميز بشود حتي در و ديوار هامخصوصا" ديوار طرف غربي و طرف قبله .

2- قبل از عمل اتاق کاملا" افتاب بخورد . اتاق را خوب معطر کنيد و در دوران عمل از بخورات خوشبو

استفاده کنيد سپس کاملا" لخت شده و يک لنگ بدور خود پيچيده و عمل کنيد عمل حتما" بايد پشت سر هم

انجام شود تا باعث ضرر و زيان نشود.

3- اين عمل بايستي حتما" در تاريخ اول ماه قمري شروع شود.

طريقه عمل :

يک چراغ در اتاف روشن کرده و ان را پشت سر خود مي گذاريد و مي نشينيد بشکلي که سايه شما روي

ديوار معلوم باشد . سپس به پيشاني سايه خود نگاه مي کنيد . بيشتر از يک ساعت به تصوير خود خيره شده

و کاري مي کنيد که سايه درست روي ديوار روبروي شي قرار گيرد هر وقت که پلک زديد به بالاي سر

خود نگاه کنيد . در اين زمان متوجه يک نور يا روشنايي بشکل دايره خواهيد شد اين نور و روشنايي تغيير

رنگ داده و به رنگهاي مختلف در مي ايد و در يک لحظه از بين مي رود و محو ميشود ودر لحظه اي ديگر

دوباره ظاهر ميشود با اين حال شما به عمل خود ادامه دهيد وفکر تان فقط و فقط در حول و حوش عمل خود

باشد وحشت نکنيد تصور و نيتتان پاک و خير باشد و حصار و حفاظ اطراف خود را فراموش نکنيد.

اگر ميانگين عمر انسانها رو 80 درنظر بگيريم، ميانگين عمر جن ها 1000 ساله اما مثل انسانها ممکنه از ميانگين بيشتر يا کمتر هم زندگي کنند. فکر مي کنيد موجوداتي که تا الان مثلا 500-600 سال زندگي کردن حتما پير و فرسوده هستن، نه؟ اما اينطور نيست. نکته جالبي که در مورد عمر جن ها وجود داره، روند رشد جسمي شونه.
جن ها از نظر فيزيکي بسيار کند رشد مي کنند. جسمشون تقريبا 11 برابر کندتر از انسان رشد مي کنه. يعني اونا 11 برابر ديرتر از ما پير مي شن.
يه مثال مي زنم.
فرض کنيد همين امروز يه نوزاد انسان و يه نوزاد جن همزمان به دنيا اومده باشند.
11 سال ديگه اون نوزاد انسان چه شکلي مي شه؟
يه بچه مدرسه اي کلاس پنجم دبستان در نظرتون مياد. درسته؟
حالا نوزاد جن چي؟… اون بعد از 11 سال تازه اندازه ي يه بچه ي يکساله شده.
برعکس اين جريان ، جن ها از نظر رشد عقلي و احساسي خيلي خيلي سريع تر از انسان هستند.
يعني يک جن هر روزي که از عمرش مي گذره به اندازه ي 5-6 سال آگاهي و شعورش بيشتر مي شه. طوري که نوزاد جن 3 هفته بعد از تولدش تمام آگاهي هايي که يه انسان عادي در طول زندگيش مي تونه بدست بياره، در ذهنش داره.
البته مقياس ها و اعدادي که من استفاده کردم، تقريبي بودند و يه چيز حدودي گفتم که بتونيد تصور کنيد وگرنه محاسبات دقيق نيست.


 

«الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه می‌فرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه می‌فرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت می‌خوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو می‌خوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب می‌توان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.

 

جن چیست؟

پیدایش جن

اعتقاد به جن، اعتقادی است که از اسطوره‌های بابلی به معتقدات اعراب عصر جاهلیت و از آنجا به قرآن و به معتقدات اسلامی راه یافته‌است. در اسطوره‌های بابلی اوتوکوها (اجنه) موجوداتی ناپیدا بودند که از آتش آفریده شده بودند و به دو گروه خوب و بد تقسیم می‌شدند که هردوی آنها ارتباط تنگاتنگی با آدمیان داشتند. اجنه خوب اختصاصا "شدو" نامیده می‌شدند حامی و نگهبان مردمان در برابر خطرات روزمره زندگی و در عین حال خطرات ناشناخته دیگری بودند که آدمیان بر آنها آگاه نبودند ولی جنیان از این خطرات خبر داشتند. این اجنه در سفر و در حضر و حتی در کوچه و بازار آدمیان را بی آنکه دیده شوند، همراهی می‌کردند و در هنگام جنگ آنها را از تیر دشمن محفوظ میداشتند.

در مقابل، اجنه بد که "ادیمو" خوانده می‌‌شدند پیوسته در پی آزار آدمیان بودند و برای آنها انواع بیماریهای گوناگون همراه می‌‌آوردند یا آنها را به جنایت تشویق میکردند و گله‌هایشان را از میان میبردند و خانواده‌ها را به جدائی می‌کشاندند. این گروه از اجنه شرور بر خلاف سایر جنیان ازدواج نمیکردند و فرزندانی به بار نمی‌آوردند. انواع هفتگانه‌ای از آنها که در کوهستان مغرب زاده شده بودند عادتا در ویرانه‌ها یا در زیر زمین میزیستند و آدمیان می‌توانستند آنها را از پاهای سم دارشان بشناسند و برای دفع شرشان از کاهنان و جادوگران کمک گیرند. در عوض جن‌های خوب نه تنها میان خودشان ازدواج می‌کردند، بلکه می‌توانستند با آدمیان نیز در آمیزند.



باورها پیرامون اجنه

جن یکی از مخلوقات خداوند است که در بعد وفضائی موازی با بعد ما انسانها زندگی می‌‌کند .این مخلوقات به مانند انسان زاد ولد می‌کنند از خصوصیات بارز آنها به این موارد می‌‌توان اشاره کرد:

بنا بر باورها و خرافاتی که در قدیم وجود داشته درباره آل و جن و دیگر موجودات پندارین اینگونه آمده است:

قابلیت تغییر چهره و قیافه دارند و از این کار لذت می‌‌برند.

از اجسام مرده مثل آهن نمی‌توانند رد بشوند برای همین در مکانهای قدیمی دیده می‌‌شوند و حتی گفته می‌شود که "غول چراغ جادو" افسانه نمی‌باشد و آنها همین جنیان بوده‌اند که با استفاده از همین حربه انها را گرفتار کرده اند. از کلمه الله و یا هو وحشت دارند.

ارتباط با آنها برای انسان می‌‌توانند عواقب خطرناکی را بدنبال بیاورد چون به استناد قران این مخلوقات قابلیت دیدن بعضی مسائل را دارند و فردی که با آنها رابطه دارد به همبن دلیل از خداوند دور می‌شود جدا از انتظارهائی که از فرد دارند.

این مخلوقات آینده را تا حدودی میبینند و بعضی مواقع که متوجه خطری برای فرد می‌‌شوند با دست گذاشتن بر گلوی فرد او را به سرفه می‌‌اندازند که در باور ایرانیها همان "صبر" آمده‌است تعبیر می‌شود. علاقه بسیار زیادی به درخت نارنج دارند. بعد زمانی که آنها در آن زندگی می‌کنند نسبت به بعد زمین تندتر است بنابراین سن آنها بسیار زیاد است.

آنها اجازه ارتباط با انسان را ندارند ولی به علت اختیار ذاتی که خداوند به آنها داده‌است می‌‌توانند جلوی انسانها ظاهر شوند ولی از کلمات الله و هو ترس و وحشت دارند.

در باور برخی افراد، جن‌ها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محل‌هایی مانند گرمابه، آب‌انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز سم دارد. مژه‌های دراز او نیز با مژه انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوزاد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می‌آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت. این موجود را همزاد آن طفل می‌‌خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می‌‌ربایند و همزاد او را بجایش می‌‌گذارند.

به باور برخی، به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است آن‌ها را حاضر کند. بنابراین برای دلخوشی جن‌ها هم شده به آن‌ها " از ما بهتران " گفته می‌شود. روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه از مابهتران به لباس و صورت آدمیزاد درمی آیند. در این روزها نباید به دیدن مریض رفت، زیرا چه بسا که از ما بهتران به شکل یکی از دوستان یا بستگان به دیدن بیمار برود و به او آسیب برساند. ازمابهتران مانند آدمیان جشن و سرور و شادمانی و گاهی هم عزاداری به راه می‌‌اندازند. این مراسم بیشتر در گرمابه‌های عمومی و شب هنگام برگزار می‌شود. کسی که شب تنها به حمام برود و دائم بسم الله نگوید جن به سراغ او می‌آید. اگر کسی در تاریکی تنها به حمام برود و بی احتیاطی کند و در آنجا بخوابد، ناگاه متوجه می‌شود که دورادور او را جنیان گرفته اند، یا یکی دو جن در گوشه و کنار حمام مشغول شستشو هستند. جنیان ابتدا با محبت نزدیک می‌شوند، اما اگر انسان با نگاه کردن با پاهایشان که سم دارد ایشان را بشناسد، آن وقت به آزار او مشغول می‌شوند.

از مابهتران اهل رقص، موسیقی و شادی اند. اگر کسی را بین خود ببینند او را وامی دارند تا آن قدر برقصد که دیوانه شود. با دمیدن صبح صادق، جنیان ناپدید می‌شوند. اما هنگام روز نیز اگر کسی در حمام آب بخورد و کف دست چپ خود را روی سر نگذارد، جن به بدن او وارد می‌شود و دیوانه و غشی خواهد شد. از ما بهتران اگر از کسی نیکی ببینند، صدچندان به او نیکی می‌‌رسانند. مثلا اگر پزشکی شب هنگام کودکی را از مرگ برهاند یا زخمی و بیماری را نجات دهد و این کار در بیابان یا تاریکی و تنهایی صورت بگیرد، ممکن است جنیان را مداوا کرده باشد. آن گاه ازمابهتران به او مال و خوشبختی بسیار می‌‌رسانند. برخی مردم با انجام مراسم چله نشینی، از مابهتران را احضار می‌کنند و آن‌ها را وا می‌‌دارند تا کارهای مورد نظرشان را انجام دهند. برای چله نشستن از محلی خاص در مسجدهای کهنه و قدیمی استفاده می‌شود به نام چله خانه که غرفه‌ای کوچک و تودرتو و تاریک است. شخص در چله خانه می‌رود. دورادور خود را خط می‌‌کشد و میان دایره می‌‌نشیند. روز اول چهل بادام غذای اوست. اما به تدریج هر روز یکی کم می‌کند و تا آخرین روز فقط یک بادام می‌‌خورد. در این روزها همه کار او دعا خواندن است. روز چهلم ارواح و شیاطین و جن‌ها به او ظاهر می‌شوند و هرچه را بخواهد انجام می‌‌دهند. برای این کار ترتیب دیگری هم هست و آن این که یک شب تا صبح آیه‌ای از قران را پی درپی می‌‌خوانند تا از ما بهتران حاضر شوند.


مقابله با جن

بنا بر باورها و خرافاتی که در قدیم وجود داشته درباره آل و جن و دیگر موجودات پندارین اینگونه آمده است:

از خطرناک‌ترین جن‌ها آل است که موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان‌های آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینیی از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می‌شود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را می‌‌رباید. سپس به سرعت به طرف آب می‌رود و جگر زائو را به آب می‌‌زند. زائو بلافاصله می‌‌میرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زده‌اند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اطاق گذاشت. آل و از ما بهتران از چیزهای فلزی نوک تیز می‌‌ترسند. فرو کردن سوزن به پارچه‌ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است. از اعتقادهای قدیمی ایرانیان یکی این است که آهن دیو و غول و اهریمن را دفع می‌کند و ضد جادو است.

تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اطاق بوده‌اند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اطاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغ‌ها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می‌‌برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می‌گیرد و با جام چهل کلید روی او آب می‌‌ریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه‌ای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد.



جن در اسلام

ادبیات اسلامی و احادیث و معتقدات عامه مسلمانان، با استناد به آیات قرآنی پیوسته نقش مهمی برای جنیان در زندگی روزمره مسلمانان قائل شده‌اند. مولفین اسلامی به کرات از ازدواج اجنه با زنان مسلمان روایت کرده و کسانی از افراد سرشناس را زاده مشترک اجنه و آدمیان دانسته اند. محمد باقر مجلسی از امام جعفر صادق روایت می‌کند که قوم کرد جنیانی هستند که خداوند آنان را به ‌صورت آدمیان در آورده است (حلیه المتقین فصل چهاردهم).



ویژگیهای جن از دید قرآن

در قرآن اهمیت ویژه‌ای به "اجنه: داده شده، به‌طوریکه ۴۸ آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سوره‌ای به‌ نام سوره‌ جن وجود دارد.

به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنه‌ای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، ۸ و ۹۹). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، ۱۷).

باور قرآن درباره جن اینگونه است:

- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه 15)
2- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می کند.
3- دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن دلالت بر این دارند.
4- گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند. (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (سوره جن، آیه 11 )
5- آنان نیز چون آدمیان دارای حشر و نشر و معادند. (و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً) (سوره جن، آیه 15 )
6- آنان قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع داشته‌اند ولی بعداً ممنوع شدند. (جن، آیه 9 )
7- در میان آنها جن‌هایی یافت می‌شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است. (سوره نمل،‌ آیه 39 )
8- آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره سباء،‌آیه 12 و 13 )
9- خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسان‌ها بوده. (سوره هجر، آیه 27 )

نخست: این نوع از آفریدگان پیش از نوع بشر خلق شده‏اند.

دوم: این نوع آفریدگان از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک خلق شده‏اند، و در این باب گفته: "جن را ما قبلا از آتشی سموم آفریده بودیم" (۱).

سوم: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و رستاخیز دارند، و در این‏باب گفته: "اینان کسانیند که همان عذابهایی که امت‏های گذشته جنی و انسی را منقرض کرده بود، برایشان حتمی شده" (۲).

و چهارم: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره گفته: "و اینکه مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می‏بردند" (۳).

پنجم: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی ‏سریع و اعمالی شاقه را می‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه‏شهر سبا آمده است.

ششم: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، برخی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در این باره گفته‌" من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند" (۴).

    * آیات بیشتر در مورد جن ویا اشاره‌ به‌ جنیان:

گروهی از اجنه آیات قرآن را شنیدند و با تعجب گفتند که این کتاب مارا به راه هدایت میبرد و لاجرم دیگر به خدای واجد شرک نخواهیم ورزید (جن، ۱ و ۲)

اما بعضی دیگر از آنها کافر ماندند و هیزم کش جهنم شدند (جن، ۱۴ و ۱۵)

اینها اسلام آوردند و البته اگر در راه راست پایدار بمانند خداوند به آنها آب گوارا نصیب خواهد کرد (جن، ۱۶)

و به آنان میگوئیم شما نیز جزو آن گروهی از اجنه و آدمیان شوید که پیش از شما به آتش دوزخ داخل شدند (اعراف، ۳۸)

چون محمد برای دعوت به خدا قیام کرد طایفه جنیان بر او ازدحام آوردند(جن، ۱۹)

در روز محشر به اجنه خطاب شود که‌ای گروه جنیان، شما از حیث تعداد بر آدمیان فزونی گرفتید، ولی آیا ما برای شما رسولانی از جنس خودتان نفرستادیم که آیات مارا بر شما بخوانند و شمارا از چنین روزی بترسانند؟ (انعام، ۱۳۰)


پایین تر بودن درجه تکاملی جن از انسان

 

پایین تر بودن درجه تکاملی جن از انسان






در سوره مبارکه قل اوحی الی که به نام سوره جن معروف است نکته ای وجود دارد و آن این است: جریانی که قرآن مجید نقل فرموده است که گروهی از جن قرآن را استماع کردند، بعد رفتند در میان جمع خود مسئله را بازگو کردند و آنچه که در بین آنها گذشته است، همه را به این صورت نقل می کند که:
قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرانا عجبا؛ بگو: به من وحی شده است که تنی چند از جنیان (به وحی آسمانی) گوش فرا داشتند و گفتند:
به راستی ما قرآنی شگفت آور شنیدیم. (جن/ 1) این نکته خیلی جالب توجهی است یعنی منشأ یک تفکر در انسان می شود. می فرماید:
ای پیغمبر! به مردم بگو این جور به من وحی شده است که چنین جریانی پیش آمده، یعنی پیغمبر از طریق وحی این جریان را بازگو می کند نه از طریق مستقیم، نمی گوید گروهی از جن پیش من آمدند، اینچنین گفتند و من چنین گفتم، می گوید به من وحی شده که چنین جریانی رخ داده است، گروه اندکی از آنها آمده اند و استماع قرآن کرده اند و بعد رفته اند در میان خود چنین سخنانی گفته اند، یعنی از نظر پیغمبر وقتی که جریان واقع شده است به صورت مباشر نبوده است، که پیغمبر از طریق وحی از جریان آگاه می شود. در یک جای دیگر قرآن هم که یا اشاره به همین جریان است یا به جریانی مشابه آن، عینا همین طور ذکر شده است.

در سوره احقاف می خوانیم: «واذ صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القرءان فلما حضروه قالوا انصتوا فلما قضی ولوا الی قومهم منذرین* قالوا یا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعد موسی مصدقا لما بین یدیه یهدی الی الحق و الی طریق مستقیم* یا قومنا اجیبوا داعی الله و امنوا به یغفر لکم من ذنوبکم و یجرکم من عذاب الیم؛ و چون تنی چند از جنیان را به سوی تو روانه کردیم که به قرآن گوش می دادند؛ پس وقتی بر آن حضور یافتند، (به یکدیگر) گفتند:
ساکت باشید و بشنوید؛ و چون به پایان رسید برای هشدار به سوی قوم خود بازگشتند. گفتند: ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و (کتاب های) پیش از خود را تصدیق می کند و به سوی حق و به راهی راست هدایت می کند. ای قوم ما! دعوت کننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا (خدا) از گناهانتان بگذرد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد. (احقاف/29 - 31)
در آنجا هم قضیه به همین شکل بازگو شده است، چرا؟
چون قضیه به شکل دیگری نبوده است و قهرا به شکل دیگری بازگو نشده است. حال وقتی که بناست این گروه مخلوق هم مانند گروه انسانها مکلف و موظف باشند و تکلیف و مسئولیت داشته باشند و شریعت برای آنها هم باشد چرا این برخورد یک برخورد مستقیم نبوده است که بیایند در حضور پیغمبر، او هم آنها را شهود کند و مستقیم با آنها مشافهه و مکالمه نماید؟
چرا قضیه به شکلی بوده که گویی در غیاب پیغمبر صورت گرفته است که بعد پیغمبر می گوید به من وحی شد که چنین جریانی رخ داد؟
من حدس می زنم این امر برای آن است که جن یک موجود منحط تر از انسان است یعنی از نظر کمالات مرتبه تکاملی در یک حد پایین تر و منحط تر از انسان است و انسان از او خیلی برتر و بالاتر است. نه تنها با ملک قابل مقایسه نیست از آن نظر که کار ملک نوعی کار است و کار اینها نوع دیگر و آنها در مرتبه و مقامی هستند که اصلا به جن ارتباط پیدا نمی کند، بلکه یک مخلوقی است از نظر درجه تکاملی بین حیوان و انسان.

بر طبق آیات سوره جن گروهی از جن بعد از آنکه با شنیدن قرآن ایمان آوردند با قوم خودشان اینچنین گفتند:
«و انا منا الصالحون و منا دون ذلک کنا طرائق قددا؛ یعنی برخی از ما صالح و شایسته هستیم و برخی دیگر اینچنین نیستیم؛ غیر این هستیم و تازه غیر این هم «که هستیم» یک جور نیستیم، طرائق و راههای مختلف هستیم» (جن/ 11). این مطلب چیست؟
عین همان جریانی که در بشر وجود دارد - چون در بشر به حکم همان اختیار و آزادی و مکلف بودن این جریانها به وجود می آید - در میان آنها هم به وجود آمده. حیوان طرائق نیست، طریقه است، یعنی هر نوع حیوانی چون به حکم غریزه کار می کند یک راه و روش مخصوص دارد و لهذا همه افراد حیوانها از یک خصلت خاص به نحو شبیه یکدیگر برخوردار هستند.
مثلا همه گربه های دنیا یک جور خصلت دارند، همه سگهای دنیا یک جور خصلت دارند، همه گوسفندها یک جور، همه اسبها یک جور، چون کارشان به حکم غریزه است، یعنی کاری که می کنند کاری است که خلقت در جلوی راه آنها گذاشته است و نوعی اجبار در کارشان هست. ولی انسان این طور نیست، انسانها اولا تقسیم می شوند به انسانهای صالح و شایسته که راه صحیح زندگی را پیش گرفته اند و انسانهای ناصالح که راه صحیح را پیش نگرفته اند. تازه انسانهای ناصالح هم یک راه نرفته اند هر گروهشان یک راهی رفته اند. در این جهت، آنها مانند ما هستند.




طایفه جن  دیوان

 

 

 


مطلب آیه 27 سوره الحجر : طایفه دیوان چه کسانی بودند؟

مقصود از این طایفه، جنیان هستند. جهت آگاهی بیشتر از جن می‌گوییم:
جن موجودی است که از حس پنهان است و عقل و قدرت دارد.
از آیات قرآن استفاده میشود که آنها مکلّف به تکالیف الهی است.
درباره جن افسانه‏ ها و داستان‏های خرافی بسیاری ساخته‏اند، ولی اصل وجود آن و صفات ویژه‏ای که در قرآن برای جن آمده، مطلبی است که هرگز با علم و عقل مخالف نیست.
جن‏ها مانند انسان‏ها دارای دو گروهند: مؤمنان صالح و کافران سرکش.
ویژگیهای ذیل در مورد جن از آیاتی استفاده میشود:
1- موجودی است که از شعله آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده.(1)
2- دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.(2)
3- دارای تکلیف و مسئولیت است.(3)
4- گروهی از آن‏ها مؤمن صالح و گروهی کافرند.(4)
5- دارای حشر و نشر و معادند.(5)
6- قدرت نفوذ در آسمان‏ها و خبرگیری و استراق سمع داشتند و بعداً منع شدند.(6)
7- با بعضی از انسان‏ها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهانی داشتند، به اغوای انسان‏ها می پرداختند.(7)
8- میان آن‏ها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که میان انسان‏ها چنین است.(8)
9- قدرت بر انجام بعضی از کارهای مورد نیاز انسان را دارند.(9)
10- خلقت آن‏ها روی زمین قبل از خلقت انسان‏ها بوده است.(10)
از آیات استفاده میشود که بر خلاف تصور مردم و آن‏ها را "از ما بهتران" می دانند، انسان برتر از آن‏ها است، به دلیل این که تمام پیامبران الهی از میان انسان‏ها برگزیده شدند. جنّیان به پیامبر اسلام که بشر بود، ایمان آوردند و از او پیروی کردند. اصولاً واجب شدن سجده در برابر آدم بر شیطان (که بنا به تصریح قرآن از بزرگان طایفه جن بود)(11) دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن می باشد.
جهات خرافی و غیر منطقی به این موجود داده شده که وقتی جن گفته میشود، بعضی از خرافات با آن تداعی میشود، از جمله این که آن‏ها را با اَشکال غریب و وحشتناک موجوداتی دُم دار و سم دار می کشند و اینان را موذی و پر آزار، کینه توز و بدرفتار می دانند که ممکن است از ریختن یک ظرف آب داغ در یک نقطه خالی، خانه‏های بسیاری را به آتش کشند!
هیچ دلیلی بر انحصار موجودات زنده به آن چه می بینیم نداریم، بلکه دانشمندان علوم طبیعی می گویند موجوداتی را که انسان با حواس خود می تواند درک کند، در برابر موجوداتی که با حواس قابل درک نیستند، ناچیز است.
آیا جنیان پیغمبرانی از جنس خود داشته‏اند؟ در قرآن مجید آمده است که در قیامت به خلایق خطاب میشود: "ای جمعیت جن و انس! بگو رسولانی از خودتان به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایشان بازگو میکردند و از چنین روزی شما را بیم می دادند؟!"(12) ولی بیشتر مفسران بر آن هستند که کلمه "منکم" (از شما) دلیل بر این نیست که پیامبران هر دسته، از جنس خودشان می باشند. این را نظیر آیه "یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان(13) گرفته‏اند که مروارید و مرجان فقط در آب‏های شور حاصل می شود اما در آیه به آب‏های شور و شیرین نسبت داده شده است. نیز در عرف مردم گفته می شود نان و شیر خوردم، حال آن که خوردن فقط مربوط به نان است و شیر آشامیده می شود، پس می تواند منظور از رسولان، رسولان انسانی باشد که برای هدایت انسان و جن آمدند.
در حدیثی از امیرمؤمنان(ع) آمده که پیامبری به نام یوسف به سوی آنان برانگیخته شد، ولی او را کشتند، اما بین مفسران و اندیشمندان اختلافی نیست که پیامبر اکرم برای جن و انس مبعوث بوده و عده‏ای از جنیان طبق آیات و روایات متواتر به حضرت ایمان آورده و مسلمان شده‏اند. چگونگی مسلمان شدن جمعی از آنان در بعضی از روایات آمده است. از روایات استفاده می شود پیامبر و ائمه نمایندگانی از خود آن‏ها برایشان می گماشتند. نیز بعضی از آن‏ها داوطلبانه از محضر پیامبر مطالبی می آموختند، سپس به تبلیغ آن در قوم خود می پرداختند.
ارتباط با جنیان: از روزگاران قدیم بین انسان و جن، شیوه‏های مختلفی از روابط بوده است. بعضی از گونه‏های این روابط را که در قرآن و روایات و سخنان دانشمندان ذکر شده اشاره می کنیم:
أ) پناه بردن به جن: در قرآن مجید آمده "و همانا مردانی از انس به مردانی از جن پناه می بردند، پس به سختیهای ایشان می افزودند".(14)
رسم عرب چنین بود که هرگاه به بیابان هولناکی می رسیدند، به جن آن وادی پناه می بردند. در اسلام از این کار نهی شده و باید به خدا پناه برد که آفریننده جن و غیر جن است. در بعضی روایات توصیه شده که در چنین مواقعی خوب است اذان بگویید تا از شر جنیان سرکش در امان بمانید.
ب) تسخیر جن: بین فقها اختلاف است که آیا جایز است جنیان را تسخیر کرد و آن‏ها را به خدمت گرفت؟ در این باره نظر قطعی و دقیق ارائه نشده، در مجموع می توان گفت اگر این کار نسبت به مؤمنان جن باشد و مایه آزارشان گردد، جایز نیست، ولی اگر مایه آزارشان نشود، روا میباشد.
البته به کارگرفتن آن‏ها برای کارهای نامشروع حرام است.
چگونه جنیان می توانند به شکل‏های مختلف در آیند؟
جنیان دارای اجسام لطیفی هستند که قدرت دارند به شکل‏های مختلف در آینده و گاهی هم خداوند به حسب مصالح آن‏ها را به صورت‏های گوناگون در می آورد.
و این که خداوند به آن‏ها چنین قدرتی داده که به هر صورتی بخواهند در آیند.(15)
جنیان موجودات بسیار لطیف و انعطاف پذیرهستند مانند هوا که قابل انبساط و انقباض هستند. گاهی به صورت آدم، گاهی موجودات کوچک، گاهی موجودات بزرگ با بدن‏ها و چشم‏ها و موهای عجیب نمودار می شوند؛ یعنی ظاهر شدن برای انسان به صورتی خاص، نه آن که از ماهیت حقیقی خود خارج شوند و تغییر ماهیت دهند، بلکه به این معنا در قوه حس و ادراک انسان به صورت‏های مختلفی محسوس می شوند، بدون آن که تغییر ماهیتی صورت گیرد.
برای توضیح بیشتر رجوع کنید به کتاب جن و شیطان، تحقیق قرآنی، روایی و عقلی، تألیف علی رضا رجالی تهرانی.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. الرحمن (55) آیه 15.
2. آیات مختلف سوره جن.
3. آیات سوره جن و الرحمن.
4. سوره جن (72) آیه 11.
5. همان، آیه 15.
6. همان، آیه 9.
7. همان، آیه 6.
8. سوره نمل (27) 39.
9. سوره سباء (34) آیه 12 - 13.
10. سوره حجر (15) آیه 27.
11. سوره کهف (18) آیه 50.
12. انعام (6) آیه 130.
13. رحمان (55) آیه 22.
14. جن (72) آیه 6.
15. دائرة المعارف تشیع، ج 5، ص 450 - 452.

 

ساختار جسمانی جن

 

ساختار جسمانی جن

 

 

طلعها کانه رءوس الشیاطین(صافات/۶۵):

شکوفه آن مانند سرهای شیاطین است.

گرچه در اختر فیزیک آشکار شده است که حجم و وزن وسیعی از جهان بصورت ماده و انرژی تاریک نامرئی ست! ولی پذیرش  دنیای جنیان توسط علوم همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/27)

ای فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد ،آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیـــــرون کرد ، و لباسهایشان را از تنشان بیرون ساخت تا سوآتشان را به آنها نشان دهد.چه اینکه او و قبیله اش شما را می بینند از جائی که شما آنها را نمی بینید، ما شیاطین را اولیــــای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.

مخالفت ، عناد و دشمنی شیاطین جن با انسان غیر قابل انکار است بطوریکه به رسمیت نشناختن جانداران نامرئی(جن) راه را برای گمراهی بیشتر آدمی خواهد گشود.

...ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین(بقره/۱۶۸،۲۰۸-انعام/۱۴۲).

قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون(حجر/33):

گفت من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده ای که از گل بدبوئی گرفته شده است آفریده ای ، سجده نخواهم کرد.

سفیه جن جهت اثبات برتری خویش، هزاران سال است که تعداد کثیری از جن و انس را به گودال جهنم سوق می دهد.

قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین(اعراف/12):

گفت : در آن هنگام که به تو امر کردم ، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکنی؟ گفت : من از او بهترم ؛ مرا از نار آفریدی و او را از گل!

چرا جن خود را برتر می داند؟ آیا نار و دنیای کوانتوم، ابزار حرکتی و تکنولوژیک برتری را برای جن به ارمغان آورده است؟

آیا نفوسی که در نار خلقت می یابند راه متفاوتی را نسبت به نفوسی که در گل خشکیده خلقت یافته اند ؛ می پیمایند؟

و آیا طول عمر چندین هزارساله جنیان ، قدرت حرکتی سریع(معادل نور) و توانمندی در فهم بالای تار و پود جهان ، دلیل بر حقارت بشر خاکی است؟

باید دانست که برتریهای ابزاری - حرکتی و جسمی را همان پروردگاری داده است که جن را امر به سجده آدمی فرموده است.

متاسفانه بشر نیز از رحمت هدایت الهی بهره نبرد و بجای شکر و سپاس ، با دشمن خویش (شیطان) همسو شد:

خلق الانسان من نطفه فاذا هو خصیم مبین(نمل/4):

انسان را از نطفه بی ارزشی آفرید؛ و سرانجام او دشمنی آشکار گردید.

اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین(یس/77).

رمز برتری نفوس جن و انس صرفا در آیه زیر نهفته است:

... ان اکرمکم عند الله اتقاکم...(حجرات/13).

و امروز....

اسفبار است که انسان در خوابی جادوئی به هیچ وجه حاضر به پذیرش وجود جن( جانداران نامرئی) نیست!

و الجان خلقناه من قبل من نار السموم) حجر/27) ... و جن را پیش از این از طیفی از نار نفوذ کننده آفریدیم.

خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجان من مارج من نار  )رحمن/15) :

 انسان را از گل خشکیده ای همچون سفال آفرید و جن را از طیفهای مختلط و متحرک نار.

 

اگر بپذیریم که تغییر شکل گل خشکیده و بد بو در آناتومی فعلی بدن انسان قابل تصور نیست.

 

 

پس باید پذیرفت که مارج و نار السموم (طیفی از نار نفوذکننده متحرک و مختلط)نیز در ساختار بدن جنیان قابل تصور نخواهد بود!

 مارج از مرج به معنی طیف مختلط و متحرک است و لفظ نار نکره بوده که صرفا به معنی آتش نیست. سموم نیز از سم به معنی نفوذ کننده قابل ترجمه است.

 

جنیان و سفاین آنها در هر جا رویت شوند؛ بصورت نورانی با ترکیبات مختلف نور دیده خواهند شد. چرا که سازندگان سفاین ، ساختار جسمانی ناری داشته و درک ایشان از دنیای فوتون، کوانتوم و نور از بشر خاکی که سرگرم سیلیس ، کربن ، فلزات و خاک بوده بیشتر است. 

ابعاد سفینه ، مثل جسم جنیان تغییر پذیر است. لذا قطر نازک یک سفینه نورانی نباید بیننده را متحیر کند که موجودات نامرئی، چگونه درون آن جا شده اند؟

جنیان  از هر دیوار ، شیئ و مانعی به راحتی نفوذ می کنند. بطوریکه تعاریف فیزیک در دنیای خاکی ما ( اندازه، مکان ، زمان و ابعاد ) با دنیای جنیان ماهیتا متفاوت است.نسبیت خاص و عام انیشتین راه کوچکی، جهت درک فیزیک از نوع دیگر را ، گشوده است. و نظریه ریسمانها در فیزیک ، کورسوئی بمنظور فهم آیات الهی پیرامون این دنیای عظیم و ناشناخته است!

قدرت ذاتی پنهان کاری و فاصله گیری جنیان ، مسئله عجیبی بوده که از فهم عوام خارج است. این پنهان کاری در لوازم ، خانه ها و اشیاء ساخته شده و متعلق به ایشان نیز صادق است. انسان گونه های جنیان از بهترین و زیبا ترین بنا ها و خوراکی های زمین، بهره مندند.

آنها در کنار ما و در بعدی دیگر همزیستی زمینی دارند!(چه باور کنیم و چه پذیرش آن را به کشفیات آتی علوم تجربی موکول نمائیم).

جنیان با توجه به ساختار ناری خویش ، توانائی بالائی در حجاری و استخراج زینت آلات ، مر مر ، طلا ، فلزات ناشناخته و شکل دادن آنها با هر درجه سختی دارند. این موجودات برای حمل اشیاء فوق العاده سنگین که تکنولوژی امروزی بشر قادر به جابجائی آن نباشد، کمترین رنجی را متحمل نمی شوند و با سرعتی غیر قابل تصور، اشیاء را در سیاره زمین جابجا می کنند.

این موجودات با لینک شدن به یکدیگر توان تبادل اطلاعاتی غیر قابل تصوری را به نمایش می گذارند و براحتی کوچکترین خصوصیات رفتاری ، ژنتیکی و تاریخی افراد بشر را در اقصی نقاط جهان به مدیومهای خویش که به دروغ مدعی احضار روح هستند منتقل می نمایند.

و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا(جن/۶):

و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می برند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می شدند.

برخی شیاطین جن قدرت جراحی و ترمیم میکرونی جسم بشر را از طریق مدیوم انسانی در ازای گمراه کردن ابناء بشر در اختیار به اصطلاح مردان جن گیر قرار می دهند که فیلمها و مستندات آن موجود است(فیلمی مستند در قبایل بدوی که فرد مدیوم با گذاشتن بت در بین مردم قبیله به جراحی چشم کودکی نابینا با چاقو می پردازد و با استغاثه به بت سبب ریزش باران می شود و امثال اینها...).

جن از هوش ، حافظه و استعداد بالائی برخوردار است ولی به هیچ عنوان توان غیب گوئی ندارد و پیش بینی های این موجودات نامرئی به سبب حجم وسیع اطلاعاتشان است. 

...فلما خر تبینت الجن ان لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا فی العذاب المهین(سبا/۱۴): 

هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوار کننده باقی نمی ماندند.

یه عنوان مثال پیش بینی شرایط آب و هوائی با ارسال ماهواره ها به خارج از جو زمین ، نشان از غیبگوئی نیست بلکه گسترش دامنه داده ها سبب این پیش بینی شده است.

جسم ضعیف و نحیف آدمی از خاک ، آب ، هوا و عامل گرما خلقت یافته است و پس از مرگ به خاک باز می گردد.

...خلق الانسان ضعیفا (نساء/۲۸).

جسم جنیان از ترکیب آب و هوا و طیفی از نار مختلط نفوذ کننده و متحرک خلقت شده که پس از مرگ در هوا محو خواهد شد.

جن توانائی تغییر شکل و منسجم کردن جسم خویش در اشکال مختلف را داراست. ولی چنانچه در همان حال، مرگ در وی مستولی شود، جسد به استخدام درآمده بجا خواهد ماند و جسم اصلی در هوا محو می شود.

سنفرغ لکم ایها الثقلان (رحمن/31) : بزودی به حساب شما دو گروه ثقلان( جن و انس )می پردازیم.

آیه فوق حکایت از این دارد که جنیان نیز همچون انسانها در زمره  چگالی یافته ها بوده که جسمیت و مادی بودن آنها سبب ثقلان شده است.

محل سکونت جن ( جانداران نامرئی )

 

 ...و لکم فی الارض مستقر

 

اگه رو کره خاکی زندگی میکنی باید این تصاویرو ببینی...

یکی از مواردی که احساسات مذهبی افراد را برانگیخته و آنها را وادار به اجرای مراسمی آیینی می‌کرد، حوادثی طبیعی از جمله خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی بوده است.

در گذشته، بسیاری از فرهنگ‌ها معتقد بودند که خورشید و ماه تنها وقتی می‌گیرند که از بشر، گناه و معصیت بسیاری سرمی‌زند و این نشانه نزول بلایی در آینده است.

در این مواقع، افراد سعی می کردند از طرق مختلفی به خطای خود اعتراف کرده و به عذرخواهی از روح طبیعت و تمنای بخشایش بپردازند. اهالی منطقه الموت قزوین در این مواقع، ضمن جمع شدن در مساجد و برگزاری نماز و نیایش به درگاه خداوند، کارهای دیگری نیز انجام می دهند. از جمله اینکه ظرف‌های مسی قدیمی خود را بر روی پشت‌بام خانه برده و همه با هم بر روی آنها می‌کوبند.

در بین اهالی این منطقه، اعتقاد دیگری هم در این باره وجود دارد که می گوید خورشید و ماه، دشمنانی دارند که این دشمنان، وقتی موفق می‌شوند آنها را به اسارت بکشند خسوف و کسوف رخ می‌دهد. برای همین، اهالی با تفنگ به طرف ماه و یا خورشید، تیر هوایی شلیک می‌کنند تا دشمنان طبیعت را که قوت گرفته‌اند و تعدی کرده‌اند ترسانده و فراری دهند و آرامش را به سرزمین خود بازگردانند.

بشر در گذشته، خود را بخشی از طبیعت حس می‌کرد و بنابراین، هر فعالیت خود را در ارتباط مستقیم با حرکات و نیز عکس‌العمل‌های آن در نظر می گرفت.

در چنین نظامی از تفکر، طبیعت و عناصر مختلف آن به منزله رسانه‌ای تلقی می‌شدند که پیام‌هایی را به انسان‌ها مخابره می کردند، پیام‌هایی که می‌توانستند از وقوع رویدادهایی خوشایند یا ناخوشایند در آینده آن سرزمین و ساکنان آن خبر دهند.

خشم طبیعت نیز اصطلاحی است که از چنین نظام تفکری‌ای باقی مانده است. انسان ها با فعالیت‌های خود می‌توانستند طبیعت را خشمگین کرده و به عکس‌العمل‌های ناخوشایندی وادار کنند. اعتراف به گناه خود، متوقف‌کردن آن و نیز عذرخواهی، تنها راهکار انسان‌ها در چنین مواقع بحرانی‌ای بوده است؛ راهکاری که عمدتا از مسیر دین و آموزه‌ها و مفاهیم دینی می گذشته است.

وجود فریضه‌ای تحت عنوان نماز آیات در دین اسلام نیز می تواند اشاره‌ای به چنین تفکر اسطوره شناختی کهنی باشد. این آیین‌های مذهبی، یکی از مهمترین ابزارهای فرونشاندن ترس و نگرانی مردم در چنین لحظه‌هایی از حیات جوامع تلقی می‌شده‌اند .

در زیر تصاویری از خشم طبیعت را می بینید :

 

 

بقیه در ادامه مطلب....

 

 

3 . مأموريت دولت ظهور

هر دولتي برنامه‌ها و اهدافي دارد كه براي تحقق آنها تلاش مي‌كند. براي تبليغ هر دولتي نيز بايد اين‌را مشخص ساخت كه براي چه مي‌آيد؛ چه برنامه‌اي دارد و مي‌آيد كه چه كند؟ اينها پرسش‌هايي هستند كه نمي‌توان آنها را ناديده گرفت. اگر به دنيا اعلام مي‌كنيم كه دولت پايان تاريخ، دولت امامت با محوريت حضرت مهدي (ع) است، بايد به اين پرسش‌ها نيز پاسخ دهيم كه هدف دولت ظهور چيست؟ و دولت مهدوي براي چه مي‌آيد؟

3ـ1. اهميت و فايده بحث: امروز روز نبرد ايده‌‌ها و انديشه‌ها است. دنيا را نمي‌توان ساكت كرد. نه ديروز چنين بوده است و نه امروز چنين است. همه، الگوي حكومتي و مدل دولت موردنظر خويش را ارائه مي‌دهند. شيعه نيز بايد در اين زمينه ايده خويش را ارائه كند. امروز ليبراليسم كه خود را نقطه پايان تاريخ مي‌داند، مدل دولت خويش را مشخص كرده و از مفاهيمي مثل آزادي، دموكراسي، رفاه و امنيت براي تبيين اهداف و برنامه‌هاي دولت خويش استفاده مي‌كند. هدف يا مأموريت دولت مهدوي چيست؟ ما نمي‌توانيم اين عرصه را خالي بگذاريم. خالي‌گذاري عرصه و يا عرضه نادرست، هر دو موجب رونق ايده ليبراليسم و تأخير در ظهور خواهد شد. عرضه درست و منطقي مدل دولت مهدوي، تك‌تازي تفكر ليبراليسم و تفكرهاي مادي را محدود مي‌كند و رقيبي جدي براي آنان به وجود مي‌آورد. با عرضه اين مدل، براي مردم جهان امكان انتخاب به‌وجود خواهد آمد. اينجاست كه پيدا كردن شناخت درست از برنامه دولت مهدوي و تبيين منطقي آن اهميت مي‌يابد. مخاطبان ما در سراسر جهان مي‌خواهند بدانند جهان پس از ظهور، چگونه جهاني خواهد بود؟ و دولت ظهور چه ارمغاني براي آنان خواهد داشت؟ تبيين نادرست اين موضوع مي‌تواند ذائقه اجتماعي را تغيير دهد و انتظارات نادرستي را شكل دهد. اين امر، يا به تأخير در ظهور منجر مي‌شود و يا پس از ظهور موجب تضاد ميان انتظارات و واقعيت‌ها مي‌گردد. در تبيين برنامه دولت ظهور، مهم اين نيست كه مردم چه مي‌پسندند، مهم اين است كه حقيقت چيست. اگر پس از تشخيص برنامه دولت ظهور، به اين نتيجه رسيديم كه ميان خواست مردم عصر حاضر و ماهيت دولت مهدوي، همخواني وجود ندارد، آن‌گاه است كه وظيفه منتظران و تكاليف انتظار مشخص مي‌شود؛ يعني بايد براي هماهنگ ساختن خواست مردم با ماهيت دولت مهدوي، با برنامه‌ريزي و تدوين طرح‌هايي به فرهنگ‌سازي اقدام نمود.

3ـ2. آسيب‌شناسي: بسياري از افراد در تبيين ره‌آورد دولت مهدوي از دو عنصر به نام رفاه و امنيت ياد مي‌كنند. روايت‌هاي متعددي نيز در اين رابطه وجود دارد. در اين روايات آمده است كه به هنگام ظهور، زمين، گنجينه‌هايش را بيرون مي‌اندازد؛ آسمان، بركاتش را فرومي‌فرستد؛ زمين، يكپارچه سبز و خرم و نعمت فراوان مي‌گردد؛ براي مصرف زكات فقيري يافت نمي‌شود و... . درباره امنيت نيز آمده كه حتي يك دختر جوان مي‌تواند بدون هيچ خطري از شرق به غرب تنها سفر كند و ... .

براساس اين متون از رفاه و امنيت به عنوان اساسي‌ترين ره‌آورد دولت ظهور ياد مي‌شود. به گونه‌اي كه گويا اين دولت هيچ برنامه ديگري به جز تأمين رفاه و امنيت ندارد! اين ايده، سطح دولت مهدوي را به يك دولت دنيوي كه به چيزي جز حيات مادي نمي‌انديشد، تنزل مي‌دهد و در رديف ديگر ايده‌هاي مدعي تأمين زندگي بهتر قرار مي‌‌دهد. ناظراني هم كه نظريه‌هاي مختلف پايان تاريخ را مطالعه مي‌كنند، تفاوت جدّي ميان ايده اسلام و ايده‌هاي مادي نمي‌بينند.

از سوي ديگر بشر تشنه معنويت، گمشده خود را در ميان اين ايده‌ها نمي‌يابد. هرچند بشر هيچگاه از نيازهاي مادي بي‌نياز نبوده و نخواهد بود، اما در هياهوي تمدني كه بر پايه بهره‌هاي مادي استوار است، بشريت، تشنه معنويت و در جستجوي هويت گمشده خويش است. در برخي روايات آمده‌است هنگامي حضرت مهدي(ع) ظهور مي‌كند كه ايده‌هاي بشري ناكارآمدي خود را نشان داده باشند؛ حال اگر بشر سرخورده از ايده‌هاي مادي، در مهدويت شيعي نيز همان تمدن مادي را ببيند، گمشده و هويت انساني خود را در كجا جستجو كند؟

سؤال اين است كه واقعاً برنامه دولت مهدوي چيست و چه ره‌آوردي براي بشريت دارد؟

3ـ3. نقد: در اين‌كه گسترش رفاه و امنيت، از جمله ويژگي‌هاي حكومت حضرت مهدي(ع) مي‌باشند، ترديدي نيست. اما سؤال اين است كه آيا اين‌دو، تنها برنامه دولت مهدوي است؟ آيا ارمغان ظهور فقط در رفاه و امنيت خلاصه مي‌گردد؟ اكنون در تمدن مادي غرب، از رفاه و امنيت به‌عنوان مهم‌ترين ويژگي‌هاي حيات انساني ياد مي‌شود. به نظر مي‌رسد در اين هياهو، برخي از شيعيان براي اين‌كه نشان دهند دولت ديني با زندگي در تضاد نيست، بر مفاهيمي از دولت ظهور تمركز كرده‌اند كه با معيارهاي قابل قبول براي جهان مادي سازگار باشد. در متون ديني ويژگي‌هاي متعددي از دولت مهدوي برشمرده شده و به تناسب هركدام، نامي بر آن نهاده شده كه در ادامه به بررسي آنها مي‌پردازيم تا بدانيم برنامه دولت ظهور كدام است و ره‌آورد آن چيست. اما مهم اين است كه بدانيم اگر برنامه دولت ظهور را در رفاه و امنيت خلاصه كنيم، چه تفاوتي ميان اين دولت و ديگر دولت‌ها خواهد بود؟ و چه دليلي دارد كه بشر از ديگر ايده‌ها روي برتابد و به اين ايده روي آورد؟

4ـ3. ويژگي‌هاي دولت ظهور: اگر بخواهيم مهم‌ترين ويژگي‌هاي دولت مهدوي را برشماريم، موارد زير از جمله آنهاست:

الف) دولت عدالت:
عدالت، شايع‌ترين و مشهورترين ويژگي دولت ظهور است. اين چيزي است كه روايات متعددي هم برآن دلالت دارد. كساني كه رفاه و امنيت را ره‌آورد دولت ظهور مي‌دانند، دليل آن را عدالت محوري آن دولت مي‌دانند. اما سؤال اين است كه آيا عدالت فقط به معناي عدالت اقتصادي است؟ آيا عدالت فقط در قلمرو امور مادي زندگي معنا مي‌شود يا عدالت معناي ديگر و قلمرو گسترده‌تري نيز دارد؟

عدالت يعني هرچيزي را در جاي خود قراردادن؛ و اين اختصاص به قلمرو اقتصاد و معيشت مردم ندارد. هرچند يكي از قلمروهاي آن همين است. پرسش اين است كه آيا در حال حاضر در حوزه معارف بشري عدالت برقرار است؟ آيا در نظام معرفتي و فكري بشر، هرچيز در جاي خود قرار دارد؛ يا در جايي قرار دارد كه ما مي‌خواهيم نه آنجايي كه بايد باشد؟ آيا تئوري‌هاي بشري مطابق با واقعيت‌هاي نظام هستي پردازش مي‌شوند يا مطابق خواسته‌هاي صاحبان زر و زور و تزوير ساخته و پرداخته مي‌گردند؟

متأسفانه بشريت امروز در حال تئوريزه كردن هواي نفس است. بشر امروز هرآنچه را بخواهد عمل كند، درباره آن تئوري‌پردازي كرده و آن‌را توجيه‌پذير و گاه اجتناب‌ناپذير جلوه مي‌دهد. دليل روشن آن ايده‌ها و نظريه‌هاي غيرديني و غيرالهي است كه توسط به اصطلاح انديشمندان و روشنفكران پردازش و توليد شده است. بنابراين به وضوح روشن است كه امروز در نظام معرفتي بشر عدالت وجود ندارد و يكي از ابعاد عدالت در دولت ظهور، حاكميت عدالت در نظام معرفتي بشر است.

قلمرو ديگر عدالت، عرصه قانون است. آيا قوانين بشري عدالت محورند؟ آيا در قوانين امروز جهان هر چيز در آنجا كه جاي اوست قرار دارد؟ اگر هر چيز جايي دارد و براي حفظ كارايي سيستم بايد در جاي خود قرار گيرد، وظيفه قانون آن است كه اين مهم را تأمين و از آن پاسداري كند. آيا قوانين امروز دينا براي حفظ جايگاه هرچيز در نظام حيات انساني است يا اينكه قوانين آن نظمي را كه ما مي‌پسنديم، ضابطه‌مند مي‌سازند؟ متأسفانه در حوزه قانون و قانون‌‌گزاري نيز بشريتِ امروز در حال قانونمند كردن هوس‌هاي نفساني است. بشر آنچه را كه بخواهد، قانونمند مي‌كند تا وجهه‌اي براي آن بتراشد. دليل آن نيز وجود قوانين دموكراتيكي است كه برخلاف دين و گفته خداوند تنظيم شده و مي‌شوند. آيا اين را مي‌توان عدالت ناميد؟ آيا عدالت آن چيزي است كه قانون مي‌گويد يا قانون بايد مطابق عدالت باشد؟ بنا بر اين مي‌بينيد كه يكي از قلمروهاي مهم عدالت، حوزه قانون و قانون‌گذاري كه متأسفانه بشريت امروز كه متأسفانه بشريت امروز در تحقق عدالت در اين حوزه نيز ناتوان بوده است.

حوزه ديگر، مجريان قانون‌اند. قانون اگر عادلانه باشد، براي تحقق آن نيازمند مردان عدالت است. اگر مجريان قانون عادل نباشند، عدالت اجرا نمي‌گردد. امروز مجريان قانون در سطح بين‌الملل چه كساني هستند؟ اجراي عدالت، مردان خاص خود را لازم دارد كه هركدام بايد در جاي خود باشند تا عدالت اجرا گردد. اگر علي‌بن ابي‌طالب(ع) كه مرد عدالت است، سمت اجرايي نداشته باشد، عدالت الهي چگونه مي‌تواند فهم شود و سپس اجرا گردد. عدالت در بعد اجرا يعني اين‌كه هركس در جاي خود باشد، نه آن‌جايي كه ما براي آنها مي‌پسنديم يا خودشان براي خودشان قائل‌اند. امروز دموكراسي غربي در حال حاكم ساختن مجريان هوس‌هاي جمعي بر سرنوشت بشر است. به وسيله اين نوع از دموكراسي‌ها، كسي كه مطابق ميل مردم باشد و به هوس‌هاي مردم جامه عمل بپوشاند حاكم مي‌گردد. آيا اين عدالت است؟

بنابراين اگر دولت ظهور، دولت عدالت است، فقط به معناي عدالت اقتصادي و اجتماعي كه ره‌آورد آن رفاه و عدالت باشد، نيست. در اين دولت، انديشه‌هاي عدالت محور، قوانين عادلانه و مجريان عادل حاكميت مي‌يابند.

ب) دولت عقلانيت:
عقلانيت ويژگي ديگر دولت مهدوي است. دولت ظهور، دولت خِرد و عقلانيت است. هرچند جهان امروز شعار خود را عقلانيت قرار داده است اما عقلانيت واقعي نيست. براساس آنچه در متون ديني آمده عقل يعني هرچيز را در جاي خود قرار دادن. انسان عاقل كسي است كه هر چيزي را در جاي خود قرار مي‌دهد. اينجا است كه پيوند عجيبي ميان عدالت و عقلانيت مشاهده مي‌شود و جاي بررسي‌هاي بيشتري دارد كه مجال بحث آن نيست. مهم اين است كه براساس تعريف، عقل به معناي سياست بازي نيست. عقل، مايه عبوديت و بندگي است. روزي امام صادق(ع) در تعريف عقل فرمودند:

[ألعقل] ماعبد به الرّحمن واكتسب به الجنان.

عقل، آن چيزي است كه به‌وسيله آن خداوند رحمان عبادت مي‌شود و بهشت به‌دست مي‌آيد.

امام(ع) در اين بيان نوراني از بود عقل سخن نگفته‌اند بلكه از نمود آن سخن گفته‌اند. پس از اين جمله، كسي خدمت امام صادق(ع) عرض كرد: اي پسر رسول خدا! پس آن چيزي كه در معاويه قرار داشت چه‌بود؟ حضرت فرمود:
تلك النّكراء و تلك الشّيطنه، هي شبيهه بالعقل و ليست بعقل.

آن شيطنت است و شبيه عقل است نه عقل واقعي.

آنچه اكنون در دنيا تحت عنوان عقلانيت حاكم است، عقلانيت اموي است نه عقلانيت الهي. دولت حضرت مهدي(ع) دولت عقلانيت است. در ادبيات دين، عقلانيت در مقابل جاهليت قرار دارد (نه در برابر بي‌سوادي) و جاهليت دو دوره دارد: يكي جاهليت نخستين كه پيش از اسلام بود و با ظهور اسلام رخت بر بست و ديگري جاهليت واپسين كه پيش از دولت حضرت مهدي(ع) وجود دارد و با ظهور آن حضرت برچيده خواهد شد. امروز، جهان غرب، ادعا مي‌كند كه از جاهليت گذشته و به تمدن و مدنيت رسيده است، ولي اشتباه مي‌كند. بشر امروز همچنان در جاهليت به سر مي‌برد اما جاهليتي مدرن و پيشرفته . واقعيت اين است كه گذر بشر از دوره زندگي ابتدايي به دوره زندگي مدرن بوده است. پيشرفت بشر فقط در سخت‌افزار زندگي بوده نه نرم‌افزار آن. اين سخت‌افزار مدرن و پيشرفته همچنان تحت برنامه آن جاهليت است. دولت ظهور خط بطلاني بر جاهليت كشيده و عقلانيت را براي بشر به ارمغان مي‌آورد. اين ره‌آورد دولت ظهور است كه ارزش باليدن دارد، نه صرف رفاه و امنيت.

ج) دولت هدايت:
 تعبير ديگري كه از دولت ظهور شده و نشان‌گر ماهيت و برنامه آن است، هدايت مردم است. هدف اساسي امامت، هدايت مردم است نه حكومت بر مردم. در انديشه‌هاي بشري هدف اصلي كسب قدرت، شهرت و ثروت است. معاويه پس از امضاي قرارداد صلح در يك سخنراني گفت:
من با شما نجنگيدم تا شما را به نماز و روزه و حج وادارم. من با شما جنگيدم تا بر شما امير شوم و موفق گشتم.
اين ايده اموي است. اما هدف دولت امامت، هدايت مردم است هدف، تكامل انسان‌ها و رشد و تعالي آنها است و به همين خاطر خود را بر مردم تحميل نمي‌كند چون هدايت با اجبار ناسازگار است.
بنابر آنچه بيان شد، معلوم مي‌گردد كه محدود كردن دولت ظهور به دولت رفاه و امنيت، نادرست و موجب تنزل شأن آن است.

2. شيوه ظهور

برخي ديگر از آسيب‌هاي ظهور، مربوط به شيوه ظهور و به قدرت رسيدن حضرت مهدي(ع) است. مي‌دانيم كه در دوران ظهور، حكومت واحدي در سراسر جهان شكل مي‌گيرد و حضرت مهدي(ع) در رأس اين حكومت قرار مي‌گيرد، حال اين سؤال مطرح است كه چگونه آن حضرت به اين قدرت مي‌رسد. يكي از مباحث مهم در هر حاكميتي، مكانيسم كسب قدرت است. اين‌كه ساز و كار كسب قدرت چيست از مباحث مهم فلسفه سياسي است. سؤال اين است كه ساز و كار كسب قدرت در دولت مهدوي ـكه نمونه كامل دولت امامت و ولايت استـ چيست؟ و حضرت مهدي(ع) از چه شيوه‌اي براي رسيدن به قدرت استفاده خواهد كرد؟6

2ـ1. اهميت و فايده بحث: در بحث ظهور نمي‌توان مسئله شيوه كسب قدرت را ناديده گرفت و از آن چشم‌پوشي كرد. امروز دنيا نسبت به اين مسئله حساس است و سؤال‌ها و شبهه‌هاي فراواني در اين زمينه دارد. ما نمي‌توانيم افكار عمومي را ناديده بگيريم. ظهور ميان زمين و آسمان و در خلأ اتفاق نمي‌افتد. ظهور در اين دنيا و در ميان همين مردمي اتفاق مي‌افتد كه سؤال‌ها و شبهه‌هاي فراواني دارند. اگر حكومت حضرت يك حكومت جهاني است، نمي‌توان به جز شيعه، بقيه مردم را ناديده گرفت. جهانِ امروز، نزديك به شش ميليارد نفر جمعيت دارد كه از اين ميزان، قدري بيش از يك ميليارد نفر آن مسلمان‌اند و در ميان مسلمانان، جمعيت شيعه حدود صدميليون نفر است. شيعه اگر معتقد است دولتي كه او معرفي مي‌كند، دولت پايان تاريخ است، بايد بتواند پاسخ قانع‌كننده‌اي براي خيل مردمي داشته باشد كه شيعه نيستند و سؤالات فراواني دارند. البته هميشه انسان‌هاي مغرض وجود خواهند داشت، اما اكثريت را كساني تشكيل مي‌دهند كه اگر پاسخ قانع كننده‌اي بيابند، خواهند پذيرفت و اين جمعيت تشنه، يكي از نگراني‌هايش، شيوه به قدرت رسيدن دولت پايان تاريخ در انديشه شيعي است. اينجاست كه بحث شيوه ظهور اهميت مي‌يابد. يافتن پاسخ صحيح و منطقي براي اين پرسش، اولاً به ما كمك خواهد كرد كه حوادث پس از ظهور را تبيين و تبليغ كنيم و ثانياً وظيفه منتظران را در تهيه ابزار قدرت، مشخص مي‌سازد. اگر بناست حضرت مهدي(ع) قدرت جهان را در دست بگيرد، بايد در دوران غيبت و انتظار، ابزار قدرت را فراهم ساخت. هر پاسخي كه به پرسش دوم داده شود، در وظيفه منتظران تأثير مستقيم خواهد داشت و مسير حركت در اين زمينه را تعيين خواهد كرد.

2ـ 2. آسيب‌شناسي شيوه ظهور: برخي ظهور حضرت را ظهور سرخ و خونين مي‌دانند و بر اين باورند كه ايشان در اثر جنگ و خون‌ريزي‌هاي فراوان، حاكميت مي‌يابد. اين مسئله دستاويزي براي مخالفان مهدويت شيعي شده تا براي مردم دنيا اين‌گونه جا بيندازند كه فرجام تاريخ از نظر شيعه، فرجامي است خونين و دردناك كه در آن با زور شمشير و سرنيزه حكومتي به مردم جهان تحميل مي‌گردد. دوران معاصر، دوره نبرد الگوهاي فرجام تاريخ و نظريه‌هاي پايان تاريخ است. در اين نبرد كسي پيروز است كه الگوي بهتري ارائه دهد. اگر ظهور حضرت متوقف بر رويكرد جامعه بشري به عدالت مهدوي است، راه رسيدن به آن ارائه تصويري روشن و منطقي از آن است. اگر بناست بشريت در ظهور حضرت به خاك و خون كشيده شود، آيا مي‌توان انتظار همراهي از آنان داشت؟ آيا مي‌توان آنان را منتظر ظهور نمود؟ آن تصوير خشونت‌باري كه اردوگاه ليبرال دموكراسي از مهدويت شيعي ارائه مي‌دهد، مبتني بر برخي سخناني است كه شيعه خود در اين‌باره گفته است؛ بدون اين‌كه به حساسيت مسئله توجه داشته باشد و تحليل منطقي از اين بحث ارائه دهد. از اين‌رو بررسي دوباره موضوع اهميت دارد.

2ـ3. دليل: بخشي از روايات مهدويت، اختصاص به درگيري‌هاي هنگام ظهور دارد. در اين دسته، رواياتي وجود دارند كه دامنه درگيري‌ها را بسيار گسترده و آمار كشته‌شدگان را بسيار زياد نقل مي‌كند. در اين بحث در پي نقل اين متون نيستم، شما كم و بيش از اين متون خبر داشته و گوشه‌هايي از آن را شنيده و يا خوانده‌ايد.

2ـ4. نقد: همان‌گونه كه اشاره شد، روايات فوق مبناي نظريه جنگ براي تحميل شده است. در اين نظريه حضرت مهدي(ع) ظهور مي‌كند و پس از درگيري‌ها و خونريزي‌هاي بسيار فراوان، حاكميت خود را بر پهنه گيتي مي‌گستراند. اما اين نظريه با اشكالات فراواني روبه‌روست؛ چرا كه يك نظريه اگر مخصوص بخشي از يك حقيقت باشد بايد با ديگر اجزاء هماهنگ باشد. اصل هماهنگي ميان اجزاي يك مجموعه، ضرورت نظريه‌پردازي است و ناهماهنگي نشانه نادرستي يك يا چند نظريه دروني مي‌باشد. نظريه جنگ براي تحميل نيز با ديگر بخش‌هاي نظريه مهدويت و دولت امامت ناهماهنگ است. اين ناهماهنگي در سه حوزه است كه بدان مي‌پردازيم:

الف) نظريه جنگ براي تحميل نمي‌تواند پديده غيبت را تحليل كند.

غيبت يكي از عناصر مهم در فرهنگ مهدوي است. اگر بناست كه براي حاكميت امام زمان (ع) نبردهاي تحميل كننده انجام شود، ديگر نيازي به اين غيبت طولاني نمي‌بود؛ از همان آغاز اين نبردها مي‌توانست آغاز شود و حكومت حضرت مستقر گردد. پس راز حدود دوازده قرن غيبت چيست؟ شايد گفته شود حضرت مهدي(ع) در آغاز امامت بيش از پنج سال سن نداشته است و به همين دليل غايب شده است. اما روشن است كه كمي سن نمي‌تواند توجيه عقلاني براي دوازده قرن غيبت باشد.7 اگر كمي سن دليل غيبت است و اگر بناست به وسيله جنگ حكومت حضرت برپا گردد، چند دهه غيبت براي تكميل سن كافي ‌بود. اين نشان‌گر ناكارآمدي نظريه جنگ براي تحميل در تحليل پديده غيبت است.

ب) همان‌گونه كه در بحث آسيب‌شناسي هنگامه‌ظهور گذشت، روايات معصومين(ع) و تحليل‌‌هاي عقلاني، پيش‌شرط ظهور حضرت مهدي(ع) را آمادگي اجتماعي مي‌دانند؛

اگر چنين است، نظريه جنگ براي تحميل با اين بخش از فرهنگ مهدويت نيز در تضاد است. اگر ظهور نيازمند آمادگي اجتماعي است؛ اگر غيبت، فرصتي براي كسب آمادگي است و اگر انتظار تلاش براي آماده‌سازي است، جنگ براي تحميل چه معنايي خواهد داشت؟ اين نظريه با هيچ يك از آن مفاهيم سه‌گانه نيز همخواني ندارد.

ج) برخي از رواياتي كه به موضوع نبردهاي پس از ظهور پرداخته‌اند، تأكيد كرده‌اند كه هدف اين نبردها منافقان و معاندان هستند و بر اين اساس عموم مردم در صف مقابل قرار نمي‌گيرند. نظريه جنگ براي تحميل با اين دسته از روايات هم ناسازگار است. در انديشه ديني حتي منافق تا وقتي يك شهروند باشد، در امان است و تنها زماني كه قصد براندازي داشته باشد، با او برخورد مي‌شود. در عصر ظهور، اگر معاندان و منافقان بخواهند مانع استقرار دولت مهدوي شوند، با آنان ستيز خواهد شد. دولت امامت، هيچگاه خود را با خشونت و تهديد بر مردم تحميل نكرده است. خانه‌نشيني حضرت علي(ع) و انزواي معصومان (ع) دليل روشن اين حقيقت است. ستيز امام زمان(ع) با كساني است كه در برابر اين جريان حق (كه خواست عمومي است) سد ايجاد مي‌كنند.

2ـ5. ماهيت نبردهاي ظهور: اگر سؤال شود كه آيا هيچ جنگي در آستانه تشكيل دولت مهدوي رخ نمي‌دهد؟ پاسخ آن منفي است. روايت‌هاي زيادي، اصل مسئله درگيري را تأييد و حتي برخي ويژگي‌هاي آن‌را نيز مشخص كرده‌اند. اما اگر سؤال شود كه آيا پايه‌هاي حكومت مهدوي بر كشتار و خون‌ريزي توده مردم (همان‌ها كه دولت مهدوي مي‌خواهد بر ايشان حكومت كند) استوار است؟ پاسخ منفي است. بدون ترديد نبرد و درگيري‌هاي نظامي سختي در خواهد گرفت اما سؤال اين است كه آيا اين درگيري‌ها به خاطر تحميل يك ايده به مردم است؟ يا دليل ديگري دارد؟ آيا شمشير حضرت مهدي(ع) شمشير تحميل حكومت به مردم است يا شمشير مبارزه با كساني است كه در برابر خواست عمومي بشريت براي تحقق عدالت صف‌آرايي مي‌كنند؟ ميان اين دو تفاوت وجود دارد. گاهي يك نفر يا يك گروه با تكيه بر سرنيزه حاكميت خود را به مردم تحميل مي‌كند و گاهي جامعه‌اي به پامي‌خيزد و عليه ستم قيام مي‌كند ولي زورگويان در برابر آنان مقاومت مي‌كنند و لذا مردم نيز با آنان مي‌جنگند. نمونه بارز آن در انقلاب اسلامي ايران اتفاق افتاد. حضرت امام خميني(ره) و ياران او جنگيدند و شهداي زيادي تقديم انقلاب كردند. سؤال اين است كه اين جنگ و كشتار به خاطر چه بود؟ آيا به زور سرنيزه به مردم مي‌گفتند كه بايد انقلاب كنيد و لذا نبرد آغاز شد؟ يا اين‌كه مردم قيام كردند تا حكومت اسلامي تشكيل دهند ولي صاحبان زر و زور و تزوير در برابر اين خواست عمومي ايستادند و لذا مردم هم تا اندازه‌اي كه لازم بود با آنان درگير شدند؟ داستان نبردهاي ظهور نيز همين‌گونه است؛ نبردي است براي برچيدن سدهايي كه ظالمان در راه تحقق عدالت ايجاد كرده‌اند. اگر به بحث پيشين نگاهي بيندازيم، مسئله روشن‌تر مي‌گردد. پيش شرط ظهور، خواست عمومي بشر است. صورت مسئله اين است كه ابتدا بشر آماده پذيرش دولت مهدوي شده و آن‌گا‌ه او ظهور مي‌كند. اما ابرقدرت‌هايي كه منافع ظالمانه خود را در خظر مي‌بينند، در برابر اين حركت با تمام قوا مي‌ايستند و اينجاست كه نبردهاي ظهور آغاز مي‌شود. حتي مي‌توان ادعا كرد كه استكبار جهاني پيش از ظهور و از هم اكنون در مقابل دولت مهدوي صف‌آرايي كرده و بلكه نبرد خود را آغاز نموده است.

 

بنابراين نظريه جنگ براي تحميل نمي‌تواند تحليل‌كننده درگيري‌هاي زمان ظهور باشد.


1. هنگامه ظهور

برخي از آسيب‌هاي موضوع ظهور مربوط به هنگامه ظهور است. هنگامه ظهور، يعني زماني كه ظهور اتفاق خواهد افتاد. بديهي است كه مراد از زمان، زمان تقويمي نيست. زمان تقويمي را كسي جز خداوند متعال نمي‌داند. بلكه مراد از زمان ظهور، زمان پيش‌شرطي و زمان زمينه‌اي است. بنابراين وقتي از هنگامه ظهور پرسش مي‌شود، مقصود اين است كه پيش‌شرط ظهور چيست؟ زمينه ظهور حضرت كدام است؟ و در چه شرايطي حضرت مهدي(ع) ظهور خواهد كرد؟

1ـ1. اهميت و ثمره بحث: مسئله هنگامه ظهور از آن جهت اهميت دارد كه مشخص مي‌سازد براي ظهور چه مقدماتي لازم است (مقدمات ظهور) و براي تحقق مقدمات و زمينه‌ها، چه وظايفي بر عهده شيعه است (وظايف منتظران). پاسخ به پرسشِ هنگامه ظهور، جهت حركت شيعه را مشخص مي‌سازد. پاسخ درست، مسير درست را مشخص مي‌كند و پاسخ نادرست، شيعه را به بيراهه كشانده و ظهور را به تأخير مي‌اندازد.
به بيان ديگر پاسخي كه به پرسش هنگامه ظهور داده مي‌شود، تأثير مستقيم و غيرقابل انكاري در بحث انتظار خواهد داشت. انتظار و چگونگي آن از مسايل بنيادين در دوران غيبت است كه نمي‌توان به سادگي از كنار آن گذشت. تعريف دقيق انتظار، فرهنگ انتظار و وظايف منتظران، متوقف بر داشتن پاسخي صحيح، منطقي و متين براي پرسش هنگامه ظهور است. از اين‌رو مسئله آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي در قلمرو هنگامه ظهور، از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است.

1ـ2. آسيب‌شناسي هنگامه ظهور: يكي از آسيب‌هاي مرتبط با هنگامه ظهور اين است كه گمان مي‌شود فراگيري و جهان شمولي فساد پيش شرط ظهور است. برخي معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدي(ع) ظهور نخواهد كرد. و شايد پاسخ اين گروه به اين پرسش كه چرا حضرت مهدي(ع) در غيبت است؟ اين باشد كه: چون هنوز مناطقي از جهان را فساد فرا نگرفته است. در اينجا براي آشنايي بيشتر با اين ديدگاه، دلايل معتقدان آن و آثاري را كه اين ديدگاه بر انديشه انتظار دارد، بررسي مي‌كنيم.

الف) دليل:
 دليل كساني كه معتقدند جهان‌شمولي فساد پيش‌شرط ظهور است، رواياتي است كه مي‌گويند حضرت مهدي(ع) زماني ظهور مي‌كند كه جهان پر از ستم شده است.

روايات فراواني وجود دارند كه درباره جهان پيش از ظهور، از تعبير كما ملئت ظلماً و جوراً استفاده كرده‌اند. مثلاً رسول خدا(ص) مي‌فرمايد:
لاتقوم الساعه حتي تمتلئ الاٴرض ظلماً و عدواناً، ثمّ يخرج رجل من عترتي فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و عدواناً.1
قيامت برپا نمي‌شود تا زماني كه زمين از ستم و دشمني آكنده شود، آنگاه مردي از خاندان من قيام كند و زمين را همچنان كه از ظلم و جور آكنده شده، از عدل و داد پر كند.

و يا در كلام ديگري مي‌فرمايد:
لولم يبق من الدّهر إلاّيوم لبعث الله تعالي رجلاً من أهل بيتي يملؤها عدلاً كما ملئت جوراً.2

اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند مردي از خاندان مرا بر‌مي‌انگيزد كه دنيا را پر از داد مي‌كند همچنان كه پر از ستم شده است.
از چنين رواياتي اين برداشت را كرده‌اند كه فراگيري فساد، پيش‌شرط ظهور است. در بحث‌هاي بعدي به تحليل اين بُعد از روايات مهدويت خواهيم پرداخت و مشخص خواهيم ساخت كه مراد از اين تعبيرها چيست.

ب) تأثير اين نظريه بر فرهنگ انتظار:
اين نظريه تأثير مستقيمي بر فرهنگ انتظار و تعيين وظايف منتظران دارد. انگاره‌اي كه از دل نظريه فوق در باب انتظار بيرون مي‌آيد، نفي امر به معروف و نهي از منكر و تعطيلي هرگونه حركت اصلاح‌طلبي است. گروهي از كساني كه پيش‌شرط ظهور را فراگيري فساد مي‌دانند، بر اين باورند كه نبايد جلوي فساد را گرفت. از ديدگاه اينان، هرگونه مانع‌تراشي در راه انجام فساد و منكرات، منجر به تأخير در ظهور مي‌شود. امام خميني(ره) درباره اين گروه مي‌فرمايد:
يك دسته‌اي مي‌گفتند كه خوب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايند، ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هركاري مي‌خواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود.3

كساني كه اين انگاره را پذيرفته‌اند، بر اين باورند كه چون راه ظهور، گسترش فساد است، وظيفه منتظران، سكوت در برابر منكرات و اجازه گسترش فساد است و بر اين اساس معتقدند هر نوع تلاش براي جلوگيري از فساد و توسعه صلاح و فلاح، حركت ضدانتظار است كه موجب به تأخير افتادن ظهور مي‌شود.

1ـ3. نقد: در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه اگرچه روايات مورد استناد صحيح‌اند، اما استنباطي كه از آنها شده درست نيست. سؤال اين است كه رواياتِ مورد استناد، بيان‌گر توصيف زمان ظهور ند يا بيان‌گر پيش‌شرط ظهور؟ فرق است ميان اين‌كه گفته شود ويژگي‌هاي اجتماعي هنگامه ظهور چيست و اين‌كه گفته شود پيش‌شرط ظهور حضرت مهدي (ع) چيست. مورد اول ويژگي‌هاي جامعه جهاني را به هنگام ظهور توصيف و پيش‌بيني مي‌كند، ولي مورد دوم شرط ظهور حضرت مهدي(ع) را توضيح مي‌دهد. بديهي است كه ميان اين دو، تفاوت وجود دارد. به عنوان نمونه اگر گفته شود در فصل بهار فرزند فلان خانواده متولد مي‌شود؛ آيا بدين معناست كه فصل بهار علت ولادت است يا فصل بهار توصيف هنگامه ولادت است؟ در بحث ما نيز همين مسئله صادق است. خيلي فرق است ميان اين‌كه بگوييم حضرت مهدي(ع) چون فساد فراگير شود ظهور مي‌كند يا اين‌كه بگوييم حضرت مهدي (ع) در زماني كه فساد فراگير است ظهور خواهد كرد. ميان اين دو تفاوت ظريفي وجود دارد.

فهم متون ديني نيازمند كار كارشناسي است. بايد مجموعه متون ديني را مورد توجه قرار داد تا به نتيجه منطقي رسيد. در متون ديني هيچ‌گاه از فراگيري ستم به عنوان علت ظهور ياد نشده تا در نتيجه گفته شود كه راه تعجيل در فرج حضرت، توسعه فساد است! بلكه در متون حديثي تصريح شده كه پيش‌شرط ظهور، تغيير جامعه و حركت آن به سمت صلاح و فلاح است. اين‌كه در بحث روش‌شناسي فهم متون ديني گفته مي‌‌شود بايد مجموعه روايات را مورد توجه قرار داد تا بتوان ديدگاه دين را استخراج نمود، به همين دليل است.

مطالعه ديگر روايات نشان‌گر اين حقيقت است كه تمركز بر بخشي از احاديث و ناديده گرفتن برخي ديگر، عامل انحراف در فهم متون و موجب تحريف در ديدگاه دين مي‌گردد. در ادامه به روايتي در زمينه پيش شرط ظهور اشاره مي‌كنيم تا اين بحث روشن‌‌تر گردد:
كسي از امام باقر(ع) مي‌پرسد كه چه وقت ظهور حضرت مهدي(ع) اتفاق مي‌افتد تا دل ما شاد گردد؟ حضرت در قالب بيان يك حكايت آموزنده، تاريخ را به سه دوره؛ زمان گرگ‌صفتي، زمان ميش‌صفتي و زمان ترازو تقسيم كرده و روشن مي‌سازد كه در كداميك از اين دوره‌ها، امكان ظهور وجود دارد. حكايت اين است كه عالم فرزانه‌اي، فرزندي داشت كه نسبت به دانش و فضل او بي‌رغبت بود و لذا بهره‌اي از دانش پدر نبرده بود. در مقابل همسايه‌اي داشت كه از دانش او بهره‌هاي فراوان برده بود. عالم فرزانه، هنگام مرگ به فرزند خود گفت اگر پس از من به تو رجوع كردند و با مشكل روبه‌رو شدي از اين مرد همسايه كمك بخواه. پس از مدتي، پادشاه خوابي ديد و براي تعبير خواب خود فرزند عالم فرزانه را احضار كرد. او به همسايه مراجعه كرد و از وي نظرخواهي نمود. همسايه فرزانه گفت: در تعبير خواب پادشاه بگو كه اكنون زمان گرگ است، ولي وقتي پاداش را گرفتي سهم مرا نيز بده. فرزند عالم نزد پادشاه رفت و پس از تعبير خواب او، پاداش خوبي گرفت، اما با كمال شهامت به وعده خود با همسايه عمل نكرد.

پس از مدتي دوباره جريان تكرار شد. فرزند عالم با عذرخواهي و خجالت نزد همسايه رفت. همسايه به او گفت: بگو اكنون زمان ميش است. ولي اين‌بار سهم مرا از پاداش فراموش نكن... . فرزند عالم پس از گرفتن پاداش به ترديد افتاد كه چه كند آيا سهم همسايه را بدهد يا نه؟ ولي بالاخره از اين كار چشم‌پوشي نمود. وقتي براي بار سوم قضيه تكرار شد، فرزند عالم قول داد كه اين‌بار به وعده خود عمل كند. همسايه فرزانه نيز به او گفت: به پادشاه بگو اكنون زمان ترازو است. فرزند عالم پس از گرفتن پاداش فوراً نزد همسايه رفت و سهم او را تقديم كرد. همسايه فرزانه در اينجا كلام بسيار مهمي دارد. به او گفت:من از آغاز نيز چشم‌داشتي به اين مال نداشتم ولي تو فرزند زمان خود هستي. زمان اول زمان گرگ بود و تو چون گرگ حق مرا غارت كردي. زمان دوم زمان ميش بود كه دلش مي‌خواهد ولي عمل نمي‌كند، تو هم دلت مي‌خواست كه حق مرا بدهي ولي عمل نكردي. و اما زمان سوم زمان ترازو بود و تو به وعده خودت عمل كردي. همه پاداش از آنِ تو.4

امام باقر (ع) با بيان اين حكايت مي‌خواهد بفرمايد كه در دوره گرگ‌صفتي حق امامت غصب شد، در دوره ميش‌صفتي مردم مي‌خواهند حق ما را بدهند ولي حال آن‌ را ندارند و در دوره سوم كه دوره عدالت است مردم حق ما را خواهند داد! اين‌ها دوره‌هاي سه‌گانه تاريخ امامت‌اند. مدار و محور اين دوره‌هاي سه‌گانه، مردم‌اند. اگر مردم تغيير كنند، زمان ظهور فرا خواهد رسيد. براساس اين حديث شريف، پيش‌شرط ظهور عدالت‌خواهي مردم است. امامِ عدالت، امت عدالت‌خواه مي‌خواهد. دولت عدالت، جامعه عدالت‌پذير مي‌خواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نمي‌پذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمل نمي‌كنند؛ همان‌گونه كه امام علي(ع) را تحمل نكردند.

اگر ظهور در جامعه فاسد روي دهد، امام مهدي(ع) نيز فرجامي چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيش‌شرط ظهور، توسعه عدالت‌خواهي است. گفتمان جامعه بشري بايد به گفتمان عدالت تبديل شود تا زمنيه ظهور حضرت مهدي(ع) فراهم گردد. البته حركت به سوي عدالت، حركتي مردمي و توده‌اي است كه در بدنه جامعه جهاني بايد صورت بگيرد. اگر چنين اتفاقي بيفتد، طبيعي است كه سران كفر و الحاد ساكت نخواهند نشست و ظلم و جور خود را دامنه‌دارتر خواهند كرد؛ همان‌گونه كه هم اكنون كفر جهاني براي مقابله با نهضت مهدويت برنامه‌هاي شيطاني طراحي و اجراي آن‌ها را آغاز كرده است و بدون ترديد اين روند موجب توسعه فساد مي‌گردد، هرچند از سوي ديگر موج عدالت‌خواهي و حركت به سوي منجي عدالت‌گستر نيز روبه افزايش است.

بنابراين، اين‌ تصور كه پيش‌شرط ظهور، توسعه فساد است، با متون ديني و عقل سليم ناسازگار است. فراگيري فساد، توصيف زمان ظهور است نه علت ظهور. برهمين اساس مفهوم انتظار يعني تلاش براي غالب كردن گفتمان عدالت و ترويج عدالت‌خواهي در مردم و جامعه منتظر جامعه‌اي است كه در راه توسعه عدالت‌خواهي و عدالت‌پذيري تلاش مي‌كند.5

در تورات و كتب انبياء پيرو تورات

 

1- در كتاب مزامير داود مزمور 27 چنين مي خوانيم:

 زيرا كه شريران منقطع خواهند شد. و اما وراث زمين خواهند شد . هان، بعد از اندك مدتي شرير نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهي كرد و نخواهد بود. اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند شد.

و نيز در همان مزمور 27 جمله 22 مي خوانيم:

.... متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد اما ملعونان وي منقطع خواهند شد و در جمله 29 در همان مزمور آمده:

صديقان وارث زمين شده ابداً در آن ساكن خواهند شد.26

2- در زبور داود مزمور 72 آن حضرت را به عنوان ملك زاده كه بزرگترين و كاملترين مظهر عدل الهي است معرفي نموده:

اي خدا شرع و احكام خود را به ملك و عدالتخود را به ملكزاده عطا فرما تا اينكه قوم تو را به عدالت و فقراء ترا به انصاف حكم نمايد ..... از دريا تا به دريا واز نهر تا به اقصي نقاط زمين سلطنت خواهد نمود. صحرانشينان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد ..... بلكه تمامي ملوك با او كرنش خواهندنمود و تمامي امم، او را بندگي خواهند كرد .... اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد و تمامي زمين از جلالش پر شود.27

مورد دعاي حضرت داود كه اي خدا شرع و احكام خود را به ملك عنايت فرما، همان نور قدوس حضرت محمد بن عبدالله0ص) است. و ملكزاده كه مظهر تمام عدل الهي خوانده شده دوازدهمين جانشين و فرزند وي محمد بن الحسن العسكري است.

3- در كتاب حيقوق نبي، فصل 7 مي خوانيم:

..... و اگر چه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمدو درنگ نخواهد نمود بلكه جميع امتها را نزد خويش جمع مي كند و تمامي را براي خويش فراهم مي كند.28

4- در كتاب اشعياي نبي فصل 11 در بحثي كه سراسر تشبيه است مي خوانيم:

و نهالي كه از تنه يسي بر آمده، شاخه اي از شاخه هايش قد خواهد كشيد. ذليلان را به عدالت حكم، و براي مسكينان زمين براستي تنبيه - و مايه بيداري - خواهند بود. كمربند كمرش عدالت، و وفا نطاق ميانش خواهد بود، و گرگ با بره سكونت داشته و طفل كوچك راعي (شبان) ايشان خواهد بود..... و در تمامي كوه مقدس من هيچ فرد ضرر و فساد نخواهد كرد زيرا كه زمين از دانش خداوند مثل آبهايي كه دريا را فرو مي گيرند پر خواهد شد.29

يسي به معناي قوي پدر حضرت داود بود. نهالي كه از تنه يسي خواهد روئيد و مورد بشارت وآيات فوق است، محتمل است يكي از اين 4 شخصيت؛ يعني: حضرت داود ، سليمان، عيسي و حضرت محمد بن الحسن العسكري(عليه السلام) باشند زيرا:

داود و سليمان، فرزندان پسري يسي و حضرت عيسي بن مريم، نواده دختري وي و حضرت محمد بن الحسن نيز از جانب مادرش، نرجس خاتون - كه دختر پادشاه روم و از نسل حضرت داود است - نواده دختري يسي مي باشد. موقعيتي كه در آيات فوق توصيف شده از آغاز بعثت تاكنون به مرحله ظهور نرسيده است.30 لذا مورد بشارت يقيناً حجه بن الحسن(عليه السلام) مي باشد.

5- در كتاب حكي نبي فصل 2 آيه 7 فرمايد:

تمامي امم را به هيجان مي آورم و مرغوب همگي طوائف خواهدآمد و پر مي كنم اين خانه را از جلال، امر خداي لشكرهاست.31

بر حسب نصوص متواتره اسلامي وكتب مقدسه انبياء، حامل لواء انقلابي جهاني و پرچمدار نهضت بي سابقه اي كه تمامي ملل جهان را به هيجان مي آورد و مرغوب و مورد انتظار جهانيان است، حضرت محمد بن الحسن، قائم و مهدي آل محمد(صل الله عليه و اله) مي باشد كه خانه خدا را پر از جلال كند و آيين خدا را در سراسر جهان منتشر سازد جز آنكه اهل هر ديانت وملتي مرغوب طوائف و منجي بشريت را به عنوان پيشواي خود معرفي نموده و پيمبر خود را حامل اين لواء مي پندارد.

6- در كتاب دانيال نبي فصل 12 : 13 1 نيز در مورد ظهور و رجعت آمده است كه:

از خوابندگان در خاك زمين بسياري بيدار خواهند شد بعضي جهت حيات ابدي و بعضي از براي شرمساري و حقارت ابدي.32

7- در كتاب وحي كودك (نبوئت هيلد)، حرف تاء ، اشاراتي مرموز به بعضي از علائم آخرالزمان و رجعت و شخصيت حضرت حجه (عليه السلام) دارد: بيايد ساعتي كه فرج قوي شود ونبوت بسيار گردد و مانند سيل جهان را پر كند، زياد شود شرافت و بسيار گردد جبروت وگشوده شوند اسيران و بنديان.

وحي فوق بشارت از يك عصر در خشان و سعادت عمومي جهان مي دهند كه عالم انسانيت، حيات نويني يافته و نتيجه و هدف انبياء الهي و رجال برجسته وحي يكجا و به تمام معنا آشكار گردد و فرج و نصرت الهي با نهايت قدرت وجبروت هويدا شود كه گويي تمامي پيامبران الهي به يكجا گرد آمده و آنچنان ايجاد انفجار و انقلاب روحاني و معنوي نموده اند كه آثار دعوت و تربيت آنان همچون سيل جهان را پر كرده و سراسر كره مسكون بشريت بزير پرچم حق و عدالت گرد آيند.33

8- كتاب سرود سليمان فصل 5 : 15 10

دهانش شيرين است ونامش محمد است ، اين محبوب من است و اين يار من است .....

لفظ محمد در بشارت فوق محتمل است راجع به محمد بن الحسن(عليه السلام) باشد كه نامش محمد است ومحامد پيامبران و برگزيده صفات و امتيازات آنان در وي جمع است.34

9- در كتاب صفيناه نبي فصل 3 فرمايد:

در آنوقت برگردانيم به قومها لب پاكيزه براي خواندن همه بنام خداي و عبادت كردن ايشان به يك دوش

2- بشارت كتب آسماني ديگر و دولت الهي آخرالزمان

 

1- در تورات وكتب ديني بني اسرائيل (مزامير داود و ....)

2- در اناجيل (متي ، لوقا، مرقس ، يوحنا و .....)

3- در كتب زرتشت (زند ، جاماسب نامه و .....)

4- در كتب هندوها (وشن جوك ، ددانگ و .....)

5- در كتب قديم چين و مصر و .....

6- در غرب و كتب غربي (كتاب نهضت منجي گري آمريكايي و .....)
 

بشارت قرآن وكتب مقدس آسماني به دولت الهي آخرالزمان

 بشارت قرآن وكتب مقدس آسماني به دولت الهي آخرالزمان

1- قرآن و دولت آخر الزمان:

قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت را به يك آينده درخشان و عصر مشعشعي نويد و بشارت داده اند، كه جهان در آن عصر ، روضه رضوان شود، نمونه اي از حيات در بهشت برين در همين جهان تشكيل گردد كه گويي جهان، آفرينش نويني به خود گرفته است.
در آن عصر ، زمام اجتماع كبير جهاني از دست بيدادگران بيرون رود و حكومت و داوري بدست با كفايت برگزيدگان خدا و پرهيزگاران افتد. و رياست و دولت حقّه الهيه و زمامداري جهان بشريت، به امر لازم الاجراء الهي در آن زمان، مخصوص موعود كل ملل و مرغوب عموم طوائف ، حضرت مهدي قائم آل محمد(صل الله عليه و اله) ، حجت بن الحسن العسكري خواهد بود.

قرآن كريم كه مهمترين منبع اسلامي است، در اين زمينه يك بحث كلي و اصولي دارد ، بدون اينكه وارد جزئيات بشود؛ يعني خبر از تحقق يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد.

چند نمونه از آياتي كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلاً از نظر مي گذرانيم:

1- وعدالله الذين آمنوا منكم وعملوالصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلهنم من بعد خوفهم أمناً يعبدونني لا يشركون بي شيئاً و من كفر بعد ذلک فأولئك هم الفاسقون1

(خداوند متعال آن دسته از شما مردم را كه ايمان آورده وكارهاي شايسته انجام دادند وعده داده كه قطعاً ايشان را حكمران روي زميني خواهد كرد همانگونه كه به پيشنيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و ديني را كبر براي آنان پسنديده پابرجا خواهد ساخت و خوف ايشان را تبديل به ايمني خواهد كرد .....)

مواردي كه در اين آيه از جانب خدا به انسانهاي صالح كه اعمال شايسته انجام داده شده اين امور سه گانه است:
1- استخلاف في الارض 2- تمكين دين 3- تبديل خوف به امنيت.

نبي اكرم(صل الله عليه و اله) فرمود: خواهد آمد روزي كه عهد ذلت و خواري ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگي مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدي است كه ازتمام مراتب دين چيزي نباشدكه نداند و يا داند ونفرمايد2. از حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) در تفسير اين آيه آمده است كه فرمود: اين آيه اشاره به قيام قائم(عليه السلام) است3.

2- هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي اللدين كله .....4

او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا بر تمامي اديان پيروزش گرداند .....

اميرمؤمنان علي(عليه السلام) هنگامي كه آيه هوالذي ارسل رسوله بالهدي ..... را تلاوت فرمود، از ياران خودپرسيد : آيا اين پيروزي ظاهر شده است؟ عرض كردند: آري! فرمود: نه، سوگند به كسي كه جانم به دست اوست اين پيروزي آشكار نمي شود مگر زماني كه هيچ آبادي روي زمين باقي نماند مگر اينكه صبح و شام بانگ لااله الاالله از آن بگوش رسد.5

حضرت امام باقر(عليه السلام) مي فرمايد: اين پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد(صل الله عليه و اله) خواهد آمد، آنچنان كه هيچ كس در جهان باقي نمي ماند مگر اينكه اقرار به محمد(صل الله عليه و اله) خواهد كرد.6

3- وقاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله ....7

و با آنان بجنگيد تا فتنه اي بر جاي نماند و دين يكسره از آن خدا گردد .....

محمد بن مسلم مي گويد به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم تأويل اين سخن پرودگار متعال كه در سوره انفال مي فرمايد و قاتلوهم حتي ..... چيست؟ حضرت فرمودند: هنوز تأويل اين آيه نيامده است پس زماني كه تأويل آن فرا رسد با كافران پيكار شود ومشركان كشته شوند تا به توحيد و خداي يگانه ايمان آورند و مشركي باقي نماند واين به هنگام ظهور قائم اهل بيت(عليه السلام) است.8

4- قال موسي لقومه استعينوا بالله واصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين9.

در كتاب غيبت نعماني از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: دولتنا آخرالدول ؛ دولت ما آخرين دولتهاست و اهل بيتي كه براي ايشان دولتي باشد باقي نمي مانند مگر آنكه پيش از ما سلطنت مي كرديم مي ديدند هر آينه سلوك مي نموديم مثل سوك اين جماعت و اين است قول خداي عز و جل و العاقبه للمتقين10..... پيامبر اسلام فرمود: القائم المهدي هو وارث الارض و ما فيها.11

5- اعلموا ان الله يحيي الارض بعدموتها .....12

امام باقر(عليه السلام) فرمود: خداوند زمين را بوسيله قائم(عجل الله تعالي فرجه) زنده كند پس او در زمين، عدل و دادگري كند وزمين را پس از مرگش از ظلم بوسيله عدل زندگي و حيات بخشد. 13

6- .... و له اسلم من في السموات و الارض طوعاً و كرهاً و اليه يرجعون.14

رسول اكرم(صل الله عليه و اله) مي فرمايد: روزي كه مهدي موعود امام قائم قيام كند به عدالت حكومت كند و در دوران حكومت او در روي زمين از جور و ستم اثري يافت نشود ..... و پيرو هيچ ديني در روي زمين باقي نمي ماند مگر اينكه اسلام مي آورد ..... آيا نشينده ايد كه خداوند سبحان مي فرمايد:

و له اسلم من في السموات و الارض ......15

7- و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.16

(و ما بعد از ذكر تورات در كتاب زبور - داود - نوشتيم كه بندگان صالحمان وارثان زمين خواهد بود.)

در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه فوق از امام باقر(عليه السلام) نقل است: هم اصحاب المهدي في آخرالزمان17 اين آيه و نظاير آن تصريح مي كنند كه بشارت دولت حقه امام زمان0عج) در كتب گذشته نيز ذكر شده است.

8- ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين. و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان وجنودهما منهم ما كانوا يحذرون.18

(ما اراده كرده ايم كه : بر ضعفاي زمين منت نهاده پيشوا و وارث زمينشان گردانيم و در زمين قدرتشان دهيم .....)

رواياتي چند در اين باره در تفاسير مجمع البيان و الميزان تصريح به اين دارد كه الذين استضعفوا في الارض اهل بيت مكرم رسول خدا(صل الله عليه و اله) و ائمه هدي(عليه السلام) مي باشند19 و آخرين ايشان حضرت حجه بن الحسن(عليه السلام) است كه در اولين لحظات پس از ولادتشان اين دو آيه شريفه را تلاوت فرمودند:20

9- أمن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء‌الارض أاله مع الله قليلاً ما تذكرون.21

حضرت صادق0ع) فرمود: اين آيه نازل شده درحق قائم اوست و الله مضطر هر گاه دو ركعت نماز بخواند درمقام ابراهيم(عليه السلام) و خداي را بخواند پس اجابت مي كند او را و برطرف مي كند سوء را و او را خليفه زمين مي گرداند.22

10- بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤمنين23

از اين آيات و آيات بسيار ديگر24 كه با استشهاد از روايات، در شأن حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه) نازل شده است دنيا روزي را در پيش دارد كه حكومت جهان بدست صالحان خواهد افتاد و شر و فساد به كلي از عالم انساني رخت خواهد بست. چنانكه رسول اكرم(صل الله عليه و اله) در بشارت به اصحابشان مي فرمايند:

ابشركم بالمهدي يملأ الارض قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.25

بدين ترتيب و با توجه به اينكه زمان ظهور نيز معلوم نيست و هر آن ممكن است اتفاق بيفتد، بنابراين امتهاي مختلف بجاي مأيوس شدن و دست روي دست گذاشتن بايد با جديت هر چه بيشتر در اصلاح امر خويش وتربيت ديگر افراد صالح جهت فراهم آوردن نيروهاي لازم براي تسخير عالم وپاكسازي دنيا از لوث وجود فاسدان و مفسدان، كوشا، جدي و مصمم باشند و هيچ گونه توجيه ودليلي براي مأيوس شدن ندارند.
 

مجموعه کلیپ های مذهبی دیگر

عاقبت روانشناسی غیر اسلامی
wmv 13,789
کیلو بایت
3gp 4,851
کیلو بایت
 
مستندی دیگر در مورد حجاب
flv .........
 
تشرّف علامه حلّی
به پیشگاه مقدس امام زمان (عج)
«در سه کیفیت متفاوت»
wmv
کیفیت بالا
19,579
کیلو بایت
wmv
کیفیت متوسط
13,268
کیلو بایت
3gp
برای موبایل
6,172
کیلو بایت
 
تشرّف علی بن مهزیار
به پیشگاه مقدس امام زمان (عج)
«در سه کیفیت متفاوت»
wmv
کیفیت بالا
28,248
کیلو بایت
wmv
کیفیت متوسط
20,701
کیلو بایت
3gp
برای موبایل
9,137
کیلو بایت
 
تشرّف اسماعیل هرقلی
به پیشگاه مقدس امام زمان (عج)
«در سه کیفیت متفاوت»
wmv
کیفیت بالا
41,527
کیلو بایت
wmv
کیفیت متوسط
27,874
کیلو بایت
3gp
برای موبایل
14,018
کیلو بایت
 
تشرّف محمد بن عیسی بحرینی
به پیشگاه مقدس امام زمان (عج)
«در سه کیفیت متفاوت»
wmv
کیفیت بالا
31,192
کیلو بایت
wmv
کیفیت متوسط
21,226
کیلو بایت
3gp
برای موبایل
10,598
کیلو بایت
 
تشرّف مقدس اردبیلی
به پیشگاه مقدس امام زمان (عج)
«در سه کیفیت متفاوت»
wmv
کیفیت بالا
16,326
کیلو بایت
wmv
کیفیت متوسط
11,327
کیلو بایت
3gp
برای موبایل
5,813
کیلو بایت
 
مستندی در مورد حجاب
(در دو قسمت)
برای پخش در کامپیوتر
wmv 10,496
کیلو بایت
wmv 10,639
کیلو بایت
برای پخش در موبایل
3gp 7,329
کیلو بایت
3gp 7,775
کیلو بایت
 
دلتنگ آقا
wmv 6,023
کیلو بایت
 
سخنان شهید مطهری
در مورد چهارشنبه آخر سال
(چهارشنبه سوری)
wmv 2,617
کیلو بایت
3gp 1,510
کیلو بایت
 
مقتل خوانی شهید حیکم
مقتل خوانی آیت الله حکیم
wmv 22,238
کیلو بایت
 
تاریخچه حرم حضرت معصومه (س)
wmv 9,857
کیلو بایت
 
همیشه عاشورا
«با دو کیفیت متفاوت»
wmv 9,365
کیلو بایت
wmv 4,567
کیلو بایت
 
همیشه عاشورا
«با دو کیفیت متفاوت»
wmv 9,343
کیلو بایت
wmv 4,568
کیلو بایت
 
«حجت الاسلام قرائتی»
اثبات شیعه در پاکستان
«با دو کیفیت متفاوت»
wmv 7,160
کیلو بایت
wmv 3,185
کیلو بایت


برای دانلود کردن کلیپ های فوق، روی آیکون کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.


نشانه‏ هايى از پايان (دنیا)

ترجمه: رامین  فرامرزی بهادر

اشاره :
در سالهاى اخير جهان مسيحيت شاهد بروز و ظهور موجى فزاينده ازتوجه به پيشگوئيهاى كتاب مقدس درباره آخرالزمان بوده است. موجى كه در آستانه سال 2000م و پايان هزاره دوم ميلادى به اوج خود رسيد.

در اين سالها در نشريات غربى و پايگاههاى اينترنتى مقالات فراوانى منتشر شده كه در آنها است پيشگوئيهاى كتاب مقدس با رويدادهاى عصر حاضر تطبيق داده شده و از حوادث مختلف سياسى، اجتماعى و زيست محيطى كه در سالهاى اخير در جهان رخ داده يا در حال رخدادن است به عنوان نشانه‏هاى آخرالزمان يا پايان دنيا ياد شده است.
با اذعان به اين مطلب كه برخى از اين مقالات با اهداف تبليغى و تبشيرى مسيحيان در جهان هماهنگى و همسويى دارد؛ براى آشنايى خوانندگان عزيز موعود، با نگاهى كه امروز در ميان مسيحيان درباره حوادث آخرالزمان وجود دارد، يكى از اين مقالات را انتخاب و در معرض قضاوت شما عزيزان قرار مى‏دهيم.

در خلال اعصار و قرون، شمارى از معلمان روحانى و غيبگويان، بصيرت خاصى نسبت به آينده دريافت كرده‏اند. يكى از عميق‏ترين اين بصيرتها نسبت به آنچه اتفاق خواهد افتاد، 2000 هزار سال پيش، در دامنه كوهى خارج از اورشليم اعطا شد. گروه كوچكى از حقيقت‏جويان در گرد معلمشان، عيساى ناصرى، جمع شده بودند. سؤالى كه از او پرسيدند، جوابى را در پى داشت كه سالها و قرنها، تا اين زمان كه ما در آن زندگى مى‏كنيم، ادامه دارد:
و همانطور كه او [عيسى] بر فراز كوه زيتون‏ها نشست، حواريون به سوى او آمدند، گفتند: به ما بگو نشانه‏هاى آمدن تو و پايان دنيا چه خواهد بود؟1
عيسى (ع) با شمارى از مشخصات جوابشان، را داد تا مراقب باشند. (عبارت پايان دنيا كه در اينجا به كار رفته به معناى پايان عمر كره زمين نيست، بلكه منظور پايان سلطه غير انسانى بشر بر روى زمين است). اگر چه بسيارى از نشانه‏هايى كه او داد، قرنها گريبانگير دنيا بوده؛ اما جالب توجه آن است كه شدت و كثرت اين نشانه‏ها اكنون افزايش يافته است:

1. افزايش جنگها

از جنگها خواهيد شنيد و شايعات جنگها؛ زيرا ملتى عليه ملتى بر خواهد خاست، و مملكتى عليه مملكت ديگر.2
هيچ مقطعى از تاريخ مانند قرن بيستم، شاهد افزايش تعداد جنگها نبوده است. طبق برآورد صليب سرخ جهانى، بيش از 100 ميليون نفر در جنگهايى كه از آغاز اين قرن به وقوع پيوسته است؛ جان خود را از دست داده‏اند.
از جنگ جهانى دوم تاكنون، بيش از 150 جنگ عمده و صدها شورش مسلحانه و انقلاب رخ داده است. از پايان جنگ جهانى دوم، ارقام كشته‏ها در نزاعهاى مسلحانه، بيش از 23 ميليون نفر است. طبق گزارش واشنگتن پست: جنگهاى قرن بيستم، جنگهاى تمام عيارى عليه جنگجويان و غير نظاميان بوده است... در حالى كه در قياس با آن، جنگهاى وحشيانه قرون پيشين مانند جنگهاى خيابانى بوده است.

2. گسترش خشكسالى
و نيز خشكسالى خواهد بود.3
اواخر سال 1996، بانك جهانى گزارش كرد كه روزانه بيش از 800 ميليون نفر گرسنه، در جهان به سر مى‏برند و بيش از 500 ميليون كودك، غذاى كافى براى رشد روانى و جسمانى دريافت نمى‏كنند. معاون بانك جهانى مى‏گويد: روزانه حدود 40 هزار نفر در جهان، بر اثر گرسنگى مى‏ميرند، كه غالباً در مناطق روستايى رخ مى‏دهد.

3. شيوع بيماريهاى مهلك
و نيز بيماريهاى مهلك خواهد بود.4
كمتر از 20 سال پيش، حرفه پزشكى مدعى بود كه بر بسيارى از بيماريهاى باكتريايى و ويروسى فائق آمده است، اما امروزه مواردى از بيماريهاى عفونى بيداد كرده است.
خبرگزارى آسوشيتد پرس گزارش مى‏دهد: ظهور انواع باكتريهايى كه نمى‏توان با آنتى‏بيوتيكهاى فعلى آنها را از بين برد، مى‏تواند خود، تبديل به تهديدى عليه سلامت عمومى و بدتر از بيمارى ايدز شود. بيماريهايى كه اخيراً گمان مى‏رفت بر آنها فائق آمده باشند، رفته رفته مهار ناشدنى مى‏شوند... دانشمندان انتظار چيزى كمتر از يك فاجعه پزشكى ندارند.
UN AIDS ، برنامه مشترك سازمان ملل عليه ويروس ايدز، در گزارش پايان سال خود در دسامبر 1996، عنوان كرد كه در آن سال، 1/3 ميليون مورد جديد از آلودگى به ويروس اچ. آى. وى. در تمام دنيا رخ داده است. در سال 1996، يك و نيم ميليون نفر از بيمارى ايدز مردند كه مجموع كسانى كه تاكنون در ارتباط با اين بيمارى مرده‏اند به 6/4 ميليون نفر مى‏رسد. براساس همين نوشتار، افزون بر 24 ميليون نفر مبتلا به ويروس اچ.آى.وى. يا بيمارى ايدز، اكنون در تمام دنيا زندگى مى‏كنند؛ اين آمار و ارقام به خوبى مى‏رساند كه از سال 1981 - كه اين بيمارى براى اولين بار شناسايى شد - تا كنون بالغ بر 30 ميليون نفر به آن مبتلا شده‏اند. سازمان بهداشت جهانى مى‏گويد: در تمام دنيا، روزانه بيش از 6000 نفر به اين بيمارى مبتلا مى‏شوند و اين سرايت روز به روز بدتر مى‏شود.

4. فراوانى زمين ‏لرزه
و در جاهاى متعدد زمين‏لرزه خواهد بود.5
سالنماى جهانى به ما مى‏گويد كه بين سالهاى 1000 تا 1800 ميلادى، تنها 21 زمين لرزه عمده وجود داشت. اما بين سالهاى 1800 تا 1900 تعداد آن 18 واقعه بود. بين سالهاى 1900 تا 1950، 33 زمين لرزه بزرگ به وقوع پيوست؛ تقريباً به اندازه آنچه در طى 1850 سال گذشته رخ داده است!
بين سالهاى 1950 تا 1991 ، 93 زمين لرزه بزرگ اتفاق افتاد، تقريباً 3 برابر تعداد آن در نيم قرن گذشته، و 1/3 ميليون نفر از مردم را در سراسر جهان، به كام مرگ فرستاد. بسيارى از دانشمندان هشدار مى‏دهند كه ما در حال حاضر به دوره‏اى از بلاياى زمين لرزه‏اى وارد مى‏شويم.

5. گسترش خشونت
دنيايى پر از خشونت6
يكى ديگر از شرايطى كه به گفته عيسى درست در زمان پيش از بازگشتش رواج خواهد داشت، خشونت وحشيانه است:
همانطور كه در ايام [دوره] نوح بود، در زمان آمدن پسر انسان نيز چنين خواهد بود.7
در ايام دوره نوح، زمين در برابر خداوند فاسد و پر از خشونت بود.8 روزنامه‏هاى امروز پر از تيترهايى از ماجراهاى غم‏انگيزى از خشونتهاى بى‏رحمانه است. امروزه ميزان آدم‏كشى و خودكشى سالانه در آمريكا، تقريباً به اندازه مجموع كشته شدگان امريكايى در طول جنگ ويتنام است. تنها در 30 سال گذشته، خودكشى و قتل، جان بيش از يك ميليون و دويست هزار امريكايى؛ يعنى بيش از تمام مردانى را كه در كل جنگهاى تاريخ امريكا كشته شده‏اند، گرفته است.

6. ابلاغ مژده انجيل
سرانجام وقتى مژده انجيل به گوش همه مردم جهان رسيد و همه از آن باخبر شدند، آنگاه دنيا به آخر خواهد رسيد.9
بر خلاف رشد غم‏انگيز جنگها، خشكسالى، طاعون و زمين‏لرزه‏هايى كه به گفته عيسى، آغاز غمها10 است، ابلاغ موعظه انجيل به تمام ملتها، نشانه‏اى ويژه براى زمانى است كه دنيا حقيقتاً به پايان خود برسد.
هيچ‏گاه در طول تاريخ مانند الآن، انجيل در سراسر دنيا و براى كل ملتها خوانده نشده بود؛ اگر چه مستقيماً به وسيله مبلغان مسيحيت انجام نمى‏گيرد، اما با وسايل ارتباط جمعى نوين از قبيل: راديو، تلويزيون و ارتباطات راه دور، انجام مى‏گيرد. طبق سالنامه جهان مسيحيت، پيام انجيل هم‏اكنون براى 4 ميليارد نفر؛ يعنى عملاً براى تمام كشورها موعظه شده است. آنگاه پايان فرا خواهد رسيد.

7. افزايش مسافرتها
بسيارى به جلو و عقب خواهند دويد.11
حوالى 534 پيش از ميلاد مسيح، خداوند به پيامبرش دانيال گفت: در آخر زمان، بسيارى به جلو و عقب خواهند دويد و دانش زياد خواهد شد12. عبارات بسيارى به جلو و عقب مى‏دوند، به لحاظ لغوى يعنى به سرعت در اطراف در تكاپو هستند يا به قول ليوينگ بايبل13: مسافرتها افزايش خواهد يافت.
در نظر بگيريد وسايل حمل و نقل مردم هزاران سال بود كه تغيير اساسى نكرده بود، با اين نگرش اهميت اين پيشگويى آشكار مى‏شود. امروزه مى‏توانند ظرف 24 ساعت دور دنيا را طى كنند؛ فضا پيما قادر است در 80 دقيقه كره زمين را دور بزند!
تعداد مردمى كه امروزه اقدام به سفر مى‏كنند، بى‏سابقه است. به گفته متخصصان اقتصادى، مسافرت و گردشگرى، امروزه بزرگ‏ترين و پر انرژى‏ترين صنعت در دنياست.

8. فزونى دانش
دانش زياد خواهد شد.14
افزايش دانش در سالهاى اخير، تقريباً خارج از تصور ماست! واژه بار سنگين اطلاعات براى نسل ما وضع شده است. هم اكنون روزانه، معادل بيش از 300 ميليون صفحه از اطلاعات، به شبكه اينترنت فرستاده مى‏شود. هم اكنون هشتاد درصد از كل دانشمندان بشريت، در قيد حيات هستند و در هر دقيقه، 2000 صفحه به علوم بشر اضافه مى‏كنند. حدوداً نيمى از دانش پزشكى، هر ده سال يك بار منسوخ شده از دور خارج مى‏شود.
فناورى رايانه، انفجار دانشى را كه در زير بار آن قرار داريم ترسيم مى‏كند. در سال 1948، ترانزيستور يا واحد ساختمانى اصلى رايانه‏ها، در آزمايشگاههاى بل ابداع شد. در سال 2000، هر تراشه پردازشگر، شامل يك ميليارد ترانزيستور خواهد بود.

9. ظهور ضد مسيح
ضد مسيح مى‏آيد15
نشانه با اهميت و پايانى آخر زمان كه چندين فصل انجيل به آن اختصاص يافته است، ظهور حكومت واحد جهانى به سركردگى يك مستبد اهريمنى، موسوم به ضد مسيح يا جانور است. به گفته كتاب مكاشفه، تمام دنيا، شيطان را در قالب اين رهبر حيوان‏منش جهانى، پرستش خواهد كرد.
به گفته انجيل، پيمان يا موافقت‏نامه صلح ابتكارآميزى به مدت هفت سال، نقشى محورى در ادعاى ضد مسيح در رهبرى جهان دارد. اين توافقنامه، بحران خاورميانه را موقتاً با صلحى ميان اسرائيل و كشورهاى عرب همسايه، حل خواهد كرد. كوه مورياه در اورشليم (بيت‏المقدس)، كه زمانى معبد يهوديان در آن قرار داشت و همانجا كه قبهالصخره مسلمانان هم اكنون وجود دارد، نقطه كانونى خواهد بود.
سه سال و نيم پس از وضع پيمان، ضد مسيح آن را لغو خواهد كرد. آنگاه بيت‏المقدس را پايتخت بين‏المللى خود خواهد نمود و غير از پرستش خود و تصوير عرفانى‏اش، تمام اديان را ممنوع خواهد كرد. اين تصوير به طريقى نيرو مى‏گيرد تا هم صحبت كند و هم سبب كشته شدن كسانى شود كه از پرستش او سرباز مى‏زنند.16 عيسى گفت اين هنگام، زمان مصيب بزرگ است، آن چنان كه از زمان پيدايش جهان وجود نداشته است17.

10. پيدايش نشانه جانور
او موجب مى‏شود تا همگان نشانى بر روى دست راست يا روى پيشانى‏شان دريافت دارند، به طورى كه هيچ‏كس نمى‏تواند بخرد يا بفروشد مگر كسى كه نشان يا نام جانور، يا شماره اسم او را داشته باشد... شماره او 666 است18.
اين پيشگويى مطلبى را توصيف مى‏كند كه تا پيش از اين هيچ‏گاه امكان‏پذير نبود. دو هزار سال پيش، يوحناى حوارى، ماهى‏گيرى ساده، پيشگويى كرد كه روزگارى، نظام اقتصادى جهانى‏اى ظهور خواهد كرد كه هر كس در لواى آن مجبور است شماره‏اى دريافت كند و بدون آن قادر به خريد و فروش نخواهد بود. تنها از زمان پيدايش رايانه‏ها و بانكدارى الكترونيكى، چنين اتفاقى، امكان رخ دادن داشته است.

11. ظهور ثانوى [مسيح]
بلافاصله پس از مصيبت [بزرگ]... آنها پسر انسان را خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مى‏آيد و او برگزيدگان خود را گرد هم خواهد آورد19.
تيره‏ترين ساعت دنيا به ناگاه با طلوع سپيده دم روز روشنى كه عيسى مسيح باز مى‏گردد، پايان مى‏يابد. تمام كسانى كه به او تعلق دارند، بطور معجزه‏آسايى به بدن‏هاى مافوق طبيعى تبديل شده، از آزار دهندگان ضد مسيح خود، رهايى مى‏يابند و به تماشايى‏ترين جشن پيروزى‏اى كه تا به حال برگزار شده است، به شام ازدواج بره در بهشت، انتقال خواهند يافت!20.
در آن زمان خشم خوفناك خداوند بر ضد مسيح و پيروان اهريمنى او خواهد افتاد و منجر به بازگشت عيسى به زمين مى‏شود تا امپراتورى واحد جهانى آنها را، در مواجهه‏اى بهت‏انگيز، موسوم به نبرد آرماگدون، شكستى تمام عيار داده، نابود سازد.
اين چنين، حكمرانى بى‏رحمانه انسان بر روى زمين، پايان مى‏پذيرد و عيسى و نيروهاى مافوق بشرى، دنيا را در اختيار گرفته و با عشق بر آن سلطنت و حكومت خواهند كرد. بدين ترتيب دوره‏اى موسوم به هزاره، يا هزار سال صلح و فراوانى و بهشت، براى همگان آغاز خواهد شد.21.

نقش زنان در دوران غيبت صغرى  و نقش زنان در دوران ظهور و زنان سرافراز و انتظار فرج

در دوران سخت غيبت صغرى، در روزهايى كه شيعيان پس از دويست و شصت سال با يك آزمايش بزرگ رو به رو بودند و مى‏بايست با غيبت امام خو كنند، يك زن به عنوان مفزع و پناه معرفى مى‏شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، است. در اين دوره، اگر چه امام هادى و امام حسن عسكرى، عليهماالسلام، زمينه غيبت را از پيش فراهم كرده بودند و شخصيتهاى مورد اعتمادى همانند عثمان‏بن سعيد عمرى و پسرش محمد بن عثمان رابه‏عنوان وكيل معرفى كرده بودند، به‏دلايلى از موقعيت مادر امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، معروف به جدّه، استفاده شد و وى پناه شيعه معروف گرديد. ازگفتگوى احمد بن ابراهيم با حكيمه دختر امام جواد، عليه‏السلام، برمى‏آيد كه پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، همچنان بسيارى از كارها به‏دست مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، انجام مى‏شده است ولى در حقيقت ازطرف حضرت حجهبن‏الحسن، عليه‏السلام، و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.
شيخ صدوق، رحمهالله‏عليه، از احمد بن ابراهيم نقل كرده است كه در سال 262 ق. بر حكيمه دختر امام جواد، عليه‏السلام، وارد شدم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسيدم. او همه آنها را يكايك شمرد و آنگاه حجهبن‏الحسن بن على را نيز نام برد...
از او پرسيدم: اين فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غيب است. گفتم پس شيعه به چه كسى پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكرى، عليه‏السلام. سپس افزود: اين دستور از سوى امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، و به‏پيروى از امام حسين، عليه‏السلام، صورت گرفته است. زيرا امام حسين، عليه‏السلام، در ظاهر براى حفظ جان فرزندش امام سجاد، عليه‏السلام، به خواهرش زينب كبرى، عليهاالسلام، وصيت كرد و درنتيجه تا مدتى هرآنچه از امام زين‏العابدين، عليه‏السلام، صادر مى‏شد به حضرت زينب، عليهاالسلام، نسبت داده مى‏شد تا امر پنهان باشد1 و حساسيت‏ها نسبت به امام سجاد، عليه‏السلام، كمتر شود. اين امتياز براى جدّه باقى بود تاآنكه كسانى مانند عثمان‏بن سعيد و ديگر سفرا و نايبان خاص امام زمان، عليه‏السلام، در بين شيعيان شناخته شدند و منزلت يافتند.
پس از شهادت امام عسكرى، عليه‏السلام، يك بانو، نظر دستگاه خلافت بنى‏عباس را نسبت به تعقيب امام زمان تغيير داد. نوشته‏اند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، فرزند خردسالى از آن حضرت باقى مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگيرى صيقل (يكى از كنيزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه براى اينكه موضوع براى آنها پوشيده ماند، گفت من حامله هستم. از اين‏رو آن كنيز را به‏دست أبى الشوارب، قاضى وقت، سپردند تا از او مراقبت كند. در مدتى كه صيقل زيرنظر قاضى نگهدارى مى‏شد دستگاه خلافت با مرگ عبيد بن خاقانى و شورش صاحب الزنج روبه‏رو شد و صيقل از وضعيت آشفته سود جست و فرار كرد.2

 

نقش زنان در دوران ظهور

حال سزاوار است بدانيم زنان در حكومت قائم آل محمد، عليه‏السلام، چه مى‏كنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند؟ از كجا مى‏آيند و چه مسؤوليتى برعهده دارند؟ براساس برخى از روايات، حضور و نقش اين زنان ازنظر زمان و موقعيت، چهارگونه است:

الف) حضور پنجاه زن در بين ياران امام
اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مى‏شتابند آنهايند كه در آن ايّام مى‏زيسته‏اند و همانند ديگر ياران امام، عليه‏السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به‏خدمت امام، عليه‏السلام، مى‏رسند. در اين‏باره دو روايت وجود دارد:
روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود:
يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس إليه كالطّير الوارده المتفرقه حتّى يجتمع إليه ثلاث مأه و أربعه عشر رجلاً فيه نسوه فيظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار...3
در آن هنگام پناهنده‏اى به حرم امن الهى پناه مى‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى‏برند به‏سوى او جمع مى‏شوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده‏نفر گرد مى‏آيند كه برخى از آنان زن مى‏باشند كه بر هر جبار و جبار زاده‏اى پيروز مى‏شود.4
روايت دوم: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر، عليه‏السلام، در بيان برخى نشانه‏هاى ظهور نقل كرده كه:
و يجيى‏ء واللَّه ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فيهم خمسون امراه يجتمعون بمكه على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف يتبع بعضهم و هى‏الآيه الّتى قال اللَّه: أينما تكونوا يأت بكم اللَّه جميعاً إنّ اللَّه على كلّ شى‏ء قدير...5
به‏خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مى‏آيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى‏كند. زيرا او بر هر كارى توانا است.

پنجاه زن از سيصد و سيزده نفر
!
نكته شگفت در اين دو روايت اين است كه مى‏فرمايد: سيصد و سيزده مرد گرد آيند كه پنجاه نفر ايشان زن هستند!
دوم آنكه: در روايتى كه نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زنى وجود ندارد.6
در پاسخ اين شبهه مى‏توان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند. زيرا اولاً امام، عليه‏السلام، مى‏فرمايد: فيهم؛ يعنى در اين عده پنجاه زن مى‏باشد.
دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد كه بيشتر اين افراد مرد هستند و اين كلمه از باب فزونى عدد مردان، چنين ذكر شده است.
سوم: اگر مقصود همراهى خارج از اين عده بود امام مى‏فرمود: معهم، نه اينكه بفرمايد فيهم، زيرا اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده‏اند و همه ياران و فرماندهان عالى‏رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسيار بالايى هستند كه برخى با ابر جابه‏جا مى‏شوند و اينها بدون شك با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند. بنابراين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند براى آنها رتبه و موقعيت ويژه قائل شده‏ايم و اگر بگوييم در زمره ياران ديگر حضرت باشند از امتياز كمترى برخوردارند.

ب) زنان آسمانى
دسته دوم چهارصد بانوى برگزيده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى‏عصر، عليه‏السلام، در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسى، عليه‏السلام، به زمين مى‏آيند.
ابوهريره از پيامبر، صلّى‏اللَّه عليه و آله، روايت كرده كه:
ينزل عيسى بن مريم على ثمان ماه رجل و أربع مائه امرأه خيار من على الأرض و أصلح من مضى.
عيسى‏بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته‏ترين افراد روى زمين فرود خواهد آمد.
آيا اين زنان از امتهاى پيشين هستند يا امت اسلامى زمان پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، و معصومين، عليهم‏السلام؛ يا از دورانهاى مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‏اند و براى عهده‏دارى منصبى در حكومت حضرت مى‏آيند يا براى مسايل ديگر؟ اينها پرسش‏هايى است كه اين حديث از آنها چيزى نمى‏گويد.

ج ) رجعت زنان
سومين گروه از ياوران حضرت بقيهاللَّه، عليه‏السلام، زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دسته‏اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به‏ميان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى‏شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.
طبرى در دلائل الامامه، از مفضل‏بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود:
همراه قائم [آل محمد، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله] سيزده زن خواهند بود.گفتم آنها را براى چه كارى مى‏خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به‏عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد. فرمود: قنواء دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه [مادر عمار ياسر]، زبيده‏ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.7
صيانه ماشطه در زمان حضرت موسى مى‏زيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداى بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان على، عليه‏السلام، و قنواء در زمان امام حسن و امام حسين، عليه‏السلام، و بقيه در زمان‏هاى ديگر زندگى مى‏كرده‏اند.
اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد.
در اين روايت امام صادق، عليه‏السلام، از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مى‏كند. در كتاب خصايص فاطميّه8 به‏نام نسبيه، دختر كعبه مازينه، و در كتاب منتخب‏البصائر به‏نام وتيره و أحبشيه اشاره شده است.9
 


 

ادامه نوشته

آخرالزمان و امام مهدى، عليه ‏السلام

به انگيزه انتشار كتاب امام‏ مهدى، عليه ‏السلام، از ولادت تا ظهور نوشته سيد محمدكاظم قزوينى، ترجمه حسين فريدونى

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل اين امر عظيم (امام مهدى، عليه‏السلام).

آخرالزمان‏ اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله، تا وقوع قيامت را شامل مى‏شود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده‏اند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى‏دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آينده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه‏ بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون كمال‏الدين‏ شيخ صدوق و كتاب‏الغيبه‏ شيخ طوسى، رحمة‏الله‏عليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. (2)

در نظر متاخران بينا بودن در مورد نشانه‏هاى زمان‏ و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از ذات‏ و در اوج تحمل جوهر مادى‏ و كميت منطوى در كثرت‏ قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مى‏رود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد.

شناخت آخرالزمان‏ يا فرجام شناسى (Eschatologie)در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است.

با عنايت‏به آنچه بيان شد، آخرالزمان‏ پايان همه چيز نيست، بلكه ترميم جهان است. گويى جهان ناگهان تعادل خود را باز مى‏يابد و به حالت اوليه باز مى‏گردد. همه آشفتگيهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با ديدى افتراقى ملاحظه شود. ولى چنانچه اين بى نظميها در قبال نظم كل كه سرانجام همگى به آن باز مى‏گردند، قرار گيرد جنبه منفى خود را از دست مى‏دهد و جزو عوامل مقوم و به يك معنى فانى در مرحله ظهور مى‏شود.

به تعبير رنه گنون‏ در كتاب آخرالزمان يا عصر سيطره كميت‏ دوران دجال نهايت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپايدار و موقت است - هر چند كه نمى‏توانست جز آنچه واقعا هست چيز ديگرى باشد - و فقط جنبه خير و سعادت كه پايايى و قطعيت دارد و به سامان مى‏رسد، به قسمى كه محال است‏سرانجام غالب نشود.

نگاهى به دردها و آلام بشر انديشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاك آدمى چنين مى‏نماياند كه در ميان همه خواسته‏هاى ضد و نقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند. همه اقوام و ملل و رژيمهاى سياسى يكصدا خواهان آزادى‏اند. آزادى برابر با حضور ضرورت حقيقت در وجود آدمى. آزادى‏اى كه جوهر انسان مختار است و امكان عروج او را فراهم مى‏آورد. آزادى رهايى بخش (4) و مقوم انديشه و حكمت. رهايى انسانى كه مى‏خواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت. آزادى اصيل و واقعى كه نهفته در اطاعت‏حق است. از اين رو دستيابى به سعادت به معناى دستيابى به رحمت و عدالتى است‏كه خداوندآن را مقرركرده‏است.

زندگى در جهانى متعالى است كه در آن آدمى به كمال حقيقى و واقعى‏اش برسد، و از اندوه و اضطراب پنهان (aneiety) كه مى‏داند نمى‏تواند امنيت‏حقيقى را با سازمان دادن به زندگى شخصى و اجتماعى به دست آورد. وقايع و مقدراتى وجود دارند كه آدمى نمى‏تواند آنها را در زير قدرت خود بگيرد. نمى‏تواند كارهاى خود را دوام بخشد، زندگى‏اش زودگذر است و فرجام آن مرگ. هيچگونه امنيت متاثر از اراده بشر وجود ندارد و دقيقا همين نگرانى اصيل است كه باعث مى‏شود انسانها با تمام وجود در آرزوى امنيت‏باشند. (5)

چرا امروز كه فن آورى و توانايى بشر نسبت‏به قرون گذشته و دهه‏هاى قبل پيشرفت چشمگير و غير قابل مقايسه‏اى نموده است و مباحثى همچون دموكراسى، قانون، حقوق بشر، جامعه مدنى و... بمراتب بيش از گذشته با ابتناى به تحليلها و فلسفه‏هاى گوناگون مطرح مى‏شود، با اين همه در غرب پيشرفته و فرهيخته سخن از هبوط آدمى، ظهور نيست انگارى و بلايا و مصائب جهانى، سر در گمى بى پايان آدمى در ساختار و دستور زبان و واژه‏هاى كلامى، مجهول انگارى جهان، پيچيدگى روزافزون شناخت هستى و دور از دسترس شدن تدريجى آن، افزايش مستمر تراژدى بشرى، حاكميت روز افزون عقلانيت ابزارى، از دست رفتن آخرين رمق حيات معنوى جهان و تبديل شدن انسان به توده‏ها (Mass) ، عصر غيبت‏ساحت قدس و فرا رسيدن زمانه شب عالم و... مى‏شود؟

آيا در نظم كنونى ارباب و رعيتى مدرن! شوريدگى انديشه بشرى و تلاطم بى وقفه روان او، در بازار پر ازدحام مكاتب فلسفى، روانشناسى، مردم شناسى، جامعه شناسى و... و افزايش سهمگين ميل به قدرت و استيلاى بر ديگران و تعارضات و مناقشات بى معنا و... و نهايتا سرخوردگى از همه چيز، رو به فزونى نيست؟

شايد تصور شود كه مقصود از ظهور حضرت مهدى، عليه‏السلام، پايان همه اين آلام در طرفه العين و به يك نگاه و اشاره ايشان است. اين البته از توان ايشان به دور نيست; اما شايد تحقق امر صورت ديگرى نيز داشته باشد. اگر گفته مى‏شود كه بسيارى از ابواب علم تا كنون گشوده نشده و به دست امام موعود باز خواهد شد; گشايش اين ابواب چه منظرى را پيش روى آدمى مى‏نهد؟ گسترش ظهور ولايت‏ در سراسر جهان و استقرار يكپارچه و فراگير آن چه آثار و بركاتى دارد؟

چه تغيير و تحولى در افكار و انديشه‏ها و كنشها و واكنشهاى فردى و اجتماعى انسان عصر ظهور پيش خواهد آمد؟

آيا در روزگار ظهور ولايت‏ نمى‏توانيم شاهد درمان اساسى روان آدمى و اعطاى آزادى‏، امنيت‏ و آرامش‏ واقعى باشيم؟

آيا نمى‏توان تصور نمود كه مغز شيرين ايمان‏ و كنه عفن گناه‏ برملا مى‏گردد و هم او، مفاهيم متعالى زيبايى‏، زندگى‏ و حتى اسلام‏ را نه در قالب الفاظى چند، بلكه با غوطه‏ورى در عمق و ذات آنها تبيين مى‏كند و شهد حيات طيبه‏ را در كام تشنه انسانها فرو مى‏چكاند و عصر روشنايى را آغاز كرده، سر در گمى او را پايان بخشيده و آغازگر عصر ظهور ساحت قدس و تعالى انسان متكى به ايمان - و نه بى اختيار در امواج توده‏ها و مسيطر بر عقلانيت ابزارى و نه محكوم آن - خواهد بود؟

درباره حضرت مهدى، عليه‏السلام، كتابهاى فراوانى در ميان مسلمانان نگاشته شده كه در برگيرنده موضوعات ذيل‏اند:

آيات و احاديث مربوط به ابعاد مختلف زندگى حضرت، اثبات وجود آن حضرت، بشارات اديان، ولادت، غيبت، طول عمر، نواب اربعه، راه يافتگان به حضور ايشان، توقيعات مباركه، ضرورت شناخت ايشان، فلسفه مهدويت، ملاحم و فتن، علائم ظهور، وظايف منتظران، اصحاب و ياران، عصر ظهور، رجعت، ادعيه و نحوه توسل به آن حضرت، اشعار درباره امام عصر (6) و... اما ترديدى نيست كه بيشترين و دقيق‏ترين سهم به مؤلفان شيعى اختصاص دارد كه با اتكا به معارف اهل بيت، عليهم‏السلام، جزئيات بيشترى را درباره اين موعود عظيم و دوران ايشان ارايه مى‏نمايد.

و اما اينك كه در مرحله تحولات وسيع و پيچيده‏اى در سراسر جهان در پرتو نهضتى مبتنى بر انتظار شيعى قرار داريم، سنجش وضعيت و موقعيت، ضرورتهاى ديگرى را نيز ايجاب مى‏كند. زيرا به تشريح نظرى، جامعه شناسى و فلسفى موضوع نيازمنديم، هم به صيرورت اعتقاد به مهدويت در ميان اديان الهى و تذكر بر تحريف و غفلتى كه صورت گرفته است و به تعبير قرآنى، يعرفونه كما يعرفون ابنائهم‏ (7) ، و هم تبيين ضرورت شناخت و بيان مشخصات دقيق امام، عليه‏السلام، و برنامه‏هاى ايشان و بويژه ارايه تركيبى از انتظار ظهور با سرنوشت‏بشر زمان غيبت در فرايند عملكرد اجتماعى امروز. بايد توجه داشت در اين جايگاه بسيار مهم و حساس، بايد از راه تركيب داده‏ها به نحو صحيح و خردورزانه و با پيراستن آن از خرافات و اوهام و قشرى‏گرى، همراه رويكردى عميق به اصل مظلوم ولايت‏ و بويژه درك درست از غيبت ولى خدا و اثرات آن در زندگى فردى و اجتماعى، مجموعه‏اى را فراهم آورد كه ضمن عرضه مناسب معارف قرآنى و تعاليم و سنت اهل بيت، عليهم‏السلام، ظرافتها و نحوه حفظ ايمان در دوره آخرالزمان و غيبت را نيز مشهود سازد.

كتاب امام مهدى، عليه‏السلام، از ولادت تا ظهور با هدف معرفى اين وجود عاليقدر به خامه استوار دانشمند فقيد و محقق بزرگوار، مرحوم سيد محمدكاظم قزوينى در 24 فصل به شيوه‏اى تحقيقى و پر احساس به عربى نگاشته شده و توسط مترجم محترم آقاى دكتر حسين فريدونى‏ به فارسى برگردانده شده است.

كتاب مزبور كه از تبويب مناسبى برخوردار است مطالب ارزنده‏اى درباره نام و نسبت‏حضرت مهدى، عليه‏السلام، بشارت به وجود مقدس ايشان، تولد و نهان زيستى كوتاه مدت و نايبان چهارگانه و ديداركنندگان ايشان در آن ايام، يبت‏بلندمدت و ديدار كنندگان حضرتش در اين ايام، طول عمر و علائم ظهور آن وجود مقدس، متمهديان، نحوه ظهور و استيلاى ايشان بر قدرتهاى روزگار ظهور، جامعه عصر ظهور، زمامدارى و پايان عمر مباركشان را به خوانندگان ارايه مى‏نمايد.

كتاب با استفاده از تجربيات كتب قبلى، از منابع ارزنده و دست اولى برخوردار است و به همت ناشر محترم و ذوق و سليقه وافر ايشان به نحو آراسته و پاكيزه‏اى حروف نگارى و صفحه آرايى شده و با فهرستهاى‏متعدد تكميل گرديده‏است.

از جمله خصوصيات كتاب و روش مؤلف چنين است كه تقريبا اكثر احاديث و اخبار مربوط به حضرت مهدى، عليه‏السلام، را آورده و سپس آنها را تحليل و بعضا تاويل و تفسير مى‏كند. اما كمتر حديثى را از حيث رجال سند مورد بررسى قرار مى‏دهد. هر چند كه اتكا بر اخبار، روش اصلى مؤلف محترم است اما نكته در خور توجه آن كه در همين چارچوب نيز سعى بر ارايه منطقى روايت و يا تاويل عقلانى آن مى‏نمايد. در بخش زندگى جامعه در عصر ظهور مباحثى مطرح شده است (8) كه بعضا از پشتوانه روايى و استدلالى محكم و روشنى برخوردار نيست و بيشتر نظر مؤلف محترم در قالب اما بايد توجه داشت علاوه بر آنكه اعتبار و سنديت‏برخى از اين روايات قابل تامل است، به تعبير برخى بزرگان، بسيارى از رس‏ث/ح .ت‏سا ه‏دش ن‏ايب ،م‏لاسلاه‏يلع ،ن‏امز م‏اما روهظ م‏يلاع ه‏نيمز رد ت‏اياور ى‏خرب رب اكتا اب ى‏دنچ ب‏لاطم روهظ ى‏اهه‏ناشن ل‏صف رد ح<>ح )8( شرايط و يا علايم ظهور قطعى نيست و بدايى و تغيير يافتنى است. زيرا چه بسا، مردم با توجه به اين شرايط خود را در زمان امكان ظهور احساس نكنند در حاليكه توجه مستمر به امام، عليه‏السلام، و درخواست ظهور ايشان به هيچ وجه نبايد محدود به شرايط و اوضاع خاص باشد. اين امرى است كه تنها به اراده خداى يكتا بستگى دارد و لذا بايد تحقق آن را از مشيت الهى بى آنكه مانعى در كار باشد، درخواست نمود. از مهمترين مباحث درباره امام عصر، عليه‏السلام، بعد از شناخت آن حضرت، آشنايى با تعهدات و وظايفى است كه در قبال ايشان داريم. اين تعهد و عمل به آن در عنوان انتظار خلاصه مى‏شود و درك و تحليل عميق آن، بويژه شناخت دوران غيبت - كه خود ابتلايى بزرگ براى بشر بوده است - براى هر مؤمنى ضرورت دارد. اما به نظر مى‏رسد كه موضوع اساسى و مهم انتظار. بيان وظايف مسلمانان در عصر غيبت از جمله مباحث ناگفته اين كتاب است. بر اين نكته بايد فقدان بحث مهم ضرورت شناخت مهدى، عليه‏السلام‏ در اوايل كتاب و موضوع توقيعات مباركه امام‏ را نيز بيفزاييم.

به هر حال، در مجموع كتاب از روح و طراوت ويژه‏اى برخوردار است كه قطعا برخاسته از شيفتگى مؤلف و مترجم محترم به ساحت مقدس امام عصر، عليه‏السلام، است. بدين سبب مطالعه كتاب مزبور براى طالبان معرفت امام غايب، قطعا مفيد و سودمند است همانند اثر ديگر مرحوم سيد محمدكاظم قزوينى درباره زندگى حضرت فاطمه زهرا، سلام ‏الله ‏عليها، و شهادت آن بزرگوار به ترجمه همين مترجم محترم قرين معنويت و عرض ارادت به ساحت قدس صمت‏خواهد بود.

اولین جملات حضرت مهدی(عج) پس از ظهور

جهان بشریت وقتی به ثمر می‌رسد و میوه شاداب می‌دهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیره ای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است،‌ نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود سلام الله علیه است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، و گرنه منتظر نخواهد بود!

اوّلین شرط، رشد فرهنگی امت اسلامی است؛ زیرا امام که معارف الهی را عرضه می‌کند، وقتی جامعه از رشد فرهنگی والائی برخوردار باشد، بهتر می‌فهمد، و بهتر دفاع می‌کند. نه خود گرفتار جهل و تجاهل خواهد شد، نه اجازه می‌دهد دیگران از جهل و تجاهل عوام یا عوام زده سوء استفاده کنند؛ این اوّلین وظیفه است. و دوّمین وظیفه شهامت و شجاعت است در اجرای مَنویات پیامبر گرامی اسلام علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء، که در حقیقت احکام و حِکَم الهی است. این دو اصل را به عنوان بهترین شرایط انتظار و تحصیل چنین شرایط، اسلام برای ما مقرر کرده است.

از وجود مبارک امام باقر (ع) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور می‌کند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد، و دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود، که عقل اینها و اندیشه اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود، و خردمندان مُتبحّر و حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی می‌گذرد و حکومت می‌کند، «فرهنگ دینی» است. با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کرده‌اند. طبق این روایتی که از امام باقر (ع) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست نشناسند، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند، توفیق انتظار ولی عصر أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.

دوّمین شرط که مربوط به مدیریت و مدبریّت و شهامت و شجاعت در اجرای احکام الهی است، بیانی است که باز از وجود مبارک امام باقر سلام الله علیه رسیده است که یاران راستین ولی عصر و اصحاب آن حضرت،‌ اَجری مِنْ لِیثْ وَ اَمضَی مِنْ سِنانْ (1). یعنی از شیر شجاع تر، و از نیزه تیز ترند. نمونه اینگونه از شهامت‌ها را در دفاع مقدّس 8 ساله، مردم ایران اسلامی نشان داده‌اند. زن و مرد، بزرگسال و میانسال و نوسال نشان دادند که برای حفظ دین می‌توان از شیر با شجاعت‌تر بود، و از نیزه تیز تر بود، و هر گونه خطری را با جان خرید! پس اگر از نظر رشد فرهنگی به آن نِصاب راه یافتند، و از نظر شهامت و شجاعت به این نِصاب بار یافتند؛ آنگاه شرایط ظهور را تحصیل کرده‌اند.

طنین دعوت مردم به مبدأ و معاد


وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه می‌کند، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان می‌رسد، این است: اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ (2). اوّلین حرف این است: مردم! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر(3) است، متذکّر می‌کنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش شماست، و به یاد بیاورید لحظه‌ای که در حضور خدا حاضر می‌شوید برای پاسخ دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کرده‌اید.
اگر کسی مبدأ را متذکّر بود، و معاد را متذکّر بود؛ مشکل اخلاقی، حقوقی، فقهی و مانند آن نخواهد داشت. منشأ همه تیرگی‌ها و تبهکاری‌های ما غفلت از مبدأ و معاد است. لذا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه وقتی ظهور کرد، اوّلین سخنش این است: مردم! به یاد روز حساب باشید. اگر کسی بداند تمام کارها تحت حساب است، و در برابر هر فکر و اندیشه‌ای که دارد باید پاسخگو باشد؛ در برابر هر قیام و رفتار و گفتار و نوشتاری که ارائه کرده است، باید جوابگو باشد؛ چنین انسانی جز بر اساس آیه سوره اسراء حرکت نمی‌کند که: رَبِّ اَدخِلْنِی مُدخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ (4). هر کاری که می‌خواهد وارد بشود به نام و یاد خدا، از آن کار بیرون بیاید به نام و یاد خدا.

*گزیده‌ای از پیام گفتاری آیت الله العظمی جوادی آملی به بیست و ششمین سمینار سراسری فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا.



راه کارهای دفع وسوسه شيطان

 چند کار است که اگر انسان انجام دهد و سوسه شیطان از او دفع می‌شود و آن ملعون تا مدتی قادر نیست او را وسوسه نماید.

۱- پناه بردن به خدا: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: وقتی شیطان یکی از شما را وسوسه کند باید به خدا پناه برید و بگویید:

«اَمَنْتُ بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ مُخْلِصَاٌ لَهُ الدّینْ[۱]»

و نیز آمده : زمانی که در قلب تو شکی رخنه کند باید بگویی:

«هُوَ الْاوَّلُ و الآخِرُ و الظاهِرُ و الباطِنُ و هُو بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمْ[۲]»

2- حنا: در حنا بستن ۱۴ خصلت است. نهم از آنها اینکه وسوسه شیطان را کم می‌‌کند.[۳]

۳- خوردن انار: امام صادق(علیه السلام): فرمود: انار زمانی که در معده قرار می‌گیرد تا چهل روز وسوسه شیطان را از بین می‌برد.[۴]

۴- آب نیسان: آن آب بارانی است که بعد از ۲۳ روز از عید نوروز گذشت تا سی روز بعد از آن می‌گیرند.[۵] کسی که دوست دارد شیطان با وسوسه خود او را اذیت نکند،‌ از آب نیسان بیاشامد.[۶]

۵- شستن سر با سدر: امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که سر و صورت خود را با برگ سدر بشوید، خداوند متعال شیطان را هفتاد روز از او دور می‌گرداند.[۷]

۶- مسواک: امام صادق (علیه السلام) فرمود: بر شما باد به مسواک کردن؛ زیرا آن وسوسه شیطان را از سینه انسان بیرون می‌کند.[۸]

۷- ذکر اهل بیت: ذکر اهل بیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای وسوسه در سینه انسان شفا است[۹](از همه مهمتر این است که انسان درود بر پیامبر اسلام بفرستد.)

۸- روزه گرفتن: روایت شده که : هر کس در هر ماه سه روز، روزه بگیرد آن سه روز مطابق روزه همه دنیاست و وسوسه شیطان را از قلب بیرون می‌‌برد.[۱۰]

اسرار مثلث برمودا2

اسرار مثلث برمودا

در  ادامه مطلب

ادامه نوشته

راز مثلث برمودا 1

مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

 

ادامه نوشته

من تو رو می خوام او نارو نمی خوام

 
                                                         به خداوند یکتا

عطر زرد گل ياس رو نمي خوام                                         نفسم تويي هوارو نمي خوام    

نمره ي بيست آلاسو نمي خوام                                      من آسي با قد رعنا نمي خوام  

من فقط واسه چش تو جون مي دم                                  چشاي درشت و گيرا نمي خوام        

عاشقاي بي حواسو نمي خوام                                       دوس دارم قايق سواري رو ، ولي       

من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام                                   نفسم تويي هوارو نمي خوام            

نفسم تويي هوارو نمي خوام                                           از هيچ آسي دريا نمي خوام      

عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام                                  من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام   

دوره گرد گل فروشو نمي خوام                                          موهاي خيلي پريشون نمي خوام     

اوني آه چشاش به رنگ عسله                                         آدم زيادي مجنون نمي خوام          

مجنون خونه به دوشو نمي خوام                                      مي دوني چشم منو گرفتي و           

من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام                                   جز تو هيچي از خدامون نمي خوام     

                                                           

                                  ممنون می شم،اگه یه کلمه یادگاری هم درج کنید